صفحه نخست
ارتباط با ما
درباره ما
سامانه SMS
تبليغات
ایمیل
شماره حساب
نقشه سایت
توييتر
فيس بوك
English
چهار شنبه 3 ارديبهشت 1393
کلمه کاربری رمز عبور
مایلم هم اکنون عضو شوم رمز عبور را فراموش کرده ام
تعداد نمایش:18784
امتیاز: 1 2 3 4 5 6

امام زاده
ويزاي آنلاين تاجيكستان
خواص گياهان

بروزرسانی : جمعه 17 مهر 1388
نويسنده : ژاله وفا    منبع : جامعه شناسی ایران
مشکلات کیفی و کمی آموزش و پرورش ایران در قرن 21
در کشور ما ایران، فراگیرترین نهادی که به امر آموزش و تربیت نیروی انسانی می‌پردازد، وزارت آموزش و پرورش است که نزدیک به یک‌چهارم جمعیت ایران را تحت پوشش خود قرار داده است.هفته گذشته سال تحصیلی 85- 86، برای حدود 15 میلیون دانش‌آموز مقاطع مختلف، 6 میلیون نفر در مقطع ابتدایی، 4 میلیون و 300هزار نفر در مقطع راهنمایی تحصیلی و 4 میلیون و 600 هزار نفر در مقطع متوسطه و پیش‌دانشگاهی، در کنار1میلیون و , هزار 180معلم آغاز شد. که بر اساس اعلام خبرگزاری ایلنا در 48 هزار مدرسه و 455 هزار کلاس درسی به امر تحصیل اشتغال دارند.

از میان 15 میلیون دانش‌آموزکشور، یک میلیون و 200هزار نفر اختصاص به نوآموزانی دارد که نخستین سال تحصیلی خود را امسال آغاز کردند.ر قرن 21 ، در نظام ولایت فقیه، یک چهارم از جوانترین مقطع سنی جمعیت ایران ، در شرایطی به امر تحصیل مشغول است که تصور آن نیز برای انسان مشکل و موجبات حیرت است.
مشکلات کیفی آموزش در ایران ، در کنار کمبودهایی کمی، از قبیل وجود 32هزار مدرسه تخریبی و خطرآفرین و26هزار و 610 مدرسه غیرمقاوم و هزینه های آموزشی و شهریه های سر سام آور و نیز وجود نابسامانیهای از قبیل اعتیاد، مواد دخانی ، مسائل جنسی ، خشونت ، فقر و سوء تغذیه و ...از جمله آسیبهایی است که جوانترین قشر جامعه ما در معرض آن قرار دارند.نگارنده در طی 3 مقاله ، 2 بخش را به کمبودهای کمی آموزش و پرورش کشور اختصاص و در بخش سوم به بررسی مشکلات کیفی آموزش در ایران در پرتو کمبودهای کمی آن میپردازم.

بودجه آموزش و پرورش ایران
در بخش آموزش و پرورش که در هر کشورى کلید توسعه پایدار و مبناى رشد و پیشرفت جامعه است،  ملاحظه مى شود که در ایران همواره به دلیل کثرت نیروى انسانى و گستره وسیع دامنه عملیات آن ، بودجه آموزش و پرورش با کسری مواجه است .  در سال ۸۴ آخرین سال حکومت خاتمی این وزارت خانه با کسرى شدید ۳۳۰۰ میلیارد تومانى مواجه بود و بودجه سال 85 با وجود افزایش تعداد دانش آموزان و بالتبع افزایش نیازها تنها 1700 میلیارد تومان از کسری 3300 تومان را تامین کرده است. بنابراین هنوز وزارت آموزش و پرورش با کسری بودجه روبرو است. شایان توجه است درحالی که بودجه وزارت آموزش و پرورش در امسال  تنها 15 درصد افزایش داشته است ،  بودجه برخی نهادهای مذهبی تا 200 درصد افزایش یافته است!
محمدرضا محدث معاون از برنامه‌ریزی و توسعه مدیریت وزارت آموزش و پرورش اعلام کرد: طی سالهای ‪ ۱۳۷۰‬تا ‪ ۱۳۷۴‬این وزارتخانه از لحاظ اعتباری دوران رکود را گذارند و بدترین دوران سال ‪ ۱۳۸۳‬بود که سهم این وزارت آموزش و پرورشاز تولید ناخالص ملی به ‪۲/۵‬ درصد رسید. اکنون سهم این وزارتخانه از تولید ناخالص ملی از ‪به 3 درصد ارتقاء یافته است و محمود رشیدی "وزیر" آموزش و پرورش نیز اعلام کرد که بودجه سال 85 آموزش و پرورش را قریب به 6 هزار و 100 میلیارد تومان اعلام کرد.
 برای اینکه وضعیت نابسامان آموزش و پرورش کشور مشخص گردد لازم است خاطر نشان خوانندگان محترم سازم  که در سال 59  در دوران اولین حکومت منتخب و آزاد ملت که برنامه عدم وابستگی به  فروش نفت و کاستن از حجم آن را به اجرا  در آورده بود و کشور دچار جنگ نیز میبود و خرانه کشور همچون سال 85 ، از اضافه درآمدهای میلیاردی  از قبل  قیمت 70 دلاری هر بشکه نفت  برخوردار نبود،  سهم آموزش و پرورش  را از تولید ناخالص ملی صرفا بعلت اهمیتی که حکومت وقت برای  رشدکیفی نیروی انسانی قائل بود، 4.3 درصد قرار داده  بود. کمبودهای کمی  در مدارس کنونی زمانی بخوبی آشکار میگردند که بدانیم برای رییس سازمان آموزش و پرورش آذربایجان شرقی در مصاحبه با ایرنا " متوسط سرانه دانش - آموزی برای مقاطع سه‌گانه تحصیلی دراین استان را ‪ ۱۱۰‬هزار ریال ذکر میکند ومی افزاید که این رقم برای حمل یک بشکه نفت در زمستان به مدارس روستایی آذربایجان‌شرقی هم کافی نیست!و مجموع ‪ ۸۰‬میلیارد ریال سرانه دانش‌آموزی این استان در بین ‪ ۷۵۰‬هزار دانش‌آموز مشغول به تحصیل این استان تقسیم میگردد ."دراین میان در مقام مقایسه در سال 84، در دوره خاتمی بودجه دبیرخانه مرکزی ائمه جمعه را به میزان 100 میلیارد  ریال افزایش داد و میزان بودجه نهادهاى مذهبى در بودجه سال ‪ 85 در دوره احمدی نژاد به طور متوسط "صد در صد" افزایش یافته است!

کلاسها ی مخروبه و آموزشگاه هاو فاصله 50 درصدی تا حد مطلوب
مدیرکل دفتر پاسخگویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش" از حضور 15 میلیون دانش آموز و حدود یک میلیون نفر جمعیت فرهنگی در 596 هزار و 370 کلاس درس در مدارس سراسر کشور خبر داد. تعداد آموزشگاه های سراسر کشور را 85 هزارو 455باب مدرسه اعلام کرد و گفت: این تعداد مدرسه در محاسبات آموزش و پرورش و با در نظر گرفتن شیفت های آموزشی 150هزار نوبت آموزشگاهی محسوب می شود و برای رسیدن به حد مطلوب آموزشی با کمبود 50 درصدی آموزشگاه روبرو هستیم. سال تحصیلی 85-86 درحالی آغاز می‌شود که 26هزار و 610 مدرسه غیرمقاوم، 32هزار مدرسه تخریبی و خطرآفرین و 5 هزار مدرسه در کل کشور استیجاری هستند."درواقع از مجموع 15 میلیون جمعیت دانش آموزی ایران تعداد 9 میلیون و 200 هزار نفرشان از آموزش مناسب برخوردار نیستند و در مدارس دونوبته تحصیل می‌‏کنند. برای حذف تمام مدارس دو نوبتی، 210 هزار میلیارد ریال اعتبار مورد نیاز است که تاکنون هیچ اعتباری به آن اختصاص نیافته است.
مطابق اظهار نظر معاون سازمان نوسازی،توسعه و تجهیز مدارس،  در حال حاضر 152 هزار و 484 کلاس در کشور در شرایط 2 نوبته قرار دارند. 300 میلیارد تومان تعهد خیرین مدرسه‌ساز امسال نیز همانند سالهای تحصیلی گذشته سهم بزرگ و تاثیرگذار خود را در تحویل مدارس ایفا کرده اند. 30 درصد مدارس احداثی کشور توسط خیرین بنا شده است. در سال 84 نیز یکهزار و 136 پروژه توسط مردم و خیرین به صورت مشارکتی احداث شد که در مقابل، دولت تنها یکهزارو 383 پروژه را در این زمینه عملیاتی کرد. همچنین  خبرگزاری ایران نیوز اعلام کرد در آستانه سال تحصیلی جدید  31 درصد مدارس عشایر برای 53 هزار نفر دانش آموز عشایری در چادر و 8 درصد کپر تشکیل می‌شود.  52 درصد مدارس عشایر سیار و نیمه سیار هستند وتعداد دانش‌آموزان عشایری در حال حاضر 176 هزار نفر میباشد.

