صفحه نخست
ارتباط با ما
درباره ما
سامانه SMS
تبليغات
ایمیل
شماره حساب
نقشه سایت
توييتر
فيس بوك
English
چهار شنبه 22 آذر 1396
تعداد نمایش:2437
امتیاز: 1 2 3 4 5 6

دوستی و دوستیابی
خواص گياهان

بروزرسانی : سه شنبه 27 فروردين 1392
منبع : خبرگزاری فارس
جام خیام در دستان لایق شیرعلی شاعر فارسی‌گوی تاجیک
تاجیکی نیوز: به طور معلوم شعرای فارسی زبان در میان مردم تاجیک عزیز و محبوبند و شاید یک مورخ و یا نویسنده و فیلسوف و منجم و ریاضی دان آن شهرتی را نداشته باشد که شاعران دارند. دلیل علاقه شدید و عمیق تاجیکان با شعر و شعرا و کلام منظوم شاید به این دلیل باشد که این سرزمین زادگاه و بالشگاه استاد ابوعبدالله رودکی، پدر شعر فارسی و شعرا و شخصیت‌های بزرگ دیگر باشد و نیز به این دلیل که شعر در کلام همه روزه و معاشرت این مردم به صورت ضرب المثل، مقال، ترکیب، کنایه مورد استفاده قرار می‌گیرد و از کودکی و نورسی مهر شعر و ادب در ضمیر قلب آنها کاشته می‌شود.

به هر صورت، همچنانکه یک ایرانی و افغانستانی از مطالعه اشعار دلپذیر حافظ و سعدی و نظامی و عطار و خیام و صائب و بیدل و اقبال و سهراب سپهری و خلیل الله خلیلی، لذت می‌برد، یک تاجیک نیز همین غذای معنوی را درک می‌کند و کلام این بزرگان را حفظ می‌کنند و در لحظات ضروری چه در غم و چه در شادی به کار می گیرند.

در این میان، شاعران تاجیک احترام ویژه و بی نظیری به چهره‌های فرهنگی دارند، چون "ضرب دست کوهکن را تیشه می‌داند که چیست" و آنها در اشعار خود همواره از این بزرگان ذکر خیر نموده و در موارد فراوان از آنها یاد می‌کنند.

وقتی با این مقدمه به ادامه مطلب می‌پردازیم، بدون اختیار نام نیک استاد لایق شیرعلی، شاعر و چهره مطرح فرهنگی تاجیکستان در اذهان رسوخ می‌کند.

استاد لایق شیرعلی (1941-2000) که در محافل ادبی ورارود به عنوان ملک الشعرای شعر فارسی آسیای مرکزی و "خیام ثانی" شهرت دارد، بیش از دیگران در چکامه‌های شیرین خود از بزرگان ادب فارسی، ابو عبدالله رودکی، فردوسی، بوعلی سینا، مولانا، سعدی، حافظ، خیام، سنایی، صائب، بیدل، نظامی، بابا طاهر عریان، اقبال، علامه دهخدا ... یاد می‌کند و گاه با تقلید از آنها شعر می‌گوید و گاهی نظیره می‌سراید که در این میان، توجه شاعر تاجیک بیش از همه به استاد رودکی، فردوسی و خیام و میرزا تورسون زاده بوده است که در این مختصر به جایگاه خیام و اندیشه‌های خیامی در سروده‌های او خواهیم پرداخت.

استاد لایق در شعر سفیدی با عنوان "خیام در قعر اقیانوس"(1986) که اشاره‌ای است به قضیه یافت شدن کتاب رباعیات خیام اندرون صندوق فولادی در کشتی غرق شده در عمق چهار هزار متری اقیانوس بر عظمت و قدرت اعجاز برنگیز افکار خیام می‌پردازد که وقتی اقیانوس آتلانتیک شمالی از طعم لذیذ رباعیات خیام بویی می‌برد طوفانی می‌شود و از قالب خود در می‌آید و ماهی و نهنگ و هر موجود دیگر و آب اقیانوس مست می‌شود:

سفینه غرق دریا شد.

درون آن سفینه یک سفینه -

رباعیات شورانگیز خیام سخنور بود -

سفینه در سفینه غرق دریا شد.

