صفحه نخست
ارتباط با ما
درباره ما
سامانه SMS
تبليغات
ایمیل
شماره حساب
نقشه سایت
توييتر
فيس بوك
English
شنبه 6 خرداد 1396
تعداد نمایش:1926
امتیاز: 1 2 3 4 5 6

تور تاجیکستان
شهدای بخش طرقبه
دوستی و دوستیابی
خواص گياهان

بروزرسانی : سه شنبه 27 فروردين 1392
منبع : خبرگزاری فارس
«فرارود»، آشیان «شاهین» بلند آواز
تاجیکی نیوز: سرزمین «فرارود» از سپیده دم تاریخ تاکنون همواره مهد تمدن و فرهنگ بوده و در درازای تاریخ در این خطه ادب پرور نوای سخن پارسی گوش تشنگان لفظ شیرین دری را می‌نواخته است. فرزندان فرزانه فراورد در پرباری و غناوت چمن سبز پارسی همیشه تلاش کرده‌اند گل‌های تر و تازه بیفزایند و نقشی از خود در فضا و زمان باقی بگذارند.

«شمس الدین شاهین» یکی از چنین چهره‌های برجسته و خوشنام این خطه است که نامش در ردیف ماندگارترین شخصیت‌های ادبی این سرزمین می‌درخشد و ذکرش همراه با همدیاران نکو نامش: «ناصح کولابی»،«حاجی حسین کنگرتی»، «رحیمی»، «حاجی محمود خواجه بلجوانی»، «ملا رجب»، «میرزا قدم مجرم راغی»، «مضراب خان خاطری» و ده‌ها ادیب صاحب اندیشه بر زبان‌ها برده می‌شود.

سمش الدین شاهین درسال 1861 میلادی در خانواده «ملا امان» از دانشمندان و مدرسان بخارا به دنیا آمد، وی از کولاب به سمرقند و سپس به بخارا آمد و در این شهر ازدواج کرد.

شاهین تحصیلات ابتدایی را نزد «بی بی خلیفه گمنام» از زنان دانشمند و صاحب مکتب بخارا فرا گرفت و این زمانی بود که وی هفت- هشت ساله بود و در سن 12 سالگی دیوان حافظ را فرا گرفت و خود نیز به نوشتن شعر آغاز کرد و دیری نپایید که وی را به عنوان شاعر مطرح در محافل ادبی بخارا معرفی کردند.

شاهین از شاگردان ممتاز مدارس بخارا بود و جدا از غزل‌های عاشقانه در وصف «امیر مظفر» امیر بخارا (1885- 1860) نیز اشعاری سروده است و بدین خاطر وی را از دربار امیر حقوقی می‌رسید.

شاهین در سال 1880 مدرسه را به پایان برد و در این هنگام پدرش ملا امان مدرس در سن 87 سالگی به دار باقی خرامید و این زمانی بود که فقر و تنگدستی دامن گیر شاعر شد و «محمد طاهرخواجه بخارایی» از فاضلان زمان او را به حمایت مالی و معنوی خود گرفت.

شاهین همزمان در نزد این فاضل که با تخلص «ضریر» نیز شعر می‌سرود، تصوف و علوم دینی را فرا گرفت وی در یکی از مساجد بخارا خدمت می‌کرد.

سپس شاعر به خدمت «عبدالقادر پروانچی» (مأمور امور دیوان امیر) رفت و در دربار «امیر عبدالاحد منغیت» امیر بخارا به عنوان میرزا شروع به فعالیت نمود.

وی همزمان با کارهای دربار برخی از کتب نادر فارسی و عربی را نسخه برداری می‌کرد و با تشویق عبدالقادر به ستایش امیر عبدالاحد که در سال 1885 پس از امیر مظفر بر مسند قدرت نشسته بود پرداخت و او را در اشعارش وصف و مدح نمود.

عبدالقادر دختر خود را به نکاح شاهین در آورد و همسر او هنگام تولد فرزندش دار فانی را وداع گفت و شاعر در سوگ همسر وفادارش منظومه «لیلی و مجنون» را به رشته نظم می‌کشد در این هنگام آبرو و اعتبار شاهین در دربار به خاطر استعداد فوق العاده‌اش در شاعری افزایش یافت و این شهرت او موجب حسادت و بخل درباریان گردید.

شاعر نازک طبع این همه رضالت و تملق بدخواهان را احساس می‌نمود و این امر در اشعار او که بیشتر آهنگ شکوه و اعتراض دارد به وضوح به مشاهده می‌شود.

ادیب ذکی طبع به نتیجه‌ای رسید که علت بدبختی مردم و عقب ماندگی بخارا درباریان هستند که به خاطر عیش و نوش و اسباب معیشت خود خدا را فراموش کرده‌اند لذا شاعر درد آشنا در پی علاج این بیماری افتاد و در پی تألیف مثنوی «تحفه دوستان» می‌شود که در پیروی از «بوستان» سعدی انشا شده و گوینده کمک خود را در آن می‌بیند که با بیان داستان‌های اخلاقی و تربیتی شاید بتواند در پی اصلاح جامعه و حاکمان برآید که اکثر حکایت‌های شیرین این منظومه در مورد حکومت داری و عدل و داد تألیف شده‌اند.