محرومیت ازتحصیل ، ترک تحصیل و میزان مردودی
هرچند سیستم آماری کشور دچار ضعف شدید اطلاع رسانی است، ولی با مشاهده اظهار نظر های منفرد برخی از روسای آموزش و پرورش استانها  می توان پی به میزان ترک تحصیل کنندگان در گوشه و کنار کشور برد. برای نمونه رئیس سازمان آموزش و پرورش مازندران اعلام کرد: در چند سال اخیر¬ ۹۰هزار دانش‌آموز مقاطع مختلف تحصیلى این استان به ‌دلایلى ترک تحصیل کردند. این دانش‌آموزان  ۱۱تا ‪ ۱۷سال سن دارند و  بالاترین ترک تحصیل دانش‌آموزان مازندران مربوط به دوره متوسطه بوده است. و این معضل زنگ خطرى جدى محسوب می‌شود. وى همچنین از کسرى حدود هزار میلیارد ریالى این سازمان برای 620 هزار دانش آموز این استان در سال جارى خبر داد و گفت: علاوه براین براى رفع مشکل  ۶۰۰مدرسه تخریبى این استان 130 میلیارد ریال اعتبار نیاز است.
 همچنین مدیر آموزش و پرورش شهرستان «اهر» معتقد است که 43 درصد از دانش آموزان روستایی این شهرستان ترک تحصیل کرده یا بازمانده از تحصیل هستند.به گزارش ایلنا، معاون آموزشی موسسه آموزش از راه دور اعلام کرد که در سطح کشور بیش از 13 میلیون فرد کم‌‏سواد بین 11 تا 45 سال نیز وجود داردکه سه میلیون نفرآن دانش آموز لازم التعلیم 11 تا 17 سال را تشکیل میدهد. که به دلایل محیطی، جسمی، اجتماعی، فرهنگی و همچنین دسترسی نداشتن به مدرسه، امکان جذب آنان در آموزش و پرورش وجود ندارد. معاون نظری و مهارتی آموزش و پرورش شهر تهران نیزدر گفتگو با خبرگزاری فارس اعلام کرده است که در سال گذشته 19 درصد دانش‌آموزان پایه اول دبیرستان در تهران مردود شده اند. همچنین رئیس سازمان آموزش و پرورش استثنایی اعلام کرد: در ایران حداقل 150 هزار نفر کم توان ذهنی داریم که فقط 30 تا 35 درصد را توانسته ایم تحت پوشش قرار دهیم. هم اکنون 5 تا 20 درصد دانش آموزان مشکل اختلالات یادگیری دارند که نوع افت نشان می دهد که آمار این دانش آموزان بالا است.  

وضعیت نیروی انسانی در مدارس
رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس هفتم در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس معتقد است : در حال حاضر وضعیت نیروی انسانی در آموزش و پرورش از نابسامانی شدید رنج می‌برد و دارای معلم مازاد و کمبود معلم در آموزش و پرورش هستیم!  مسئولان آموزش و پرورش عنوان می‌کنند که تعداد معلمان مازاد در آموزش و پرورش 19 هزار نفر است اما ما معتقد هستیم که این آمار بیشتر است. وقتی رییس آموزش و پرورش بخش ‪کوچک ۲۳‬هزار نفری کجور نوشهر اعلام میکند که این نهاد با کمبود شدید نیروی انسانی مواجه است و از ‪ ۶۸‬معلم مورد نیاز برای مقطع ابتدایی ، فقط ‪ ۵۸‬معلم به تدریس دانش‌آموزان مشغول هستند. و نیروی انسانی مورد نیاز در بخش اداری این نهاد را ‪ ۲۰‬نفر میباشند.میزان کمبود نیروی آموزشی در بخشهای دیگر کشور آشکار میگردد.

وضعیت تغذیه دانش آموزان
لیلا عیوض زاده عضو انجمن تغذیه ایران در گفتگو با " مهر" اعلام کرد که بیش از 50 درصد دانش آموزان کشور صبحانه نخورده مدرسه می روندو فقط نزدیک به 36 درصد کودکان از همه گروه های غذایی مصرف می کنند .به گزارش ایسنا هر دختر و پسر 7 تا 18 ساله ایرانی  باید در ماه 3 کیلوگرم گوشت در سبد غذایی ماهانه خود داشته باشند تا ضمن تامین استاندارد نیازهای غذایی خود، بتوانند به رشد مطلوب دست یابند. همچنین بایستی ماهانه 10 لیتر شیر و 4.5 کیلوگرم ماست ،3  کیلوگرم گوشت در جیره غذایی ماهانه دانش آموزان دختر ایرانی یافت شود. در سال تحصیلی جدیدحکومت مقرر داشته است 11میلیون دانش‌آموز مقطع ابتدایی و راهنمایی کشور شیر رایگان دریافت می‌کنند و به همین منظور سقف اعتباری برای توزیع 165 هزار تن شیر (سرانه 14 کیلوگرم) در مدارس، در نظرگرفته شده است. اما وقتی   هفت میلیون و 465 هزار نفر از جمعیت کشور ما یعنی 5/10 درصد جمعیت شهرى و 11 درصد جمعیت روستایى زیر خط فقر مطلق قرار دارند ویک میلیون و 983 هزار نفر از جمعیت کشور در سال 84 زیر خطر فقر شدید قرار داشتند وخط فقر شدید  بر اساس ناتوانى در تامین 2300 کالرى در روز و خط فقر مطلق براساس حداقل درآمد مورد نیاز براى تامین نیازهاى اساسى خوراکى و غیر خوراکى از قبیل پوشاک و مسکن تعیین می‌شود و اختلاف دهک بالاى درآمدى با دهک پایین در ایران 17 برابر است ، میتوان پی برد که دانش آموزانی که در خط فقر شدید و مطلق قرار دارند، روزانه دچار چه میزان زجر و عذاب جسمی بر اثر گرسنگی میباشند و سرانه 14 لیتر شیر اهدایی حکومت با نیاز 10 لیتر ماهانه هر دانش آموز فاصله بسیار دارد و بی سبب نیست که طبق اعلام مدیرکل دفتر فعالیتهای ورزشی آموزش و پرورش از بین 40 ناهنجاری، 8 ناهنجاری اصلی در بین دانش آموزان کشور شناسایی شده است ودر مجموع 5/11 درصد یک میلیون و 59 هزار دانش‌آموز دختر 22 استان کشور حداقل به یکی از ناهنجاریها مبتلا میباشند. وقتی مدیرکل‌ دفتر سلامت‌ و رفاه‌ سازمان‌ مدیریت‌ و برنامه‌ریزی‌ اعلام می کند که از هر ۱۰۰ نفری‌ که‌ به‌ مراکز درمانی‌ مراجعه‌ می‌کنند، سه‌ نفر آنان‌ به‌ علت‌ هزینه‌های‌ درمانی‌ سنگین‌ به‌ زیر خط‌ فقر سقوط‌ می‌کند، می شود حدس زد که بطور روز افزون چه تعداد کثیری از جوانان کشور  حتی از حق حیات محروم میشوند.  

