صفحه نخست
ارتباط با ما
درباره ما
سامانه SMS
تبليغات
ایمیل
شماره حساب
نقشه سایت
توييتر
فيس بوك
English
سه شنبه 10 اسفند 1395
تعداد نمایش:1766
امتیاز: 1 2 3 4 5 6

احمد آرام
ويزاي آنلاين تاجيكستان
خواص گياهان

بروزرسانی : سه شنبه 27 فروردين 1392
منبع : خبرگزاری فارس
مومن قناعت؛ نماد بیداری فکری مردمان فارسی‌گوی تاجیک
تاجیکی نیوز: قرن بیستم قرن فروپاشی هویت و فرهنگ پارسی زبانان در فرارود و انحطاط فکری تاجیکان بود. تاجیکان در نیمه اول این قرن به علت سلطه کمونیسم هیج اندیشمند و حکیمی که نظرات او فراتر از مرزهای تاجیکستان کنونی تراویده و افکار مردم منطقه و یا خود جهان پیرامون خود را تحت تاثیر قرار داده باشد، به دنیا تقدیم نکردند.

این امر از نظر واقعیت غیر ممکن بود زیرا ایدئولوژی کمونیستی با ارزش‌های بنیادی موجودیت ملت ما در ستیز بود و تا جایی توانست آنها را انکار و سرکوب کند.

این در حالی است که ساختار ایدئولوژی کمونیسم میراث اجتماعی ما را تا حدودی از بین برد که خسارات آن به مراتب بیشتر از آن چیزی است که از آن ابرقدرت اکنون به ما به ارث رسیده است.

بدین ترتیب حسرت از دست دادن ارزش‌های ملی و مذهبی، سال‌های دراز در سینه اجدادان مثل یک بغض دیرینه حبس شده بود و کسی یارای بیان این حقیقت تلخ را نداشت تا اینکه در سال 1956 کیش استالینیسم در شوروی محکوم شد و اولین جرقه‌های آزاد اندیشی آن هم در قالب کنایه و استعاره و ده‌ها آرایه ادبی دیگر در صحیفه‌های ادبیات راه یافت.

یادآور می‌شویم که اولین جنبش "بیداری فکری" در تاجیکستان کنونی از سال‌های شصت قرن بیست به بعد در شعر تاجیک شکل گرفت و بدون شک شاعران این دوره از پایگذاران نهضت بیداری تاجیکان در قرن بیستم محسوب می‌شوند.

در این میان، چهار شاعر، استاد مؤمن قناعت، روانشاد "لایق شیرعلی"، "بازار صابر" و "گلرخسار "گل سر سبد شعرای معاصر تاجیکستان نقش اساسی در تشکل خودشناسی ملی تاجیکان در نیمه دوم قرن بیستم داشتند و از جمله چهار ارکان جنبش بیداری فکری در تاجیکستان محسوب می‌شوند.

این دسته بندی بدان معنا نیست که قبل و بعد از آنان شخصیت‌های خود آگاه و دلسوز ملی وجود نداشت بلکه مسلم این‌ها تحت تاثیر افراد آگاه نسل‌های قبل از خود به این نتیجه رسیده بودند و بعدا نسل بعد از خود را تحت تاثیر قرار دادند.

منتهی دسته بندی ما بر اساس نمود ظاهر کردن اینگونه نگرش و اندیشه‌ها در آثار بزرگان آن دوره صورت گرفته است.

از این لحاظ، استاد قناعت پیشوای این حرکت در ادبیات معاصر تاجیک می‌باشد که با سرودن شعر "به هواداران زبان تاجیکی-پارسی" و ایجاد سلسله اشعار "ساز های شیراز" راه را برای ورود اندیشه‌های ملی در ادبیات معاصر تاجیکستان باز کرد.

آثار این چهار شاعر صرف نظر از شیوه و سبک سرایش مکمل یکدیگر هستند و یک هدف را تلقین و تبلیغ کرده‌اند.

دیدگاه سیاسی و اجتماعی این ارکان چهارگانه از 2 بخش عبارت است: اول، پاسخ دادن به تحقیر و تکذیب ارزش‌های ملی و مذهبی از سوی دستگاه ایدیولوژی حاکم تا سال‌های 1960 میلادی و دوم، تبلیغ این ارزش‌ها به عنوان اصول‌های حیات بخش ملی و تشویق مردم برای احیا و گرامیداشت ارزش‌های خودی.

در این زمینه، هر چهار شاعر در حقیقت موفق بودند و رسالت خویش را به عنوان یک شاعر ملی به خوبی انجام دادند. منتهی گرایش استاد قناعت و روانشاد لایق شیرعلی به فلسفه و حکمت، بازار صابر به تصویرسازی و گلرخسار به احساس و عاطفه در بیان موضوع مورد نظر بیشتر نمود پیدا کرده است.