رباعیات دنیاگیر دریاگیر شد، زیرا

دل خیام اندر سینة دریا

تپیدن داشت با امواج افکارش،

تپیدن داشت با امواج اسرارش.

چو هم زادند از روز بنا بهر و دل شاعر،

دل دریای شاعر

هم نوا شد با دل دریا.

دو دریا گوئیا اندر

کنار همدیگر بودند

یکی دریای معنی ها،

یکی دریای آبی ها.

ولی دریای معنی ها

فروتر بود از دریای آبی ها...

نخستین بار در عرض وجود خویش

رباعی خوان شد اقیانوس.

رباعی خواند و طوفان کرد،

رباعی خواند و طغیان کرد،

ز بس اندر نهاد هر رباعی شور و عصیان است،

ز بس اندر بساط هر رباعی شور انسان است.

میان گنج های بی‌شماره،

در این دریای ناپیداکناره

به از صد مخزن سیم و زر و صد خرمن گوهر

رباعیات عالم‌گیر خیام،

همه فطرت،

همه تدبیر خیام

بشارت داده از پایندگی خویش،

به قعر بهر بهره برده‌اند از زندگی خویش.

و از شعر و سخن هم

خواست شاعر چنین بوده،

که روزی از سرا تا بر ثریا

و یا در روی خاک و در دل دریا

دلی امید روز خوشتری یابد،

به درگاه دل دنیا دری یابد.

چو اندر چار سطر هر رباعی

چار عنصر از ازل پیداست،

چو اندر چار سطر هر رباعی

چار سمت عالم پهناست،

میان این همه سردرگومی ها

ز هر سطر رباعی زندگی سمت رهی یابد،

و یا اندر گشاد مشکلاتش چاره‌ای یابد.

بد-این امید دانی در دل پرشور اقیانوس

دلی گرم تپیدن بوده بی‌آرام -

دل خیام

علیه زمرة منحوس عالم‌سوز.

لایق در این شعر سپید بر نبوغ عالم گیر اندیشه خیام و مقام شامخ او می‌پردازد که شعر مذکور بی شبهه کمتر از هیچ پژوهش و تحقیق نیست و بهترین معرفی خیام از زبان یک شاعر است که با درد و احساس او آشنائی دارد.

گوینده تاجیک در شعر دیگری که در سال 1978 انشا نموده است به جنبه عالمی و ریاضی دانی خیام اشاره نموده و خدمات او را کمتر از دانشمندان بزرگ دنیا نمی‌داند و تاکید می‌نماید که خیام قبل از اینکه شاعر باشد یک متفکر دقیق نظر و برجسته است:  

بود اگر خیام همدوران ما،

آرزوهایش به سامان می‌رسید.

تا به چرخ دیگر، افلاک دیگر

دستش آسان می‌رسید.

بی‌شک، او می‌بود مرد هم‌نظر

با سیولکوفسکی یا که اینشتین.

در زمین می‌جست اگر راز فلک،

در فلک - راز زمین.

بی‌شک او از ما فزون غم می‌کشید

در جهان مردی و رندی گری.

بی‌شک او می‌جست از ما بیشتر

راه و رسم دلبری.

لیک با آن روح عصیانی خود،

با همه بی‌باکی و عزم درست

آن حقیقت را که می‌جست آن زمان،

این زمان هم باز می‌جست...

 "گورستان خیره" (1980) عنوان شعر دیگری از استاد لایق است که باز هم شاعر ضمن نگاهی به تاریخ و تحلیل حوادث ایام پرشور و فتنه گذشته ایران بر جایگاه معلای شاعر اشاره می‌کند که شاعران به عنوان دل و دیده بیدار و زبان گویای هر قومند و جامعه بدون شاعر دچار گمراهی و تباهی خواهد بود، زیرا همچنانکه معلوم است شاعر از واژه شعور- عقل و خرد برخواسته و آنها در هر زمان و مکانی آئینه تمام نمای هر ملت هستند.

در ضمن استاد لایق آن قدر صمیمانه و پیراسته سمند خامه را به جولان می‌آرد که حتی چهار پاره "برای زندگان باید بگویم،که قبرستان برای مردگان نیست" را در برخی ورودی‌های آرامگاه های تاجیکستان می‌توان دید:

چه گورستان خوشبختی است خیره،

که در آن قالب خیام خفته.