مشکلات کیفی و کمی آموزش و پرورش
مدارس چند پایه:
در کلاس های درس چند پایه ، دانش آموزان اول تا پنجم ابتدایی به طور همزمان با حضور یک معلم بر سرکلاس، درس می خوانند. این کلاس ها نه تنها از موقعیت فیزیکی مناسبی برخوردار نیستند بلکه کتاب های درسی این کلاس ها با کتاب های درسی سایر دانش آموزان یکسان است، در حالی که موقعیت مکانی و تحصیلی این دانش آموزان با سایر دانش آموزان مدارس معمولی یکسان نیست . بزرگترین مشکل این است که معلمان بدون گذراندن دوره آموزشی خاص، باید 30 کتاب درسی در پنج پایه درسی را طی 132 ساعت  با حداقل فضا و امکانات  تدریس کنند. هر سال به دلیل مهاجرت روستائیان به شهرها و کاهش آمار دانش آموزی روستاها، آمار کلاس های چند پایه افزایش می یابد. در سال 82 - 81 میزان کلاس های چند پایه 68/30 درصد بود و در سال تحصیلی82 این آمار به 9 / 31 درصد افزایش یافت. گفتنی است که بیشترین آمار کلاس های چند پایه به استان سیستان و بلوچستان با 3 هزار و 899 کلاس درس اختصاص دارد. طبق آمار وزارت آموزش و پرورش در مهر ماه 83  میزان8/49 درصد از کلاس های درس مقطع ابتدایی در شهرها و 2/50 درصد از کلاس های درس در روستا ها دایر بودند که از این تعداد 9/31 درصد از کلاس های درس چند پایه بودند.جالب توجه اینکه کلاس های چند پایه فقط در روستاها دایر نیستند، بلکه در پایتخت نیز  تعداد از این قبیل کلاسها چشمگیر است. در شهر تهران بیش از 35 کلاس چند پایه و در شهرستان های استان تهران 375 کلاس چند پایه وجود دارد.

دانش آموزان عشایر
یک میلیون و 403 هزار نفر از جمعیت کشور در قالب 200 هزار خانوار عشایر قرار دارند که از نظر پراکندگی جغرافیائی بیشترین تجمع عشایر در استانهای فارس ، آذربایجان شرقی ، لرستان ، ایلام ، چهار محال و بختیاری ، بوشهر ، خوزستان ، کهکیلویه و بویر احمد ، اصفهان ، کرمان ، کردستان ، کرمانشاه ، سیستان و بلوچستان ، مشاهده می گردد. طبق آماری که مدیرکل دفتر آموزش و پرورش عشایر کشور به خبرگزاری ایرنا در17 مهر 84 ارائه داده است  : ‪شمار دانش‌آموزان عشایر برخلاف مدارس عادی کشور، همچنان روبه افزایش است و امسال از ‪ ۱۸۰‬هزار نفر به ‪ ۱۸۲‬هزار نفر رسیده است و ۱۰۱ ‬هزار نفر از دانش‌آموزان دوره‌های ابتدایی، راهنمایی، متوسطه و پیش‌دانشگاهی عشایر کشور در سال تحصیلی جاری را پسران و ‪ ۸۱‬هزار نفر دیگر را دختران تشکیل می‌دهند . دانش‌آموزان دوره‌های مختلف تحصیلی عشایر کشور در شش‌هزار و ‪ ۱۰۰‬آموزشگاه ،دوهزار چادر و شماری کانتینر تحصیل می‌کنند و‪ ۵۳‬درصد دانش آموزان عشایر در سه هزار و ‪ ۲۰۰‬مدرسه سیار و نیم سیار تحصیل می‌کنند.
معاون‌آموزش عمومی سازمان آموزش و پرورش خراسان شمالی ( ایرنا 21 مهر 85) معتقد است:  "سرانه تحصیلی هر دانش‌آموز عادی حدود ‪ ۲۰‬هزار ریال است و حال آنکه همین سرانه برای دانش‌آموزان عشایر ‪ ۸۰‬هزار ریال است." درحالیکه مبلغ 2000 تومان سرانه دانش آموزی در این استان برابر با قیمت یک جفت دمپایی  و یا 1 شانه تخم مرغ میباشد !
اکنون یکهزار و ‪ ۹۰۴‬دانش‌آموز عشایری در ‪ ۱۲۴‬کلاس ابتدایی،  ‪ ۱۳‬کلاس راهنمایی و شش کلاس متوسطه استان خراسان شمالی مشغول تحصیل هستند. این دانش‌آموزان در ‪ ۸۳‬آموزشگاه که عمدتا به صورت چادر، کپر و یا ساختمانهای مخروبه و نامناسب اداره می‌شوند، درس می‌خوانند. در استان خراسان شمالی پنج هزار خانوار عشایری با آمار جمعیتی حدود ‪۳۰‬ هزار نفر سکونت دارند. رئیس اداره آموزش و پرورش عشایر خوزستان نیز در گفت‌وگو باایسنا، اظهار داشت: خوزستان با داشتن 17 هزار دانش‌آموز عشایر، بعد از سیستان و بلوچستان بیشتر تعداد دانش‌آموز عشایر را دارد.
مدیرکل دفتر آموزش و پرورش عشایری معتقد است:" در حال حاضر 4227 نفر از کادر آموزشی دفتر آموزش و پرورش عشایری را سرباز معلم و حق التدریسی ها تشکیل می دهد که باید برای آنها جایگزین داشته باشیم. درخواست تاسیس دو مرکز تربیت معلم عشایری را 6 سال پیش دادیم، اما با توجه به عدم درک صحیح تصمیم گیرندگان از شرایط آموزش عشایری،  مسئولان 3 سال است به نتیجه ای نرسیده اند و این طرح در پیچ و خم مراحل اداری این طرح سرگردان ماند."و بالاخره در مهر ماه امسال (85) نخستین مرکز تربیت معلم مستقل دخترانه عشایر کشور ،در شهر یاسوج  و نخستین مرکز تربیت معلم پسرانه در استان فارس گشایش یافت. در مرکز تربیت معلم دخترانه عشایر یاسوج ‪ ۷۰‬دانشجو و در تربیت معلم پسرانه شیراز ‪ ۱۸۰‬دانشجو سال تحصیلی را آغاز کردند.