استاد قناعت که امروز یکشنبه مورخ 31 اردیبهشت 1391 هشتادمین بهار عمر گران مایه‌اش را سپری می‌کند آثار خود را عمدتا در قالب داستان حماسی ایجاد کرده است و تا کنون نیز هیج کسی در باره جایگاه حکمت و خردورزی در آثار او تحقیق جدی انجام نداده است.

این در حالی است که شخصیت و آثار استاد قناعت، نمادی از خردورزی و حکمت در ادبیات معاصر تاجیک محسوب می‌شود. از سوی دیگر، مغز داستان حماسی را حکمت و فلسفه شکل می‌دهد و استاد قناعت در داستان‌های خویش شهامت ملی، جایگاه تمدن، رشادت‌های بزرگان قوم، ارزش‌های برازنده ملی و نقش شخصیت‌های ملی در تشکل تمدن جهانی را به خوبی به نمایش گذاشته است.

موضوع داستان‌های استاد بیانگر این نکته است که شاعر با شناخت اوضاع ایدیولوژی و سیاسی زمان خویش موضوع‌هایی را برای پرداختن انتخاب کرده است که کمتر تحت تاثیر آفت روزمرگی و شعار‌های ایدیولوژیک قرار گرفته تا بقای آنها به عنوان یک ارزش ادبی در آینده دور، پایدار باشد.

استاد قناعت به سخن و سخنوری به عنوان یک پدیده مقدس اعتقاد دارد و اصولی را که لازمه این امر هست در طول فعالیت ادبی خویش به خوبی رعایت کرده است. او در ابتدای داستان "شروش استالین گراد" این باور خود را به گونه بسیار زیبا بیان می کند:

سخن را وزن و تمکین زمین باید

سخن را قدرت جان آفرین باید...

سخن باید ره تقدیر را گیرد

دعای مادران پبر را گیرد

و با حکمت دم شمشیر را گیرد

این نکات در مجموع اصول و برداشت شاعر از جایگاه سخن هستند که این سخنور ماهر در طول حیات ادبی اش به آن صادق مانده است.

آنچه استاد را در میان لشکر فراوان ادیبان تاجیک ممتاز کرده است: یگانگی شعر و شخصیت برازنده اوست. خردورزی، متانت و نجابتی که در شخصیت او به کمال رسیده در اشعارش نیز به طور واضح تجسم پیدا کرده است. وقتی می‌گوید که:

به تندی خشم دریایم

به تمکین صبر صحرایم

به نرمی چون دل عاشق

به سختی سنگ خارایم

به سودا رفته دنیا چون سمرقند و بخارایم

مکن دیگر تو سودایم

که در سودای تو از دست دادم سست و سختم را

که دارا بودم و از دست دادم تاج و تختم را

خواننده تمام این صفات را به راحتی از لابلای این سطر‌ها احساس می‌کند. واژه‌ها در آثار قناعت کاربرد ویژه‌ای دارند و معنای خاصی را در ذهن مخاطب تلقین می‌کنند.

نماد روح در آثار قناعت کوه است و نماد مادر-زمین و دریا رمز حیات است. چنیش کلمات در شعر استاد به گونه‌ای است که هنگام خانش آن یک ضرب آهنگ ایجاد می‌شود و روح حماسه را در باطن خواننده ناخودآگاه به وجود می‌آرد. به این ابیات توجه فرمایید:

ستایش می‌کنم کوه بلند روح انسان را

فرود می آورم من قله کوه بدخشان را

به پای تو،

ایا گلتپه بار جهان بر دوش

ایا سیاره ساکت، ایا گهواره خاموش!

به قول "علی اصغر شعر دوست"-محقق ادبیات معاصر تاجیک: "در حقیقت شعر مؤمن قناعت همانند شخصیت اوست. اصیل، آرام و عمیق و به هنگام ضرورت مملو از شور و شوق و حماسه".

مؤمن قناعت همچون دیگر شاعران تاجیک درد هویت خود را در تاریخ نیاکان جستجو می‌کند. زمانی که استاد قناعت از این درد نجوا می‌کشید کمتر کسی گوش شنوا داشت که عمق پیام شاعر را درک کند.

اما درد را نمی‌شود برای همیشه در سینه حبس کنی، همدمی، همرازی و هم نشینی می‌باید تا سر نهفته را با او در میان بگذاری. بنابرین شاعر به بارگاه ذات کبریایی رو می‌آورد و با تمام نیرو فریاد می‌کند که چرا ملتی با این همه سابقه درخشان تمدنی امروز در تنگنا قرار گرفته است؟:

آی دادگاه خاکیان

ای آسمان بی کران

تنگ است حال تاجیکان

در زیر خاک و خاکدان

تاجیک ز راه راستی

اول زمین را کشت کرد

از بهر آتش خانه ها

از خاک مادر خشت کرد

کشت نخستین را درود

یشت نخستین را سرود

در وصف میترا-مهر پاک

قانون اول را نوشت

در عصمت زاینده خاک

شهر نوی بنیاد کرد

باغ نوی آباد کرد

هر آن چه بودی دسترس

او در زمین ایجاد کرد

تنها بلندی کوه ماند

رمز بلند روح ماند

بین دو کوه سربلند

یک قله اندوه ماند....

