صفحه نخست
ارتباط با ما
درباره ما
سامانه SMS
تبليغات
ایمیل
شماره حساب
نقشه سایت
توييتر
فيس بوك
English
سه شنبه 30 آبان 1396
تعداد نمایش:2055
امتیاز: 1 2 3 4 5 6

دانلود كتابهاي الكترونيكي
دوستی و دوستیابی

بروزرسانی : جمعه 6 مرداد 1391
نويسنده : بهروز ذبيح الله    منبع : ايراس
روند تشکل ادبیات شوروی در تاجیکستان (بخش اول)
تحولات بنیادین سیاسی و اجتماعی که بعد از پیروزی انقلاب بلشویکی روسیه در آسیای مرکزی رخ داد پیامد‌های فرهنگی و ادبی تازه‌ای به دنبال داشت. پایه و اساس دولت تازه تاسیس شوروی ‌ایدیولوژی مارکسستی-لنینی اعلام شد و تمام امور از جمله ادبیات و فرهنگ در سراسر ‌این کشور پهناور از ‌این ‌ایدیولوژی تبعیت می‌کردند. کمونیست‌ها معتقد بودند که چون دولت شوروی حکومت کارگر و دهقان است ادبیات آن نیز باید توسط طبقه‌ی کارگر آفریده شود و ملاک ارزیابی آثار ادبی نزد آنان نه ارزش هنری و ادبی آثار بلکه میزان تعهد و صداقت شخص نویسنده‌ یا شاعر به ‌ایدئولوژی کمونیستی، محسوب می‌شد ...

ادبیات تاجیک شاخه‌ای از ادبیات نام‌آور پارسی در آسیای مرکزی است که به مثابه ‌یک بال قوی در طول قرون متمادی سیمرغ شعر پارسی را به پرواز درآورده است.‌این ادبیات تا ابتدای قرن بیستم میلادی روند طبیعی خود را با فراز و نشیب‌های مختص آسیای مرکزی می‌پیمود تا ‌این که شیپور انقلاب بلشویکی در‌ این قسمت از بلاد اسلامی ‌دمیده شد و‌ این سرزمین را نزدیک به ‌یک قرن از پیکره‌ی اصلی خویش کاملاً جدا کرد. بنابراین ادبیات تاجیک مانند سایر بخش‌ها از بدنه‌ی ادبیات پارسی جدا و شامل شبکه‌ی واحد ادبیات شوروی شد.
 
آن‌طور که واضح است، تحولات بنیادین سیاسی و اجتماعی که بعد از پیروزی انقلاب بلشویکی روسیه در آسیای مرکزی رخ داد طبیعتاً پیامد‌های فرهنگی و ادبی تازه‌ای نیز به دنبال داشت. بذر فرهنگی‌ای که کمونیست‌ها در‌این منطقه کاشتند مسلماً میوه‌ای تازه با طعمی متفاوت به بار آورد. درخت همان درخت بود اما از پیوندی که به آن زده شد حاصلی متفاوت بدست آمد.
 
انقلاب بلشویکی مانند دیگر امور در رابطه با ادبیات و فرهنگ نیز دیدگاه خاص خود را داشت. پایه و اساس دولت تازه تاسیس شوروی ‌ایدیولوژی مارکسستی-لنینی اعلام شد و تمام امور در سراسر ‌این کشور پهناور باید از ‌این ‌ایدیولوژی تبعیت می‌کردند، از جمله ادبیات و فرهنگ. 

بر اساس‌ این سیاست دستگاه‌ ایدیولوژی حزب کمونیست ضمن تعریف تازه از ادبیات و رسالت ادبای شوروی، چهارچوب و معیار‌های جدیدی نیز برای ارزیابی ماهیت و محتوای ادبیات شوروی اعمال کرد که تبعیت از آن برای همه شاعران و نویسندگان آن کشور الزامی بود زیرا رهبران شوروی مدعی بودند که نظام سیاسی که آنان ‌ایجاد کرده‌اند بهترین نظام سیاسی در جهان و اندیشه سوسیالسم که عمدتاً بر اساس نظریات مارکس و لنین تعبیر و تفسیر می‌شد، به عنوان برترین اندیشه برای بنیاد جامعه‌ی فاضله‌ی بشری، محسوب می‌شود.
 
از ‌این رو، در چنین نظامی‌ رسالت ادبیات و ادبا تبلیغ برنامه‌های‌ایدیولوژی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دولت شوروی و تشویق مردم سراسر دنیا برای پذیرش ساخت سوسیالستی از نوع شوروی آن بود. اما دولت شوروی تا زمان سرکوب کامل نیروهای مسلح مخالف خویش در آسیای مرکزی زیرکانه دیدگاه‌های خاص خود را در رابطه با دین و فرهنگ دیگر ملت‌ها بروز نمی‌داد تا با مخالفت همگانی مواجه نشود.
 