مدارس غیر انتفاعی و کیفیت  آموزشی درآنها و وضعیت شهریه این مدارس
با تاسیس مدارس غیر انتفاعی  که در واقع نام بی مسمائی است وکاملا هم انتفاعی میباشد) آموزش و پرورش هم طبقاتی شد. در حال حاضر طبق آماری که معاون مشارکت های مردمی" وزیر" آموزش و پرورش اعلام می دارد ، این مدارس بیش از یک میلیون و 115 هزار یعنی 3/7 از دانش آموزان کشور را پذیرا می باشند. این تعداد در 13 هزار و 500 مدرسه و 56 هزار کلاس درس در مدارس غیر انتفاعی مشغول تحصیل هستندو نیز96 هزار و 984 معلم آزاد و 22 هزار نفر از معلمان مامور، مشغول به تدریس در مدارس غیر انتفاعی می باشند.
طبق اصل 30 قانون اساسی، آموزش و پرورش حق گرفتن شهریه را ندارد؛ اما در قانون شوراها ماده‌ای را گنجانده اند (ماده 11 ) که بر اساس آن مدیران مدارس موظفند مدرسه تحت مدیریت خود را بر اساس بودجه اعتبارات دولتی اختصاص یافته به مدرسه، کمک های مردمی، سهم اختصاص یافته از طریق شورای آموزش و پرورش منطقه و وجوه حاصل از ارایه خدمات آموزشی و پرورشی فوق برنامه در مدارس اداره کنند. اما میزان شهریه هایی که این قبیل مدارس از مردم دریافت می کنند به حدی سرسام آور است که رییس کمیسیون آموزش و تحقیقات" مجلس" هفتم نیز گفته است(۱۳۸۴/۰۸/۰۳) : شهریه مدارس غیرانتفاعی بعضا 4 برابر شهریه دانشگاههای غیر دولتی است!"
اصل سی‌ قانون اساسی نیز بر رایگان بودن آموزش عالی تا حد خودکفایی کشور تصریح می کند . ولی از زمانی که دردوران حکومت رفسنجانی دانشگاههای آزاد باب شد ،گرفتن شهریه های هنگفت نیز رسم گردید. بطوری که بگزارش خبر گزاری فارس در حال حاضر از حدود 2 میلیون دانشجویی که در دانشگاه‌های کشور تحصیل می‌کنند فقط 15 تا 20 درصد از آنها در دانشگاه‌های روزانه دولتی و به صورت رایگان درس می‌خوانند و مابقی دانشجویان شهریه می‌پردازند؛ به عبارتی در حال حاضر 85 درصد از دانشجویان شهریه می‌پردازند. طرفه اینکه مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی طی یک اظهارنظر کارشناسی در مورد طرح «ساماندهی شهریه دانشگاهها و مراکز آموزش عالی» اعلام کرد: در حال حاضر نه تنها در بخشهای غیردولتی نظیر دانشگاه آزاد و مراکز آموزش عالی غیرانتفاعی تمام هزینه‌ها را دانشجویان یا خانواده‌هایشان می‌پردازند، بلکه 75 درصد دانشجویان دانشگاههای دولتی نیز هزینه های تحصیلی خود را متقبل می‌شوند و در واقع فقط به 25 درصد از پذیرفته‌شدگان کنکور خدمات آموزشی رایگان ارائه می‌شود. خانواده‌ها علاوه بر شهریه، هزینه معاش فرزندان دانشجوی خود شامل غذا، پوشاک، نظافت، رفت و آمد و امثال اینها را نیز تامین می‌کنند و برای برخی خدمات تخصصی خارج از کلاس درس مانند ثبت‌نام، استفاده از رایانه، حضور در مسابقات و موارد مشابه نیز هزینه هایی به خانواده‌ها تحمیل می‌شود.
به گفته کارشناس مسئول مدارس غیر انتفاعی شهرستانهای استان تهران، شهریه مدارس غیر انتفاعی در مقطع اول تا پایه پنجم ابتدایی طی سال تحصیلی 84-83 میبایستی حداکثر 300 هزار تومان بوده باشد. در حالی که حداقل شهریه دانش آموز اول ابتدایی در مدارس غیر انتفاعی شمال شهر تهران 700 هزار تومان و حداکثر یک میلیون و 600 هزار تومان برآورد می شود. هرچند که" مجلس" قانون دریافت کمک های مردمی را از زمان ثبت نام به طول سال تحصیلی تغییر داده و اجازه دریافت شهریه اجباری در زمان ثبت نام را از مدیر مدرسه گرفته است اما با تدابیری! همچون "عدم تحویل کارنامه دانش آموزان" این قانون نیز نمی تواند کارایی داشته باشد و دور زده می شود. با این حساب  طبق اظهارمدیرکل دفتر مدارس غیر دولتی وزارت آموزش و پرورش دولت قصد دارد آمار 3/7 درصد جمعیت دانش آموزی مشغول به تحصیل در مدارس غیر انتفاعی را به 30 درصد نیز برساند! وصد البته نهادهای نظامی و مافیای وابسته به حاکمیت در  تاسیس واداره این قبیل مدارس اولویت دارند .چرا که معاون توسعه مشارکت های مردمی وزارت آموزش و پرورش در۱۳۸۵/۰۶/۱۱ با اشاره به روند گسترش و تقویت مدارس غیر انتفاعی ، اعلام کرده است: در تاسیس این مدارس موسسه های اسلامی مانند جامعه تعلیمات اسلامی، رستگاران سپاه - مدارس امام حسین(ع)- سپاه ، آستان قدس رضوی ، اوقاف و... در اولویت خواهند بود."
 حسن مسعودی مدیرکل مدارس غیرانتفاعی وزارت آموزش و پرورش در مصاحبه با ایرنا اعلام کرده است:" هم اکنون حدود۳۰ درصد ظرفیت مدارس غیرانتفاعی سراسر کشور خالی است و ظرفیت مدارس غیرانتفاعی برای جذب دانش آموز در مناطق بالای شهر و شهرستانهای بزرگ کامل است و رغبت دانش آموزان نقاط محروم و پایین شهر برای تحصیل در مدارس غیرانتفاعی اندک است .
  در واقع دولت وظیفه خود را به عهده مردم قرار داده است . معاون توسعه مشارکت های مردمی وزارت آموزش و پرورش در۱۳۸۵/۰۶/۱۲ محاسبه کرد که: یک میلیون و 500 هزار دانش آموز در مدارس غیر دولتی تحصیل می کنند که اگر هزینه تحصیلی آنان را محاسبه کنیم ، سالی 900 میلیارد تومان به اعتبارات کشور کمک می شود. معاون مشارکت های مردمی وزیر آموزش و پرورش نیز ضمن قبول این که برخی موسسان این مدارس ( همان نهادهای وابسته به حاکمیت که توسط وزارت آموزش و پرورش در اولیت قرار گرفته اند ) از مردم شهریه های میلیونی اخذ می کنند، استدلال می آورد :"از آنجا که دولت برای هر دانش آموز سالی 230 هزار تومان (200 یورو)هزینه می کند ( جالب اینکه  بدانیم این هزینه در آلمان برای دانش آموزان مقطع دبستان 3300 یوروو برای مقطع دبیرستان7000 یورو سالانه می باشد) در حالی که دانش آموزی که در مدارس غیر انتفاعی تحصیل می کنند فقط 15 هزار تومان برای دولت هزینه دارد ! تا کنون مدارس غیر انتفاعی بیش از 110 هزار شغل ایجاد کرده است که از این تعداد فقط 10 هزار نفر نیروی رسمی وزارت آموزش و پرورش هستند."
    اما در مورد کمیت و کیفیت امکانات این قبیل مدارس ، باید توجه داشت در حالی که بر اساس استانداردهای جهانی فضای حرکتی هر دانش‌آموز 5/2 متر است، متاسفانه این رقم در کشور ما به دلیل کمبود فضای مناسب، برای دختران 17 و پسران 26 سانتی‌متر است، فضاهای مدارس غیر انتفاعی که اغلب خانه های اجاره ای هستند بسیار کوچک و تنگ میباشند و امکان تحرک را  در زنگهای  تفریح با توجه به کوچک بودن حیاط مدرسه از دانش آموز سلب مینمایند و کیفیت آموزش نیز در این قبیل مدارس روز بروز در حال نزول است. در واقع مدارس غیر انتفاعی را با این دیدگاه از مدارس دولتی تفکیک کردند که بتوانند در مقابل دریافت شهریه های  هنگفت از اولیای دانش آموزان، وظیفه ای به مراتب سنگین تر در قبال آموزش و پرورش دانش آموزان آموزشگاه های خود داشته باشند. اما واقعیت این است که در گذر زمان، تحصیل و فراگیری علوم در این مدارس قربانی منافع اقتصادی  بسیاری از مدیران و موسسان این مدارس گردیده است و اغلب مدارس غیر انتفاعی در اولویت برنامه های خود، فوق برنامه و همچنین برنامه های کمک درسی را منظور کرده اند تا از این طریق بتوانند به خواسته های خود دست یابند. اما آنچه را نمی توان انکار کرد سطح کیفی تحصیل در مدارس غیر انتفاعی است که به مراتب پایین تر از مدارس دولتی است .
بر اساس اظهارات رئیس سازمان آموزش و پروش استان اردبیل در ۱۳۸۴/۱۱/۰۳ ، تاکنون مدارس غیر انتفاعی در بالا بردن سطح علمی دانش آموزان هیچ نقشی نداشته اند. همچنین به گفته عضو هیات رییسه کمیسیون آموزش و تحقیقات "مجلس"، یکی از اهداف تاسیس مدارس غیرانتفاعی نمونه و برتر بودن این مدارس است در حالیکه بسیاری از مدارس حتی کیفیت آموزشی مدارس دولتی کشور با امکانات محدود را نیز ندارند.

