صفحه نخست
ارتباط با ما
درباره ما
سامانه SMS
تبليغات
ایمیل
شماره حساب
نقشه سایت
توييتر
فيس بوك
English
سه شنبه 10 اسفند 1395
تعداد نمایش:3703
امتیاز: 1 2 3 4 5 6

دوستی و دوستیابی
خواص گياهان

بروزرسانی : شنبه 11 آبان 1392
تاجیکان ازبکستان
در چارچوب عقیدتی شوروی، گذشته اسلامی ازبکها همچون قلمرویی تاریک از واپسماندگی ارباب-رعیتی ترسیم می گشت. اکنون که تحصیلکردگان ازبک به تازگی از زنجیر این طرز باور رسته اند سرگرم بازنویسی تاریخ خود شده و کوشش در تعریف و پافشاری بر هویت و کیستی ازبکی دارند. هویتی که بتوان به آن بالید.

با وجود اینکه هسته اصلی آموزه های مارکس و لنین گرایانه به ظاهر کنار گذاشته شده ولی بسیاری از آثار آن هنوز پابرجاست. بویژه آنچه که به درک ملیت به شیوه شوروی ها مربوط می شود.
اکنون سیاست رسمی ازبک ها این شده که میخواهند ادعا کنند همه چیز و همه کس در درون مرزهای شان بدون توجه به زمان، از آن آنها بوده و برای نمونه به پیشانی چهره های تاریخی مانند تیمورلنگ، الغ بیگ، ظهیرالدین بابر و حتی پورسینا برچسب «قهرمانان ازبک» میچسبانند. در چنین وضعی برای جامعه دانش پژوه دارای اهمیت است تا رویکردی انتقادی و باپروا نسبت به مسائل چیستی و ملیت ازبک بخود بگیرد.
از قربانیان اصلی جنبشهای هویت ملی معمولآ مردم اقلیت هر کشور می باشند و تاجیکان ازبکستان از این روند جدا نیستند.
جو کنونی چیره بر ازبکستان جو دهه ۱۹۲۰ را همخوانی و تداعی میکند، زمانی که جمهوری، تازه بدست بلشویک ها بنیاد شده بود و گزارشهای سرشماری مردم تا اندازه ای به بیراهه کشیده شده بود که به مرز بی ربط بودن میرسید و علت آن آمیزه ای بود از سرگردانی درباره بکار بردن نام ها و گرایش افراد به نامگذاری ملیت خود به هر طریقی که سودمندتر به چشم می آمد.
سیاست رسمی کنونی دولت ازبکستان در قبال جمعیت تاجیک خود را می توان بخوبی در نمونه هایی مانند بستن بنیاد نوپای آموزش زبان پارسی تاجیکی سمرقند در سال ۱۹۹۲ و حجم بسیار کم مطبوعات پارسی تاجیکی حتی در سامانهایی که بیشتر مردم تاجیکند مشاهده کرد.
نمایه های رسمی سرشماری کشور ازبکستان شمار تاجیکان این کشور را پیرامون 5 درصد کل جمعیت اعلام کرده اند و این نمایه ها به همین شکل بدون چون و چرا از سوی بیشتر غربیان دانشگاهی، روزنامه نگار و نویسندگان راهنماهای مسافرتی تکرار شده اند. در همین حال تاجیکها در سراسر ازبکستان بر این پافشاری دارند که این نمایه بیشتر به ۲۵ تا ۳۰ درصد نزدیک است و بر اینکه تاجیکها ۷۰ درصد باشندگان (جمعیت) سمرقند، پایتخت پیشین و دومین شهر بزرگ ازبکستان و بیش از ۹۰ درصد مردم بخارا را تشکیل میدهند تأکید می‌کنند.
بیشتر مردم منطقه کوهستانی شمال خاوری تاشکند، آنسوی سد چورووک تاجیکند، همچنین مردم بخشهایی از دره فرغانه، استان جیزَّخ، سرخان دریا و کشکه دریا. استادان دانشگاه دولتی سمرقند کل جمعیت تاجیک ازبکستان را ۶ تا ۷ میلیون نفر برآورد میکنند. این شمار دو برابر یا بیش از دو برابر جمعیت تاجیکان در جمهوری تاجیکستان است.۱
با این وجود اینگونه که پیداست هیچ راه موثقی برای دستیابی به آمار درست در دست نیست. تنها سفر کردن در اینجا و آنجای این کشور بسنده است تا دست کم به نادرستی گزاف آمار دولتی پی ببریم.
چه در خیابانهای سمرقند و بخارا و چه در ایستگاه های اتوبوس روستایی در کوه ها در بسیاری از بخشهای ازبکستان زبان ازبکی بسیار کم یا هیچ به گوش نمی رسد. بسیاری از تاجیکها هنگامی که با یک بیگانه به روسی یا ازبکی گفتگو می کنند نخست خود را ازبک معرفی می کنند، سپس اگر همان پرسش را به پارسی تاجیکی تکرار کنید گفته شان را عوض میکنند ومی گویند که آنها تاجیکند. ایشان برای پوزش کارت شناسایی خود را که در آن ازبک نوشته شده به شما نشان می دهند.
حتی اگر بپذیریم که هیچ راهی برای دانستن شمار راستین تاجیکان ازبکستان نیست بایستی تصدیق کرد که عنصر تاجیک سزاوار توجهی جدی از سوی پژوهشگران درباره ازبکستان نو می باشد. توجهی شاید بیش از آنچه تاکنون دریافت کرده است.