کجا خیام؟ اندر سینة خاک

همه عصیان آن ایّام خفته.

همین یک مشت خاک پاک ایران

به از هر خاک مشرق نورخیز است.

بداند خاک هم، افلاک هم نیز

که شاعر پیشوای رستخیز است.

همین یک مشت خاک پاک خیام

بود از زنده‌ها هم زنده‌دلتر.

از این یک مشت خاک آغاز گیرد،

اگر برپا شود یک روز محشر!

چه قبرستان که پامال سطوران،

چه قبرستان که یکسان زمین است.

ولی خیره ز یومن روح خیام

فراخ و برتر از چرخ برین است.

برای زندگان باید بگویم،

که قبرستان برای مُردگان نیست؛

که قبرستان برای زندگان است،

که تا دانند فردا قدرشان چیست...

برای زندگان باید بگویم،

که شاعر را به چشم کم نبینند،

که گر شاعر به بزم و سورشان نیست،

در این دنیا به غیر غم نبینند.

برای زندگان باید بگویم،

که شاعر نیست تنها بهر امروز.

اگر فردا بخوابد در دل خاک،

ز خاک او بروید ناله و سوز.

مزارستان که گور شاعری نیست،

فقط یک گوشة فریاد و آه است.

میان گورهای خاکساران

بود گر گور شاعر، دادگاه است!

مزارستان که گور شاعری نیست،

کسی از سنگ ها پندی نخواند.

مزارستان که قبر شاعری هست

زیارتگاه اهل دل بماند.

چه خلقی و چه ملکی و چه دوری،

گر او را شاعری ساحر نباشد؟

چه گورستان بی‌تدبیر و فالیست،

که در آن گور یک شاعر نباشد!

سخنور نامدار تاجیک در شعر "واپسین نفس خیام"(1982)  به لحظات پایانی عمر خیام که کتب "شفا"ی بو علی در دست داشته می‌پردازد و ضمن بازگوی این مطلب توجه خواننده را به نکته‌ای جلب می‌کند که شاعران در زنده بودن خویش در پی عمر جاویدانه‌اند و در پی کسب نام نیک می‌باشند و همه تلاش و سعی آنها بر این بوده که در پی نجات بشر باشند و در حقیقت شعر و اندیشه و تفکر آنها نجات بخش بشر از گرفتاری‌ها و کج روی‌هاست:

علاج درد جستن در همه حال

ز طبّ بوعلی کار نجیب است،

ولی بهر حکیمی مثل خیام

“شیفا” را خوانده جان دادن عجیب است.

نمی‌جوست از “شیفا” خیام سحری،

که صد سال دیگر عمرش فزاید،

فقط می‌خواست اندر واپسین دم

“شیفا” را چون در دنیا گشاید.

فقط می‌خواست با چشمان سینا

نظر سازد به چشم مرگ باری.

فقط می‌خواست اندر بستر مرگ

ورا سینا کند بیمارداری.

“شیفا” را باز کرد و چشم پوشید،

تمام دردهایش بی‌دوا ماند.

میان صفحه‌های طبّ سینا

نگاه مُردة دردآشنا ماند.

و اینک می‌گشایم من “شیفا” را،

دلم پُر زخم ناسور است و ناسور.

به هر زخمی که اندر سینه دارم،

همه آفاق معذور است و معذور.

به کلّ دردهای جاویدانه

به هر دردی که باشد جرم ایّام،

شفابخشی گر از دستم نآید،

“شیفا” را خوانده می‌میرم چو خیام...

ولی باید گفت اوج قله ایجادیات استاد لایق سلسله رباعیاتی است که شاعر آنها را "جام خیام" عنوان گذاشته و در این سلسله نزدیک به 300 رباعی فراهم آمده است که در حال و هوای رباعیات خیام سروده شده‌اند.

لایق با تالیف اینگونه رباعیات ثابت نمود که استاد کامل رباعی سرائی است و همان گونه که جانمایه و جوهر رباعیات خیام به شاد بودن و شاد زیستن و لحظه را غنیمت دانستن تاکید می‌کرد و به قدر زیبایی‌های زندگی رسیدن را گوشزد می‌نمود نیز تقریبا در همین سبک و سیاق خامه زنی می‌کند و از مسیر خیام پیروی می‌نماید که جا دارد نمونه‌ای چند این رباعیات تقدیم خوانندگان عزیز گردد:

ایران، من و تو چو پارة آب جدا،

مانندة آفتاب و مهتاب جدا.