مشکلات کمی و کیفی آموزش و پرورش
بی تردید در جامعه خشونت‌زا و استبداد زده کنونی ایر ان تمامی ابزارهای سیاسی،  فرهنگی،  اجتماعی ، اقتصادی و دینی در خدمت خشونت‌پروری و خشونت‌مداری است، دانش آموزان در معرض بیشترین آماج خشونت‌ها قرار دارند. اعتیاد یکی از اساسی ترین مسایل اجتماعی جامعه ما  گردیده است که  نیروهای کارآمد و سرمایه های انسانی خصوصا جوان کشور را به تخریب میکشاند و مسیر های انحرافی دیگر را نیز هموار می سازد. در ایران مواد مخدر چهارمین عامل مرگ پس از تصادفات رانندگی، سکته قلبی و سوختگی است. بر اساس یک نظر سنجی 87 درصد مردم کشور و 85 درصد مردم تهران بعد از فقر و بیکاری ،مواد مخدر را سومین عامل نگرانی خود عنوان می‌‏کنند. هر چند   بسیاری از مسئولان  در قبال آمار افزایش تعداد معتادین در بین دانش آموزان به سکوت و یا تکذیب روی  می آَورند ،اما با کتمان آمار مربوط به آسیب های اجتماعی و طرد دانش آموز آسیب دیده ، آسیب های اجتماعی درمان نمی شوند . از طرفی خطرات ناشی از گسترش کج رفتاریها و آسیب های اجتماعی از این دست، لزوم و عاجل بودن برنامه های پیشگیری اولیه از اعتیاد را نه در شعار و تکرار آن، که در عمل مطرح می سازد . تنها  باهمکاری  سازمانهای غیردولتی و سایر نهادهای آموزشی و فرهنگی و استفاده از حضور مشاوران و مددکاران میتوان گام اساسی در جهت کاهش آسیب های اجتماعی در بین دانش آموزان و در نهایت جامعه برداشت. با هم به آمار دانش آموزان معتاد نظر افکنیم:
     آخرین آماری که در مورد تعداد دانش آموزان  و دانشجویان معتاد در کشور موجود است ، آماری است که مدیرکل امور فرهنگی ستاد مبارزه با مواد مخدر در 22 شهریور85  به شرح زیر اعلام کرده است: "بر اساس آمارهای موجود در حال حاضر 69/20 درصد دانشجویان کشور در معرض خطر اعتیاد قرار دارند . 24/22 درصد دانشجویان دانشگاه تهران, 46/25 درصد دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر, 42/21 درصد دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف و 26/25 درصد دانشجویان هنر تهران در معرض خطر اعتیاد قرار دارند. 3/13 درصد دانش‌‏آموزان کشور (3/13 درصد از 15 میلیون دانش آموزکشور بالغ بر  2 میلیون نفر دانش آموز معتاد می شود! ) و 7/15 درصد دانش‌‏آموزان تهران در معرض خطر اعتیاد قرار دارند.  در حوزه سیگار که پیش دروازه اعتیاد است, 3/23 درصد دانش‌‏آموزان کشور و 5/26 درصد دانش‌‏آموزان تهران در معرض خطر مصرف سیگار قرار دارند. مدیرکل امور فرهنگی ستاد مبارزه با مواد مخدرافزود: 8/15 درصد دانش‌‏آموزان کشور و 24 درصد دانش‌‏آموزان تهران در معرض خطر مصرف الکل قرار دارند که استفاده از الکل ارتباط نزدیکی با مصرف مواد مخدر دارد." معاون سازمان آموزش و پرورش تهران نیز اعلام کرد سن گرایش دانش آموزان به اعتیاد بسیار پایین آمده و به 13 سال رسیده است!
در21 شهریور ماه 85 رئیس مرکز مبارزه با مواد مخدر نیروی انتظامی تهران، با اشاره به کشف 5/3 تن انواع مواد مخدر در تهران، تصریح کرد:" در سال جاری 500 هزار نوع!!! مواد شیمیایی در تهران کشف شده که این رقم در کشور بی‌‏سابقه بوده و نشان دهنده تغییر الگوی مصرف مواد در تهران است". فرماندار تهران از شناسایی بیش از ۱۴۰۰ نوع ماده مخدر صنعتی در تهران خبر داده است.
به گزارش ایلنا، معاون سیاسی- امنیتی استانداری تهران، در جلسه شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر استان تهران گفت:" قیمت خرده  فروشی مواد روان  گردان مانند قرص  های اکس در کشور هلند بین 7 تا 12 دلار است; اما قیمت این مواد در تهران حدود یک  هزار تا 2 هزار تومان است. "به گفته وی:" قیمت کراک در سال  های اخیر از کیلویی 35 میلیون تومان به 6 میلیون تومان و قیمت هر کیلو شیشه (خالص ترین نوع هروئین که بسیار معتاد کننده و نیز کشنده است ) از 12 میلیون تومان به 6 میلیون تومان کاهش یافته است. " دکترآذری پورعضو انجمن" زندگی بدون دخانیات" معتقد است :" از میان دانش آموزان ایرانی مورد بررسی 1/3 درصد نوجوانان 13 تا 15 ساله کشور سیگاری بوده یعنی در روز حداقل یک نخ سیگار می کشند.  از میان این نوجوانان سیگاری، 8/4 درصد آنها را پسران و 3/1 درصد را دختران تشکیل داده اند و 1/14 درصد از این نوجوانان مورد تحقیق نیز عنوان کرده اند که سایر محصولات دخانی نظیر قلیان را مصرف کرده اند." مدیرکل دفتر بهداشت وزارت بهداشت نیز اعلام کرد که: "15 تا 40 درصد درآمدهای خانوار سیگاری ها صرف هزینه تهیه سیگار می شود.و   هر ساله در ایران 4 میلیارد تومان خرج خرید سیگار و حدود 8 تا 10 میلیارد تومان نیز صرف مخارج درمانی بیماران مبتلا به عوارض ناشی از سیگار می شود .بیشتر این هزینه به صورت یارانه ای است که دولت برای این هزینه های درمانی می پردازد .آمارها نشان می دهد هر 10 دقیقه در ایران یک نفر به علت عوارض سیگار فوت می کند. زیرا سیگار هر سال جان 50 تا 60 هزار نفر را در کشور می گیرد."