بنابراین تا سال ۱۹۳۰ میلادی مکاتب و حوزه‌های ادبی گوناگون با روش و سلیقه‌های متفاوت، کماکان به حیات خود ادامه می‌دادند. به نوشته‌ی دکتر معروف رجبی: «ادبیات در سال‌های بیستم و سی‌ام اساساً از جانب ادیبان از لحاظ برآمد اجتماعی غیر کارگر ‌ایجاد می‌شد زیرا از پرولتاریای جنگاور که اکثراً بی‌سواد بودند، ادیبان و روشنفکران کافی به میدان نیامده بود.» [۱] 

حکومت شوروی از نظر ‌ایدیولوژی به روشنفکران نسل گذشته صرف نظر از استقبال آنان از انقلاب، اصلاً اعتماد نداشت اما بر اساس ملاحظات سیاسی وجود آن‌ها را تحمل می‌کرد. کمونیست‌ها حتی به دهقانان به دلیل داشتن یک تکه زمین باوری کامل نداشتند و بیشتر روی طبقه‌ی کارگر حساب می‌کردند. 

کمونیست‌ها روشنفکران بازمانده از سیستم سیاسی گذشته را به عنوان نمایندگان صنف بورژوازی یاد می‌کردند. پرفسور شریف جان حسین‌زاده در مقاله‌ای با نام «مبارزه در جبهه‌ی ادبیات» که در سال ۱۹۳۴ منتشر شد درباره‌ی‌ این گروه نوشته است: نمایندگانی که از جانب (منظور ادبیات جدیدیه) برای ما گذاشته‌اند سزاوار ‌ایجاد ادبیات پرولتاریا نیستند زیرا که آنان ماهیت انقلاب را به طور کامل درک نکرده‌اند. موج‌های انقلاب در رگ و پی و خون آنان هنوز نیز هضم نشده است. بنابراین ‌ایجاد ادبیات نو توسط آنها انتظاری خطا است.[۲] 

از‌این رو، به محض تثبیت موقعیت حکومت شوروی در ‌این منطقه سیاست‌ها و دیدگاه‌های اصلی کمونیست‌ها نسبت به دین و فرهنگ آشکار شد و هم‌زمان در‌این مدت نیروهای تربیت شده‌ی مکتب شوروی نیز برای انجام رسالت جدید فرهنگی خویش آماده و وارد صحنه‌ی ادبیات و فرهنگ شدند.
 
به موازات آشکار شدن سیاست‌ها و اهداف واقعی کمونیست‌ها در دهه‌ی ۳۰ و ۴۰ قرن بیستم موج جدید فرار مغز‌ها که عمدتاً شامل علمای دین و شاعران و نویسندگان دگراندیش می‌شد، آغاز گردید و آن دسته از روشنفکرانی که به دولت شوروی اعتماد کردند و متواری نشدند در دوران اختناق استالینی با تهمت و بهتان بی‌اساس توسط بلشویک‌ها از بین برده شدند. 

به همبن ترتیب «از پیروزی انقلاب اکتبر و تصرف بخارا به دست بلشویک‌های روسیه هنوز ده سالی نگذشته بود که سیاست‌های سلطه‌گرایی و ضد ملی بلشویک‌ها رفته رفته آشکارتر شد. در پایان ‌این دوره، جریان پرولیت کلت (فرهنگ کارگری) به راه افتاد که همه‌ی سنت‌های رایج را انکار می‌کرد و هنر و رسومی ‌را که نظام نوین شوروی پی افکنده بود ترجیح می‌داد؛ چندان که در تاجیکستان بر عروض پارسی خرده گرفتند و آن را متعلق به ادبیات کهنه‌ی فئودالی دانستند و می‌گفتند که طبقه‌ی نوین پرولتاریا که حاکم بر جامعه است، به هنر جدیدی نیاز دارد.» [۳]
 
چنین بود که خوبی سمرقندی شاعر مستعد که در دارالمعلمین شوروی در باکو نیز تحصیل کرده بود در اعتراض به‌این سیاست‌ها به افغانستان فرار می‌کند. خوبی سمرقندی مخالفت خود را‌ این گونه بیان داشته است:

جمعی ز مقیدان که بی‌دین گشتند
در مصلحت طریق لنین گشتند.
بودند کلوخ و در خلاب افتادند
خوردند نجاستی و سرگین گشتند
یا خود:
ما سجده به جز حضرت رحمان نکنیم
تعظیم به اغنیای نادان نکنیم
با بنده چو بندگی نمودن کفر است
از بهر معاش ترک ‌ایمان نکنیم

کمونیست‌ها معتقد بودند که چون دولت شوروی حکومت کارگر و دهقان است ادبیات آن نیز باید توسط طبقه‌ی کارگر آفریده شود. از ‌این رو، در دهه‌ی اول پیروزی انقلاب اکتبر کمونیست‌ها شعار «برای ادبیات کارگری» را مطرح کردند که هدف اصلی آن خلق آثار ویژه‌ی کارگری توسط کارگران برای خود کارگران بود.
 
برای دستیابی به ‌این هدف دولت شوروی در سال ۱۹۳۴ اتفاق نویسندگان شوروی را با زیرمجموعه‌های آن در تمام جمهوری‌های دیگری که تحت امرش بود تاسیس کرد و دستور لازم را جهت آموزش و حمایت همه‌جانبه‌ی شعرا و نویسندگان ازطبقه‌ی کارگر صادر نمود. قبل از تاسیس اتفاق در ‌این جمهوری‌ها، انجمن نویسندگان پرولتر فعالیت می‌کرد. 

به دنبال ‌این دستور اتفاق نویسندگان تاجیکستان بلافاصله در شهر و روستا‌ها برای شناسایی و جلب جوانان مستعد و با اعتماد از طبقه‌ی کارگر و دهقان اقدام و در یک مدت کوتاه لشکری از شعرا و ادبای پرولتر را برای خدمت به آرمان‌های حزب کمونیست آماده کرد. پرفسور‌ ایرژی بچکا درباره‌ی هدف تاسیس اتفاق نویسندگان می‌نگارد: «هدف اصلی آن عبارت از آن بود که فعالیت نویسندگان را جهت بخشد و معلوم سازد که آنان با چه کیفیتی می‌توانند نویسنده، شاعر، عالم، ادیب، منتقد یا نماشنامه‌نویس باشند.» [۴]
به نظر کمونیست‌ها انقلاب اکتبر در تفکر اقوام شوروی تحولی تازه ‌ایجاد کرده و عمومیت جدید تاریخی آنان را به وجود آورده بود. بنابراین ‌این عمومیت و یگانگی که از ویژگی‌های مختص جامعه‌ی سوسیالستی شوروی می‌باشد، تنها در یگانگی و هم‌رأیی سیاسی و اجتماعی مردمان شوروی خلاصه نمی‌شد بلکه باید در بخش هنر، ادبیات و زیبایی‌شناختی آنان نیز متبلور گردد. هدف کمونیست‌ها از ‌این همگون‌سازی، پرورش آدم نو-آدم تیپ شوروی بود که صرف نظر از تعلقات نژادی، ملی و مذهبی خویش در گذشته، مطابق خواست آنها فکر کند و با شیوه‌ی مورد نظر آنان زندگی نماید. 

به دنبال ‌این سیاست، یک ادبیات قالبی و یک‌رنگ با محتوای مشابه و سطحی در سراسر شوروی با ادعای واقع‌گرایی شکل گرفت که واقعیت مصنوعی دولت شوروی را مدح و ستایش می‌کرد.‌ این یک ادبیات بیگانه با تفکر و حقیقت ذات بشری بود و خصوصیت صرف تبلیغاتی داشت زیرا کمونیست‌ها از ادبیات هم مانند یک ابزار یا یک رسانه به خاطر تبلیغ ‌ایدئولوژی خویش سوءاستفاده می‌کردند و به جنبه‌های هنری آن چندان اهمیتی قایل نبودند. بنابراین ملاک ارزیابی آثار ادبی نزد آنان نه ارزش هنری و ادبی آثار بلکه میزان تعهد و صداقت شخص نویسنده‌ یا شاعر به ‌ایدئولوژی کمونیستی، محسوب می‌شد.

منابع:
[۱] معروف رجبی، تاریخ تنقید و ادبیات‌شناسی، دوشنبه، نشریات عرفان، ۱۹۹۷، ص ۲۳
[۲] همان‌جا، ص ۲۴
[۳] دانشنامه ادب پارسی، ج ۱، تهران، ۱۳۷۵، ص ۶۲
[۴]‌ایرژی بچکا، ادبیات پارسی در تاجیکستان، تهران، ۱۳۷۲، ص ۲۳۷
نظر خوانندگان در مورد اين مطلب ارسال نظر شما

لار
آوران
كليه