استاد قناعت آثار خویش را بر اساس دو محور ایجاد کرده است: بشری و وطنی. موضوع آثار او در دایره همین دو محور می‌چرخد.

داستان‌های قناعت ضمن این که عمدتا به بررسی موضوع‌ات تاریخی می‌پردازند با پیرایه هنری نیز ٱراسته شده‌اند.

شاعر در تصویرپردازی حالات جنگی واقعا مهارت بلند دارد. برای مثال به این شعر توجه نمایید

چه اسراری که پیش از حمله خندق حمل و خاموش است

ولی خندق همه هوش و همه چشم و همه گوش است

و خواب اسکر آماده همچون خواب خرگوش است

خروش قلب انسان زیر سرپوش است

و می گردد زمین پاره به وقت حمله یکباره

و آدم می براید از زمین مانند اساره...

دمی که حمله ما با ایمایی بی صدا سر شد

و ما نزدیک رفتیم و به ما نزدیک سنگر شد

زمین برف پوش بی گیه مانند دفتر بود:

که در آن یک حجا یک نقش پایی نیست

به غیر از شلفه های پا صدای نیست...

در این پاره، شاعر به طور شگفت انگیز حالت آماده باش سربازان قبل از حمله در درون خاک ریز را با شراعط خاص مکانی جبهه جنگ به تصویر کشیده است که در ذهن خواننده نیز شبیه اکران تلویزیون نمایان می‌شود.

قناعت در داستان‌ها جنگی و تاریخی خود انسان را در حالات و موقعیت‌های مختلف به تصویر می‌کشد. در داستان "ستاره عصمت" در حالت و موقعیت دیگر باز هم تصویر جالب می آفریند:

ستاره می پرد از آسمان صبح سیمابی

و می بارد ز چشم آسمان اشک یتیم آبی

زمین نم کشیده از برای جفت نا باب است

ضمیر غم کشیده در شب نوروز ناتاب است

زمین لای جفت از بهر نیش دانه زندان است

که از زندان لایی سر کشیدن غیر امکان است

زمین روز نوروزی به مثل سینه رحم است

صباح آیینه رحمت، سما آیینه وحم است.

قناعت در آثار خود از صنایع ادبی بخصوص مقابله، تجنیس، تشبیه و استعاره و مقال و حکمت‌های مردمی ماهرانه استفاده می‌کند.

در پاره بالا نیز شاعر منظره پشت جبهه غیر جنگی را به تصویر می‌کشد اما کلمات، تعابیر و صنایع ادبی خاصی را به کار می‌گیرد که خواننده از موضوع اصلی یعنی جنگ فارغ نمی‌شود بلکه اثرات فراگیر جنگ را در پشت جبهه نیز به خوبی احساس می‌کند.

تاجیکان می‌توانند افتخار کنند که در قن بیستم حداقل یک فرزند آنها توانست درباره بزرگترین حادثه و فاجعه این قرن که جنگ جهانی دوم می‌باشد اثری آفریند که در نوع خود بی نظیر است.

مؤمن قناعت با استعداد بلند شاعری و آگاهی تاریخی خود به خوبی از عهده انعکاس فاجعه استالین گراد-خونین ترین نبرد جنگ جهانی دوم برامده است.

جنگ و پیامد‌های آن برای تمام جوامع بشری اثرات یکسان دارد و تقریبا همه ملت‌های کره زمین در طول تاریخ موجودیت خود این فاجعه تلخ را تجربه کرده‌اند. بنابرین تصویر سرگذشت خانم آنا مادر سرباز شهید روس بیانگر سرنوشت تلخ همه مادرانی است که فرزندان عزیز خود را در این نبرد از دست داده‌اند.

به قول "آلژس سلیمان اف"-شاعر قزاقستان:"آمر به معروف است که شاعر سفیر سرزمین خویشتن است. شناخت شاعر، شناخت خلق اوست ولی برای خلق خود شاعر رسول جامعه بشری و نماینده تمدن جهانی است."

اکنون که مؤلف "سروش استالین گراد" وارد هشتادمین سالگرد حیات پربرکتش می‌شود، قبل از دولت تاجیکستان باید دولت روسیه از خدمات این پیر خرد و بشر دوست استقبال کند و برای این منادی صلح و دوستی ارج بگذارد.

بهروز ذبیح الله، کارشناس فرهنگی تاجیک

نظر خوانندگان در مورد اين مطلب ارسال نظر شما

لار
آوران
دره طالقان
جنگلهای ابر
ساواشی
عصارخانه شاهی
سلطانیه
كليه