علل روی آوردن دانش آموزان به مصرف مواد مخدر
متاسفانه در این زمینه  در سطح کشورکمتر تحقیقات مستقیمی بر روی جمعیت دانش آموزی انجام گرفته است . نتایج  2 تحقیق  در زمینه علل روی آوردن دانش آموزان به مواد مخدر که  در تیر ماه 1380  انجام گرفته  است درسمینار بررسی علل فرهنگی و اجتماعی گرایش جوانان به مواد مخدر انجام ارائه گردیده است . آقای علی محمد برزگری کارشناسی ارشد مهندسی سیستم های اقتصادی ، نتایج تحقیقی در این زمینه را در شهر کرمان اینچنین گزارش کرده است: برای این هدف 200 نفر از نوجوانان و جوانان دانش آموز و غیر دانش آموز شهر کرمان که به نوعی آلوده به مواد مخدر بودند شناسایی و تحقیق بر روی آنها انجام شد. برای استخراج نتایج روش مصاحبه با سئوالات از پیش تعیین شده آماده و محقق با برقراری ارتباط با این افراد سعی نمود تا حتی المقدور نظر واقعی افراد آلوده به مواد را به رشته تحریر در آورد. نتایح بدست آمده از تحقیق مذکور را می توان به شرح زیر خلاصه نمود. در مجموع از 200 نفر آزمودنی 8/74 درصد (187 نفر) این افراد علت گرایش و جذب شدن به مواد مخدر را کنجکاوی و در جهت یافتن پاسخ به علامت سئوالی که در ذهن آنها نسبت به مواد مخدر و اثرات آن نقش بسته بود را عنوان داشتند. البته در ادامه نیز خواهیم دید که برای رسیدن به این سئوال از کجا و چگونه کمک گرفته اند.
 در بخش دوم مصاحبه ای که با این افراد صورت گرفت راجع به نحوه شروع مصرف مواد سئوال شد. آنها اذعان داشتند که گامهای اولیه را با کشیدن سیگار شروع کرده اند و در واقع سیگار را بعنوان پله ای برای رسیدن به مواد مخدر دانسته اند. در پاسخ به این سئوال که استعمال دخانیات و مواد مخدر را از کجا و چگونه شروع کرده اید؟ این افراد عنوان داشتند که اولین نخهای سیگار و مصرف مواد مخدر را در جمع دوستان هم سن و سال برای نشان دادن خود و بزرگ نمایی مبادرت به این کار نموده اند. در رابطه با نقش همسالان و دوستان تقریبا" تمامی افراد مورد آزمون اذعان داشتند که برای همراهی و همرنگ شدن با دوستان خود به مصرف مواد روی آورده اند. این در حالی است که در این میان 42 درصد افراد، پدر، 11 درصد مادر و 3 درصد خواهر و 36/5 درصد برادر بزرگ خود را دخیل در گرایش خود به اعتیاد دانسته اند. 58 درصد این افراد کسب لذت را عامل اصلی گرایش خود به مواد مخدر دانسته اند. آنهادر این رابطه جلسات شبانه و پارک رفتنها و مواردی این چنین را عنوان داشته اند که محافل بسیار خوبی برای کسب لذت از اوقات فراغت بوده است. 23 درصد افراد مورد تحقیق نیز فرار از ناراحتی و غم و غصه از دست دادن افراد درجه یک فامیل یا دوستان را عامل استفاده از مواد مخدردانسته اند. و در نهایت 19 درصد باقی مانده مواردی چون شکست در عشق، افسردگی و گوشه گیری و شکست در درس و سایر موارد اینچنینی را علت گرایش خود به مواد مخدر عنوان داشتند. علاوه بر مواردی که عنوان شد در رابطه با سن شروع مصرف مواد مخدر قابل ذکر است که بطور متوسط، این افراد در سنین قبل از 14 سالگی شروع به کشیدن سیگار و در سنین 16-15 سالگی مصرف مواد مخدر را آغاز نموده اند."
همچنین آقای متقی دوست قرین، طی ارائه مقاله ای در سمینار فوق الذکر نظرات مختلف اولیاء مدارس ایرانی را موردبررسی قرار داد ه است. این دیدگاهها مبتنی بر یک پژوهش ملی در سطح مدارس ایرانی است.  اولیاء مدارس نظرمثبت نسبت به تاثیرآموزش پیشگیری از سوء مصرف مواد مخدر در بین دانش آموزان داشتند. ولیکن اکثریت آنها معتقد بودند که مدارس به عنوان تنها منبع آموزش پیشگیری از سوء مصرف مواد مخدر برای نوجوانان نمی باید در نظر گرفته شود. جامعه ،بخصوص والدین نیز بایددر تمام مراحل چنین آموزشی با فعالیتهای مدرسه هماهنگ و درگیر باشند. بخش قابل توجهی از اولیاء مدارس که در این پژوهش شرکت نموده بودند بیان داشتند که آنها هیچ ایده واضحی درباره چگونگی آموزش پیشگیری از سوء مصرف مواد مخدر ندارند. در این راستا ضرورت آموزش ضمن خدمت و همچنین حمایتهای آموزشی وعلمی را در ارائه آموزش پیشگیری از سوء مصرف مواد مخدربه دانش آموزان مطرح نموده اند. علاوه بر آن ، آنها مصرانه خواستار دریافت منابع مطالعاتی سودمند که قابل فهم ، آسان و قابل اجرا باشد نیز بودند. از نتایج این پژوهش چنین بر می آید که یک برنامه آموزش ملی واحد کل کشور نمی تواندپاسخگوی نیازهای آموزشی افراد در اقصی نقاط کشور باشد. بنابراین بر اساس مناطق مختلف کشور و همچنین فراوانی مشکل مواد مخدر در هر منطقه باید راهبردهای متفاوت آموزش پیشگیری از سوء مصرف مواد مخدر در نظر گرفته شود.
  حمید صرامی، مدیرکل امور فرهنگی ستاد مبارزه با مواد مخدر  در زمینه علل روی آوردن دانش آموزان و دانشجویان به مواد مخدرمعتقد است (22 شهریور 85 ): 47 درصد مصرف‌‏کنندگان مواد مخدر در حوزه دانشجویی و دانش‌‏آموزی علت گرایش به مواد مخدر را شادابی و لذت و 57 درصد فرار از مشکلات و استرس عنوان کرده‌‏اند واما 2 تحقیق در بین دانش آموزان  در سال 83 نیز انجام گرفته است که  علل دیگری را مشخص میسازد. خبرگزاری مهر در 19 مهر 83 نتایج 2 تحقیق بر روی دانش آموزان و بررسی علل روی آوردن آنها به مواد مخدر را گزارش کرده است: اداره ارتباطات و آموزش بهداشت در یک تحقیق علمی بر روی دانش آموزان  دختر مدارس راهنمایی تهران که دو سال به طول انجامید ، اعلام کرد: دختران تهرانی به طور متوسط در 15 سالگی به سیگار روی می آورند ، در این تحقیق که بر روی 5 هزار و 934 دانش آموز مقطع راهنمایی شهر تهران انجام شد، از مجموع 2 هزار و 902 دانش آموز پسر 2/30 درصد یعنی 878 نفر سیگار کشیدن را تجربه کرده و 8/3 درصد (111 نفر)  هم حداقل روزی یک سیگار کشیده اند.
همچنین از مجموع 3028 نفر دانش آموزان دختر نیز 7/11 درصد (354 نفر) سیگار کشیدن را تجربه کرده اند و 6/10 درصد روزی یک یا بیشتر از یک سیگار کشیده اند. بنابراین تحقیق 4/2 درصد از دانش آموزان پسر و دختر مقطع راهنمایی تهران سیگاری محسوب می شوند و متوسط شروع کشیدن سیگار در پسران 3/13 و دختران 15 سال بوده است.نتایج این مطالعه نشان می دهد که نگرش دانش آموزان سیگاری در هر دو جنس نسبت به سیگار در مقایسه با دانش آموزان غیر سیگاری مثبت تر بوده است ، این در حالی است که سطح آگاهی هر دو گروه سیگاری و غیر سیگاری در حد مطلوب و قابل توجه بوده است.نتایج تحقیق دیگری در زمینه علل گرایش جوانان 15 تا 25 ساله به مصرف مواد مخدر در شهر ابهر نیز حاکی است که 58 درصد معاشرت با دوستان ناباب ، 17 درصد وجود معتاد در خانه، 8 درصد بیکاری، 13 درصد اختلاف خانوادگی و چهار درصد کنجکاوی را علت  اصلی گرایش به مواد مخدر عنوان کردند.
دکتر علیرضا جزایری  استاد یار دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی در گفتگو با خبرگزاری مهر با بیان این مطلب می گوید : این پژوهش بر روی 1 هزارو 403 دانش آموز ( 3/49 درصد  دختر و 7/50 درصد پسر و با  دامنه سنی 11 تا 16 سال) در سه پایه اول ، دوم و سوم راهنمایی مدارس دولتی و غیر دولتی  منطقه 9 شهر تهران و به منظور شناسایی  و بررسی وضعیت نگرش دانش آموزان نسبت به اعتیاد ، معتاد و مواد مخدر و همچنین  میزان گرایش آنها به  مصرف  مواد مخدر صورت گرفته است .  یافته ها نشان می دهد که حدود 25 درصد از دانش آموزان به مواد مخدر گرایش دارند و حدود 5 درصد نیز برآورد می شود که مصرف مواد را تجربه کرده اند و 7/88 درصد تا کنون مواد مصرف نکرده اند ، 7 درصد در حال حاضر اغلب اوقات مواد مصرف می کنند  ، 2/1 درصد 1 یا دوبار مواد را تجربه کرده اند و 9 درصد نیز بعضی اوقات. که در مجموع  3 درصد دانش آموزان مواد مصرف کرده و در حال حاضر نیز مصرف می کنند.