هر سو به تلاش زندگی جاری شدیم،

سرچشمه یک است و ما چو شاخاب جدا.

***

جامی و بتی و عاشقی  خوش حالیست،

سالی که گذشت با خوشی، خوش سالیست.

خیام، به هر زمانه در بزم خرد

جام تو پُر است، لیک جایت خالی است.

***

این صبح دوام شام چون زندان است،

این خنده نشان دیدة گریان است.

هر چیز نوی که حاضران یافته‌ایم،

گم کردة رفتگان پُر ارمان است.

***

ما حلقة بین اوّل و انجامیم،

پروردة عصر بیست و شیر خامیم.

خیام که گفت، بوده بی‌ذریاتی*،

مادام که ما شهپسر خیامیم؟!

***

خیام، دلت از دل ما آگاه است،

هر یک سخنت سرود درد و آه است،

بیت تو دریست باز بر کعبة دل،

شعر تو چو عمر آدمی کوتاه است.

***

خیام، سخن های تو ناتکرار است،

جام خرد تو جاویدان سرشار است.

هر کس که نخورد جام تو، مستی کرد،

هر کس که بخورد، عاقل و هوشیار است

***

از خاک نیشاپور صدا آید باز،

فریاد دل از هر دو سرا آید باز؛

ای خیمة آسمان، دوصدپاره شوی!

خیام به خیمه‌اش کجا آید باز؟

***

برتر بود از جهان جهان خیام،

مافوق زمان بود زمان خیام.

این خیمه نشینان جهان خاکی

یک خیمه ندوزند به سان خیام.

***

از گردش ایّام به کف جام بمیر،

آرام نمیر، با دل‌آرام بمیر.

خواهی که به گور تو ‌نشیند خورشید،

در پرتو آفتاب خیام بمیر

***

بر خیرة خیام گذر کردم باز،

بر چهرة ایّام نظر کردم باز.

دیدم که جهان شکسته تر از دوش است،

صد توبه شکسته، باده سر کردم باز

روی هم رفته استاد لایق که بیشترین تعداد رباعی را در ادبیات معاصر تاجیک سروده، داشته‌های ذهنی خود را بار دیگر در طبق اخلاص می‌گذارد.

این رباعیات آن قدر بی پیرایه،روان، ثلیث و خاطرمانند که حتی چند خواننده تاجیک آنها را در هوای موسیقی می‌خوانند و قسمت اعظم آنها را مردم و علاقمندان ادب حفظ می‌باشند.

رباعیات لایق بدون لکنت و دور از خشکی و بی بوی‌اند و نکهتی از گل‌های باغ سبز خیام را به مشام می‌رسانند.

در مجموع استاد لایق در این نوع شعر یعنی رباعی که مشکل ترین ژانر ادبی است، همچون غزل و دوبیتی و اشعار سپیدش موفق و صاحب مهارت شایسته است.

به هر صورت، شاعر ضمن تمجید از مقام و منزلت خیام و عموما شعرا تاکید می‌کند که نباید مغرور و شیفته نیاکان باشیم و در غفلت بمانیم بلکه اگر ما بخواهیم وارث برحق آنها باشیم باید راه و روش آنان را ادامه دهیم و با فکر و خلاقیات و ابتکارات نوین در عمل ثابت نماییم که فرزندان فرهیخته پدران و پدربزرگان خوشنام هستیم:

تا چند تو با گذشتگان می‌نازی،

با رودکی و به حافظ شیرازی؟

وقت است، سر منبر آزاد سخن

خیام دیگر، حافظ دیگر سازی!

شاه منصور شاه میرزا (خواجه اف) ادب پژوه تاجیک

نظر خوانندگان در مورد اين مطلب ارسال نظر شما
سلام این مطالب و اشعار برای استفاده اگه منبع و ارجاع نداشته باشند که ندارند بی ارزش است- احمدی
مطالبتون جالب بود با آرزوی موفقیت وشادی برای تاجیکستان عزیز- کیکاوس بختیاری-از پارس

انوبانی نی
تخت جمشید
پاسارگاد
کندوان
تخت سلیمان
سهولان