از آنجا که زبان پارسی تاجیکی به گستردگی در ازبکستان صحبت میشود و حتی در بیشتر کشور زبان نخست است و با نگرش به اینکه شمار بسیار زیادی از باشندگان ازبکستان تاریخ و فرهنگ خود را تاریخ و فرهنگ تاجیکی میدانند، این احساس به شخص دست میدهد که امروز ازبکستان روا میدارد تا بخشی بسیار پرمایه از مرده ریگ خود ناشناخته و ناشنیده برجا ماند.
موضوعات پیونددار با تاجیک بودن از نقشی بسیار کلیدی در مطالعه ازبکستان برخوردارند زیرا که این مسائل تا اندازه زیادی پنهان مانده اند.
برخی ایرانشناسان جهان از این هراس دارند که در پی همانندسازی، زبان و فرهنگ پارسی تاجیکی در آینده ای نه چندان دور از پهنه آسیای میانه ناپدید شود. اما اگر در نظر بگیریم که پارسی زبانان آسیای میانه نزدیک به پانصد سال است که زیر سلطه ازبکها زندگی کرده اند بایستی از ترس خود بکاهیم.
ولی از سوی دیگر گویش های پارسی تاجیکی ازبکستان بطور فزاینده ای از پارسی تاجیکی تاجیکستان و پارسی معیار وامی گرایند. برای نمونه گویش امروزی سمرقند نسبت به گویش دوشنبه بیشتر از ترکی رخنه پذیرفته است. به گونه ای که خیلی مواقع برای دیگر پارسی زبانها فهم پذیر نیست هرچند که هنوز آشکارا تاجیکی است.۲
این گونه نایکسانی ها میان گویشوران دانش آموخته که بیشتر با ادبیات سر و کار داشته اند کمتر دیده میشود. بسیاری از تاجیکها این واگرایی در زبان گفتاری در دو سوی مرزهای سیاسی را رویهمرفته از پایان ده ۱۹۲۰ میدانند، زمانی که ایدئولوژی جمهوری های ملی جداگانه در شوروی قانونآ پیاده شد.
از آنجا که کشورهای کنونی آسیای میانه به دنباله گیری این ایدئولوژی گرایش دارند، واگرایی زبانی میان تاجیکها در ازبکستان و تاجیکستان همچنان ادامه خواهد یافت.
گرچه برخی از تاجیکان از دید فرهنگی گرایش شدیدی نسبت به همسایگان پارسی زبانشان در تاجیکستان، افغانستان و ایران نشان میدهند، بسیاری دیگر امروز چندان از سرشت میراث ایرانی خود و بستگی زبانی با افغانستان و ایران باخبر نیستند.
هنگام برخورد با یک ایرانی، تاجیکهای کم سوادتر (برای نمونه بازاریان و مغازه داران) اغلب می پرسند که در ایران به چه زبانی صحبت میشود و از اینکه یک خارجی، زبان "ایشان" را صحبت میکند شگفت زده میشوند.۳
اینگونه که پیداست، کوششهای آغازین شوروی در زمینه تلقین این موضوع به تاجیکها که زبان و فرهنگ ایشان چیزی یکتا و جدا از همه جاست در لایه های ویژه ای از جامعه کارساز بوده البته نه در میان تاجیکهایی که آموزش عالی دیده اند.
دانش آموختگان تاجیک هنوز با غرور، چامه های کهن پارسی را بازگو میکنند و در دانشگاه تاجیکی دانشجویان با علاقه فراوان به نوارهای وارد شده گوگوش و دیگر خوانندگان موسیقی مردم پسند ایرانی گوش فرا میدهند.
گذشته از مسائل حس تعلق به فرهنگ ایرانی، علی رغم همه فشار تبلیغاتی دولت با اینحال پایبندی سرسختانه ای به زبان در میان تاجیکهای ازبکستان به عنوان سرچشمه کیستی و پیوستگی اجتماعی شان، در سطح گسترده ای، دیده میشود.
دانشکده زبانشناسی تاجیک در دانشگاه دولتی سمرقند همچنان کانونی کوشا برای پژوهش در ادب کهن پارسی بوده و میباشد و نوشتارهایی دانشمندانه به پارسی تاجیکی به چاپ و پخش می رساند. این دانشکده گاه به گاه همایش هایی را نیز برگزار میکند.
دبستان هایی که در آنها به زبان پارسی تاجیکی آموزانده میشود در برخی سامانهای کشور کار خود را دنبال میکنند.
در شهر تاشکند که شمار فراوانی از پارسی زبانان تاجیک بطور پراکنده زندگی میکنند و زیاد به چشم نمی آیند دستیابی به روزنامه تاجیکی «آواز تاجیک» که دوبار در هفته چاپ میشود غیرممکن است. کتابهای پارسی تاجیکی نیز در هیچیک از کتابفروشی ها دیده نمی شود.