اعتبارت تخصیص یافته دولتی  و روشهای پیگیری
کارشناس مسوول مشاوره سازمان آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران معتقد است: عدم وجود سیستم منظم و قابل حمایت در محیط های آموزشی سبب عدم شناسایی دقیق دانش آموزان در معرض خطر اعتیاد می شود.شناسایی دانش آموزان در معرض اعتیاد بدون ارایه خدمات پیشگیری و درمان ارزشی ندارد و این در حالی است که سازمان های آموزش و پرورش نمی توانند به دلیل کمبود اعتبارات در این زمینه خدماتی ارایه دهند .همچنین رییس مرکز مبارزه با مواد مخدر نیروی انتظامی تهران نیز در شهریور 85 اعلام کرد :در سال گذشته، دانش‌‏آموزان مقاطع ابتدایی و راهنمایی تحت آموزش‌‏های مهارت‌‏های زندگی قرار گرفتند. وی به طرح « آموزش مهارت هاى زندگى» در مقطع راهنمایى اشاره کرد که برنامه هاى آن در ۱۵ جلسه از سوى مربیان آموزش دیده ارائه مى شود که امسال این آموزش‌‏ها را در مهدکودک‌‏ها و محیط‌‏های کار توسعه خواهند داد."همچنین رییس دبیرخانه شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر استان تهران، گفت: "از سوی ستاد مبارزه با مواد مخدر اعتباری بالغ بر 37 میلیون تومان برای اجرای برنامه‌‏های پیشگیری از اعتیاد، در اختیار سازمان آموزش و پرورش تهران قرار گرفته است. در شهر تهران، یک میلیون و 300 هزار دانش‌‏آموز وجود دارد که اعتبار 37 میلیون تومان تنها تعداد کمی از آنها را پوشش می‌‏دهد.  با اختصاص این اعتبار محدود، 50 هزار دانش‌‏آموز تحت آموزش‌‏های مهارت‌‏های زندگی و مروجان سلامت قرار گرفتند. مدیرکل فرهنگی و پیشگیری ستاد مبارزه با مواد مخدر خبر داد: 15 میلیون و 600 هزار جزوه آموزش پیشگیری از مصرف مواد مخدر، سال تحصیلی جدید بین دانش آموزان توزیع می شود.وی با اشاره به اینکه توزیع متمرکز بودجه اختیارات را محدود می‌‏کند، یادآور شد: در آموزش و پرورش، کادر مشخصی برای رسیدگی به موضوع اعتیاد وجود ندارد و باید برای جذب بهتر اعتبارات و هزینه آن اقدام کرد. "
 معاون سازمان آموزش و پرورش تهران با تاکید بر اینکه سن گرایش دانش آموزان به اعتیاد به 13 سال رسیده است معتقد است :بدسرپرستى یا بی‌سرپرستی، آمار دانش‌آموزان در معرض خطر اعتیاد را بالا می‌برد. 3/1 درصد از دانش‌آموزان شهر تهران به واسطه داشتن ولد یا والدین معتاد، در معرض خرید و فروش بودن، محل زندگى نامناسب یا اقوام نزدیک معتاد و ... در معرض خطر اعتیاد قرار دارند. به گفته‌ وی، بیشترین مشکلات و مراجعات به مراکز مشاوره مربوط به دانش‌آموزان مقطع راهنمایى تحصیلى بوده و این به علت نبود مشاوره در این مقطع و عدم کنترل دانش‌آموزان پایه راهنمایى است. وی با اشاره به این‌ که طى 5 سال گذشته، مشکلات "تحصیلى"، "اضطرابى"، "ارتباطى والد و کودک"، "اختلالات خلقى"، "کمبود توجه و رفتارهاى ایذایى"، "رفتارهاى ضداجتماعى"، "اختلالات سازگارى" و "شخصیتى" بیشترین علل مراجعه دانش‌آموزان به مراکز مشاوره بوده است و از 7 هزار و 717 دانش‌آموز مراجعه کننده به هسته‌هاى مشاوره در سال تحصیلى گذشته، 3 هزار و 918 نفر دختر و از 5 هزار و 538 نفر مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره نیز 2 هزار و 891 نفر دختر بودند. همچنین 11 هزار و 900 نفر به مشاوران مدارس مراجعه کرد‌اند که 7 هزار و 485 نفر آنها دختر بوده‌اند. وى با بیان این ‌که از 5 هزار و 401 دانش‌آموز مراجعه‌کننده به مرکز اصلى مشاوره "توحید" آموزش و پرورش شهر تهران حدود 3 هزار نفر دختر بوده‌اند، به ایسنا گفت: باید در مدارس، تیم فعالى شامل مشاور، روانشناس مددکار، مسؤول آموزشی، روانپزشک، مسؤول تریبت بدنى و مربى امور تربیتى و فوق برنامه به مشکلات دانش‌آموزان رسیدگى کنند؛ این در حالیست که هم‌اکنون در مدارس تنها یک نیروى مشاوره وجود دارد که از او انتظار می‌رود به تمامى مشکلات دانش‌آموزان حتی اعتیاد رسیدگى کند.
بی تردید می توان بر سیاهه علل روی آوری دانش آموزان به مواد مخدر و کمبودها و بی برنامگی دولت ، خصوصا وزارت آموزش و پرورش مجموعه ای از عوامل مؤثر دیگر را نیز فهرست کرد ، منتهی نباید از یاد برد که همانگونه که خود مساله اعتیاد را همراه با عوامل مولد ومروج آن بایستی  بصورت یک  مجموعه چند بعدی  دید، به راه حلهای و عوامل موثر در ریشه کن کردن آن نیز بایستی به عنوان یک مجموعه که از خانه تا مدرسه و جامعه در آن  بایستی شرکت داشته باشند، نگریست.