اما هنوز در اواسط منظومه بود که بدخواهان شاعر با بدگویی در حضور امیر شاعر را سیاه کردند که گویا می‌خواهد به امیر نصیحت‌گویی کند.

لذا شاعر به خاطر فرو نشاندن فتنه از به آخر رساندن منظومه دست می‌کشد ولی چنانکه از ابیات آغازین مثنوی بر می‌آید هدف شاعر تنها دعوت به عدل و داد بوده است:

جهان بانی و حکم رانی و داد

سزاوار آن گرد فرزانه باد

که جان بر سر مرد دانا کند

به کامی که خواهد توانا کند

دهد گنج و آموزد اسرار علم

کند حاصل ملک در کار علم

چو آموخت انواع حکمت تمام

دهد ملک خود را به حکمت تمام

همین است رسم جهان خسروان

که دانا ستایند و دشمن ستان

شاعر درک می‌کند که آن همه وصف و ستایش که از مقامات کرده کار بیهوده و اتلاف دوران جوانی بوده و از آن سروده‌ها اظهار ندامت و پشیمانی می‌کند که آنها شایسته مدح نبوده بلکه انسان‌هایی در لباس دیو بوده‌اند، چنانچه در جایی می‌گوید:

خری را مسیحا نسب راندمی                 

سرارا ثریا لقب خواندمی

سگی را که جامه دریدی به دیو                

فرشته از او در گرفته غریو

چنان برزدم صورت مردمی                 

که گوئی نزاده جز او مردمی

شاعر جوان با «نوادر الوقایع»، نوشته «احمد دانش»، متفکر و ترقی خواه امارت بخارار آشنا می‌شود و در شعر احمد دانش را روشنفکر خوانده و «نوادر الوقایع» او را بهترین دستورالعمل جهت پیشرفت جامعه فرسوده بخارا می‌داند.

لذا شاعر تحت اندیشه‌های ترقی خواهانه «احمد مخدم» دانش رساله منثور «بدایع الصنایع» را می‌نویسید و با جرأت به این نتیجه می‌رسد که تنها راه اصلاح جامعه برپایی یک انقلاب است.

در جایی از این رساله می‌نویسد: الله، الله، دنیا طرفه تماشا گهی شده، افسوس که دیده  بینا و دل آگاهی نیست که تا آنچه به دیده بیند و آنچه به دل گذارد به صفحه نگارد. اسلام اسمی شده در میانه آن الف و لام

سراپای این رساله افشای فساد دربار و درباریان و انتقاد از امور دولتداری مقامات ظالم بخارا است که در زیر نقاب اسلام به مردم ظلم می‌کردند: فریاد از این دایه‌گان بی‌مهر که جای شیر به اطفال خود خون می‌دهند... و در پایان همین رساله به نتیجه ای می‌رسد که این حکومت با نصیحت و وعظ اصلاح نمی‌شود و تنها ساختار حکومت را باید دگرگون نمود و از بیت مشهورکار می‌گیرد:

ما آزموده‌اییم در این شهر بخت خویش

باید برون کشیدن از این ورطه رخت خویش

سرانجام شاعر به این نابسامانی‌ها و فتنه‌های دربار تاب نیاورد و به بیماری سل مبتلا شده و در سال  1864 در سن 35 سالگی در سفری درقرشی( ازتوابع بخارا) وفات کرد و در همین شهر به خاک سپرده شد.

آثار این شاعر و نویسنده پیش قدم در دوران زندگی او مرتب نگشت، تنها پس از درگذشت او شریف جان مخدم صدر ضیا از علما و دانشمندان نامدار بخارا  مثنوی «تحفه دوستان» را کتابت نمود و در آثارش از ابیات او نمونه‌ها آورد.

تذکره نویسان قرن 19 میلادی، میر صدیق حشمت، افضل مخدم پیرمستی، عبدالله خواجه عبدی، در آثار خود از شاهین ذکر خیر نموده افکار و اندیشه‌های او را ستوده‌اند.

استاد صدرالدین عینی، خالق میرزا زاده،رسول هادی زاده، عبدالحمید صمد، عبدالقادر رحیم و مظفر محمدی، پژوهشگران معاصر تاجیک در معرفی آثار شاهین خدمات فراوان انجام دادند و با تلاش پیگر آنها خوانندگان فارسی زبان با اشعار و آثار این ادیب ذکی آشنا شدند.

کلیات او از غزل، قصیده، مخمس، ترجیع بند، ترکیب بند، قطعه، رباعی و فردیات و مثنوی‌های «لیلی و مجنون» و «تحفه دوستان» عبارت می‌باشد.

شاهین در غزل بیشتر در پیروی از حافظ و سعدی شعر گفته است و اشعار وی از طبع روان و احساس شاعر خبر می‌دهند و از ظهور شاعر نوگوی و تازه سرا مژده می‌دهند، کلیات کامل آثار شاهین در سال 2006 در شهر دوشنبه برای بار اول با زبان فارسی و خط سرلیک تهیه و چاپ شد.

هم اکنون در تاجیکستان محافل و نشست‌هایی به مناسبت یک صد و پنجاهمین سالروز تولد شمس الدین شاهین در حال برگزاری است.

شاه منصور شاه میرزا-ادب پژوه تاجیک

نظر خوانندگان در مورد اين مطلب ارسال نظر شما

لار
آوران
پاسارگاد
کندوان
ارسباران
شهر اویی