در سمرقند که بیشتر مردم پارسی زبانان تاجیکند، "آواز سمرقند" (همچنین دو بار در هفته) کمی بیشتر یافت میشود و شماری از کتابفروشی ها یک بخش پارسی تاجیکی نیز دارند. حتی یک کتابفروشی تمامآ پارسی-تاجیکی نیز در کنار مزگت بی بی خانم وجود دارد. گرچه شبکه سیمای تاجیکی چند سال پیش تعطیل گشت، روزنامه "آواز سمرقند" پیوسته نوشتارهایی را درباره زبان، فرهنگ و تاریخ پارسی-تاجیکی به چاپ میرساند. یک روزنامه نگار سرشناس وابسته به روزنامه اصلی روسی زبان سمرقند با اطمینان، وجود "اندکی کشمکش پنهان میان تاجیکان و ازبکها" را خاطرنشان میکند. وی "آواز سمرقند" را "بیش از اندازه میهن پرستانه" دانسته و از این رو آن را فاقد ارزش خواندن میداند۴. از سوی دیگر گرداننده پیشین انجمن فرهنگی تاجیک در سمرقند از این گلایه دارد که تاجیکها در ازبکستان عملآ فاقد حس هویت خودی و افتخار به میراث ایرانی شان میباشند. او برای نمونه توضیح میدهد که چگونه سازمانش از فعالیت خود دست کشید و علت آن این بود که با پیشنهاد این سازمان مبنی بر اینکه همه تاجیکان ازبکستان کارتهای شناسایی خود را عوض کرده و از این پس خود را بجای ازبک تاجیک معرفی کنند، موافقت نشد.
این آشکار میسازد که امروزه نیز درست همانند دوره آغازین شوروی، بسیاری از پارسی زبانان تاجیک در ازبک نامیدن خود امتیازاتی می بینند و شاید هم از تبعیضات ضدتاجیکی هراس دارند.۵
برآورد کردن درصد باسوادی در زبان پارسی در ازبکستان دشوار است، زیرا که امروزه خواندن در میان هیچیک از اقوام ازبکستان رواج ندارد. چندی از کتابفروشی های سمرقند کتابهای تازه‌چاپی را از تاجیکستان وارد کرده اند و حتی اندکی کتاب از نویسندگان محلی تاجیک که در سمرقند منتشر  شده است را نیز در موجودی خود گنجانده اند.
هرچند همانگونه که در مورد کتابهای ازبکی نیز (تا اندازه ای کمتر) صدق میکند عملآ هیچ تنوعی در عناوین کتب از یک کتابفروشی به کتابفروشی دیگر وجود ندارد. عنوانهای در دسترس چندان کم اند که کسی که به خواندن علاقه دارد (اگر چنین کسی وجود داشته باشد)، بایستی به خواندن چند رساله درباره اسلام، آثار ادبی کهن پارسی که به خط روسی چاپ شده اند، چامه های کهن و نو و رمانهای جنایی بسنده کند و حتی در این حالت هم بزودی دیگر کتابی برای خواندن باقی نمی ماند.۶
یکی از ایستگاه های سیمای محلی سمرقند برخی شبها در هفته ۲۰ تا ۳۰ دقیقه برنامه تاجیکی پخش میکند. هرچند این برنامه ها معمولآ تنها قطعات موسیقی هستند.
به هنگام یک شام رسمی به میزبانی کریموف رئیس جمهور ازبکستان در اکتبر ۱۹۹۴ در میانسرای مدرسه شیردار، یکی از برگزارکنندگان برجسته برنامه خوانند ه ای از سمرقند بود که آوازهایی به پارسی تاجیکی میخواند. در خلال همان شام رئیس جمهور که تبار خانوادگی اش از سمرقند است اعلام کرد که او در نظر دارد تا پایتخت را از تاشکند به سمرقند منتقل کند. اینکه جابجایی پایتخت تازه ازبکها به یک شهر کاملآ تاجیکی چه پیامدهایی میتواند داشته باشد، دیدنی خواهد بود.
دولت ازبکستان بطور سنتی، به ملی گرایی تاجیکی چونان خطری درهم بافته با بنیادگرایی اسلامی می نگرد. هر دو جنبه این خطر مورد نظر دولت، احتمالآ اغراق شده است، گرچه برآورد سطح کنونی مبارزه عملی ملی گرایان تاجیکی در ازبکستان دشوار است.
سازمانی به نام کانون ملی فرهنگی تاجیکان و مردم تاجیک زبان، مستقر در سمرقند نامه هایی سرگشاده به سازمان ملل متحد و سفارتهای دولتهای غربی در تاشکند و به حکومت ازبکستان فرستاده است و در آن از تبعیض رسمی اعمال شده بر ضد تاجیکان ازبکستان و اینکه این دنباله گیری سیاستی است که در "دوران چیرگی کمونیسم و باورهای پان ترکیستی" (یعنی دهه ۱۹۲۰)۷ شکل گرفته بود ابراز شکایت کرده است. رهبران اصلی این سازمان (بیشتر استادان دانشگاهی) از کار خود برکنار شده و از سال ۱۹۹۲ از سفر به همایش سالانه جهانی تاجیکان در دوشنبه تاجیکستان محروم شدند.
چنانچه سیاست رسمی ازبکستان نسبت به اقلیت تاجیک آن کشور، به هر اندازه، تنشی اجتماعی در آنجا پدید آورده باشد باز میتوان از بدتر شدن اوضاع جلوگیری کرد. پیاده کردن ایدئولوژی شوروی ها نسبت به مقوله ملیت در آسیای میانه اندوهنامه ای بزرگ را در پی داشت و آن در پی نپذیرفتن این واقعیت بود که آمیزه مردمشناختی این سامان، آمیزه ای درهم شده و ناگشودنی است و میراث پرمایه و کهن فرهنگهای گوناگون را نمی بایستی نادیده گرفت. امروزه با نگرش به اینکه بسیاری از تاجیکان ازبکستان همانند روسهای آن کشور حاضر به از کف دادن هویت خود نیستند، بهترین راه برای دستیابی به آینده ای آشتی آمیز و روشن، پذیرش رسمی چندگونگی نژادی جمهوری و پدید آمدن یک حس افتخار مشترک در فرهنگها و دستاوردهای گروه های تشکیل دهنده آن کشور میباشد.

 

یادداشتها و مرجع ها:
یادآوری نگارنده: پژوهش در ازبکستان در خلال سالهای ۹۵-۱۹۹۴ با پشتیبانی مالی فرهنگستان برای پیشرفت آموزش (AED) و هیئت پژوهشها و تعویض های میان کشوری (IREX) انجام گرفت.
۱. شمار کل مردم ازبکستان هم اکنون پیرامون ۲۲ میلیون میباشد.
۲. سامانه واجی و آهنگ کوبشی گویش تاجیکی ازبکستان به آن آوایی همانند ازبکی میبخشد. در میان بقیه نشانه های رایج نفوذ زبان ترکی در این زبان، آشکارترین آنها بکار بردن وند پرسشی «می» میباشد.
۳. در خلال ماندن ما در ازبکستان چنین پرسشهایی بطور پیاپی از همسر من که ایرانی است میشد. آنها همچنین بطور کاملآ جدی از او میپرسیدند که آیا ایران سیب، گاو و غیره هم دارد؟
۴. گفتگوی شخصی
۵. اینکه پارسی تاجیکی زبان کولی های آسیای میانه نیز هست شاید در این پیشداوریها مؤثر باشد.
۶. کانون انتشاراتی به زبان پارسی تاجیکی بنام «سغدیان» مستقر در سمرقند هم اکنون فهرستی با هشت عنوان دارد:
چهار حکایت به قلم بالته آرتیقزاده، بازگشت نوشته آ. شکورف، سمر و قند نوشته نصر احمد و فروغ کابلی، روایتها عاید سمرقند از ناصر یعقوب‌اف، فصل گل و خاطرات عینی از م. محمدقُل‌اف، نامنامه از آ. مختارف، و م. سمیع‌بائِف و گوشت آدم نوشته ن. آستانزاده. پروفسور تورج اتابکی از دانشگاه اوترخت (هلند) به من آکاهی دادند که کانون انتشاراتی دیگری نیز به زبان پارسی تاجیکی در تاشکند وجود دارد، اما من چاپخش‌های آن را در هیچ جا ندیده ام. در دسترس بودن کتابهایی به پارسی تاجیکی درباره جستارهای شیعی (مانند داستانهای علی) نشاندهنده حضور سرمایه‌گذاری پنهانی ایران میباشد. "کانون فرهنگی ایران" در سمرقند در درون مسجدی قرار دارد که با پول ایران بازسازی شده است.
۷. طی سخنرانی جمال میرسعیداف در همایش برای امنیت و همکاری در اروپا (CSCE)، گردهمایی امنیت منطقه ای: تاشکند، ۲۸ سپتامبر ۱۹۹۴.  سخنران، برای دستیابی به فهرستی از موارد ویژه، شنوندگان را به گزارش سال ۱۹۹۳ دیده‌بانی هلسینکی (Helsinki Watch) ارجاع میدهد.  ر. مَسوف بر این باور است که "یک روند نسل‌کشی در مورد مردم تاجیک" در پی تراشیدن "جمهوری‌های ملی" بدست شوروی‌ها آغاز شد، که در آن دو سوم منطقه محل سکونت تاجیک‌ها به جمهوری تازه‌ساز ازبکستان اعطا شد (R.Masov (ر. مَسوف)،  Istoriia Topornogo Razdeleniia  (تاریخ یک مرزکِشی خشن)، شهر دوشنبه، سال ۱۹۹۱، ص‌ص. ۱۱-۱۲).

 

* The Tajiks of Uzbekistan
Central Asian Survey (1996), 15(2), 213-216
 
برگرفته از گاهنامه بررسی‌های آسیای میانه، سال ۱۹۹۶ میلادی، شماره (۲)۱۵ صفحات ۲۱۳ تا ۲۱۶.*
نویسنده: ریچارد فولتز (Richard Foltz)، از اعضای مرکز مطالعات خاورمیانه‌ای، دانشگاه هاروارد
ترجمه از انگلیسی به فارسی از مانی پارسا

 


 






نظر خوانندگان در مورد اين مطلب ارسال نظر شما
شما لازم نیست وکیل لر ها و کرد ها و گیل ک ها باشید. ا من خودم لر هستم و خودمون رو ایرانی تر از هر ایرانی می دونیم و هیچ کسی نمی تونه هم بستگی ما رو با برادرها و خواهر های پارسی از بین ببره. پارس ها فرهیخته ترین اقوام دنیا هستند. ضمن اینگه مهمترین شهر های ازبکستان تاجیک و چیزی حدود 12 میلیون جمعیت این کشور هستند. و نمیشه اسم اقلیت روشون گذاشت. دیر یا زود سمرقند و بخار و خوارزم و سایر شهرهای پارس رو از ازبکستان هم پس می گیریم.- بابک
سياست ازبكستان در قبال مردم تاجيك، دقيقا شبيه سياست ايران در قبال ملل ترك، كرد، بلوچ، عرب، تركمن، لر و گيلك و... است. همان طور كه تاجيكها از ستم ملي و اقتصادي در ازبكستان رنج مي برند، ملل ايراني نيز از ستم ملي فرهنگ حاكم(فارسي) در رنجند. تبعيض نژادي به هر عنوان و در هر نقطه از دنيا بايد محكوم شود.- محمد

لار
آوران
دیوار گرگان
حسنلو