دو دیدگاه در آموزش و پرورش  
   در جوامع امروز آموزش بی تردید نقش اصلی را در توسعه اقتصادی ، اجتماعی ، و فرهنگی ایفا می کند و عیار توسعه در هر کشور ی را با میزان سرمایه گذاری برای کودکان و نوجوانان آن کشور می سنجند . زیرا سرمایه اصلی کشور ، همانا  نیروی انسانی با فرهنگ و کار آمد از طریق آموزش تامین می گردد .
   در حال حاضر در ایران 15 میلیون دانش آموز حساس ترین سالهای زندگی خود را در مدرسه می گذرانند . لذا توجه به این قشر جامعه ، اهمیت دادن به آینده است . امروز وظیفه آموزش و پرورش دیگر تنها انتقال میراث فرهنگی گذشته به نسل حاضر نیست . زیرا اگر چه این هدف اهمیتی در خور توجه دارد ، اما مهمتر از آن هدف آموزش و پرورش بایستی آماده کردن جوان برای زندگی در جامعه ای باشد که در انتظار اوست و چند و چون آن جامعه بایستی به دست و اندیشه او تعیین گردد .
    مطالعه فضای فکری حاکم بر آموزش و پرورش فعلی ایران باید بر ما آشکار کند آیا آموزش و پرورش کنونی قادر به انجام این مهم یعنی پرورش مدام جوان در جهت از قوه به فعل در آوردن توانائیهای آنها هست یا نه ؟ اصولا بر اساس دو نوع نگرش به انسان دو نوع هدف و رفتار در سیستمهای آموزش و پرورش بوجود می آیند :
در نگرش نخست ، آزادی درونی انسان تلقی نمی گردد . لذا انسان ( در اینجا یاد گیرنده ) به مثابه موجودی غیر فعال محسوب می شود که عمده فعالیتهای وی به رهبری عاملی خارج از او انجام می پذیرد . لذا کار آموزش و پرورش انتقال فرهنگ ، از طریق پر کردن مغز آدمی و شکل دادن به رفتار وی بر اساس الگوهای تعیین شده است .
در نگرش دوم ، آزادی درونی انسانی تلقی می گردد ، و انسان ( یاد گیرنده ) بعنوان موجودی زنده و فعال محسوب می شود . آموزش و پرورش وظیفه خود را آزاد کردن و بدان فعال کردن استعدادها و در اختیار گذاشتن اطلاعات و معلومات برای هر چه فعال تر شدن دانش آموز قرار می دهد .
قبل از انقلاب ساختار آموزش ایران مبتنی بر نگرش نخست بود . این مدل اقتدارگرایانه از استبداد سیاسی ما قبل انقلاب نشات می گرفت . انقلاب آغاز نگرش دوم به انسان بود که از اسلام به مثابه روش رهایی از روابط زور نشات می گرفت و می رفت تا با شکستن قالبهای تنگ دیدگاه نخست و محدوده های ذهنی آن ، در نظام آموزش و پرورش تحولی اساسی بوجود آورد تا ، انسان و اندیشه  وی با رهایی از جبرهای عارضی جای و اقعی و در خور خود را بیابد .
با استقرار استبداد توتالیتر ، بنام دین ساختار آموزش و پرورش بار دیگر انعکاسی از ساخت سلطه گشت. شباهت دو نوع نظام آموزش و پرورش رژیم پیشین و رژیم کنونی نشان از این امر دارد که در استبداد ( از هر نوع و با هر نام ) نگرش نخست به انسان امکان پذیر نیست و تنها از طریق انقلاب در ساختار ذهنی استبداد و کو تاه کردن دست آن از شئون زندگی است که انسان فضای آزادی و امکان رشد را می یابد .
در این نوشتار ، به  مقایسه ویژه گیهای دو  دیدگاه از نقطه نظر تفاوت نقش معلم و استاد ، دانش آموز و دانشجو و روابط آنها با یکدیگر ، و نیز تفاوت فرآیند یاد گیری در هر یک از دو دیدگاه میرویم. و در  یکی از شماره های آینده نیز، به سراغ مثالی عینی یعنی رابطه تحقیق و پژوهش با صنعت در ایران میرویم تا بررسی موانع و تنگناها در این دو بخش اثر و نقش تعیین کننده سیستم حاکم بر آموزش و پرورش کنونی را در ایجاد معضل صنعت وابسته را نظاره گر شویم .
در ابتدا ، یاد آور گردم که آموزش و پرورش از بدو تولد انسان صورت می پذیرد و 6 سال ابتدایی زندگی هر کودکی تعیین کننده ترین دوران آن است . در محیط خانوادگی نیز ، بسته به حاکمیت هر یک از دو دیدگاه ، دو نوع انسان پرورش می یابد و آموزش می بیند . ولی از آنجا که موضوع این نوشتار آموزش و پرورش در سطح دبستان و دبیرستان و  دانشگاه می باشد ، تنها به این بخش و نقش آن بسنده میشود .در طول نوشتار نیز همواره از سیستم عمومی حاکم بر آموزش و پرورش کنونی سخن به میان است و این امر نافی وجود استثناهایی در میان معلمان و استادان ، دانش آموزان  و دانشجویان که بر اساس دیدگاه دوم رفتار مینمایند و در برابر سیستم حاکم بر آموزش و پرورش و ساختهای تنگ آن مقاومت می کنند، نمی باشد .

در دیدگاه اول :
فضای آموزش آمرانه و اقتدار گرایانه است . رفتار معلم و استاد ، با دانش آموز و دانشجو ، تحکمی و از بالا به پایین است.
1.    رفتار دانش آموزان و دانشجویان در رابطه با یکدیگر ، رقابتی است آنهم رقابت  فردی  و تک روی از ویژه گیهای رفتاری آن  است .
2.    تغییرات کمی نسبت به تغییرات کیفی در نزد یاد دهنده و یاد گیرنده ، هر دو ، از اهمیت بیشتری برخوردار است . نمره و مدرک در مقایسه با کیفیت علم ، از ارزشی بیشتر برخوردار است .
3.    معلم و یا استاد ، منبع علم و اطلاع محسوب می شوند .
4.    دانش آموز و دانشجو نقش منفعل و تنها گوش دهنده به سخنان معلم و یا استاد را دارند. و این همان نقش انفعالی است بعد ها   نیز در عرصه زندگی  ایفا می کنند .
5.    در فرآیند یاد گیری مفهوم تجربه بسیار کم ارزش است . دانش آموز و یا دانشجو ، تجربه گر محسوب نمی شوند  ، لذا معلم و یا استاد به تجربه هایی که یاد گیرنده شخصا کسب کرده  و میکند ، بهایی نمی دهند . در نتیجه ،  دریاد گیرنده قوه خلاقیت و ابتکار  عقیم می میاند و به مرور او اعتماد به نفس را از دست میدهند. کلاس درس خسته کننده و ملال آور میشود زیرا  ذهن از فعالیت باز مانده است .
6.    تنها  حافظه یاد گیرنده بکار گرفته می شود . تکیه بر حفظ کردن مطالب درسی است. دانش آموزان و دانشجویان به مرور کم خواه و کم خوان میگردند . معلم و استاد نیز در این سیستم بیشتر به حافظه خود تکیه دارند و در کلاس محفوظات خود را ، بصو ت سخنرانی ، به دانش آموز و یا دانش جویان انتقال میدهند .
7.    بر اساس این دیدگاه ، تکیه بر روی "موضوع " و یا "مطلبی "است که فرد یاد گیرنده بایستی مطابق نظر معلم و یا استاد فرا گیرد .
8.    ارزش گزاری به محفوظات و میدان ندادن به تجربه  ،با عث می شود دانش آموز و دانشجو هنر تفکر و روش کشف روابط بین پدیده های مورد مطالعه را کسب نکند و خصوصا با کاربرد مفاهیم آموخته ، در زندگی حال و آینده خود ، ناتوان شود و  پس از اتمام  تحصیلات "رسمی "  خود قادر به انجام کارشناسانه مسئولیتهای شغلی خود نگردد و به همان سادگی که مطالب در حافظه انباشته شده اند از ذهن بدر روند.
9.    در تمامی طول تحصیل ، یاد گیرنده به یاد دهنده متکی است .
10.    برنامه های تحصیلی در این دیدگاه و سیستم آموزش غیر قابل انعطاف و یک طرفه می باشند و از قبل توسط معلم و یا استاد بدون دخالت و مشارکت دانش آموز و یا دانش جو تهیه و دیکته می شوند.
11.    در تشخیص نیاز های آموزشی ، علیرغم تفاوتهایی که در بین یاد گیرندگان موجود است ، این معلم و یا استاد است که یک طرفه تصمیم میگیرد و همه بایستی به یک اندازه کار کنند و به انجام تکالیف مکرر موظفند .
12.    بر اساس این دیدگاه ، ارزش یابی یاد گیرنده نیز تنها توسط معلم و یا استاد انجام میشود . و دانش آموز و یا دانشجو کمترین نقشی در ارزش یابی فرا آیندهای فراگیری و عملکرد خود ندارند . و از ارزیابی معلم و یا استاد نیز ممنوع  هستند .
13.    دانش آموز و یا دانشجو چون نقش فعال ندارد و تجربه گر نیست ، اعتماد به نفس پیدا نمیکند و دانش آموزان و دانشجویان  مهارت های لازم را از راه بحث و گفتگو و تعامل اجتماعی و سیاسی بدست نمی آورند.
14.    از آنجا که در  سیستم اقتدار گرایانه و آمرانه ، مدیریتی بر اساس اطاعت حاکم است ،ساختار تصمصم گیری در مدرسه ، تصمیم گیری ها و روابط مربوط به کلاس و فعالیت فوق برنامه پیوسته بدون مشارکت مستقیم دانش آموزان و دانشجویان ، انجام میشوند. دانش آموزان و دانشجویان تنها موظف به اطاعت و پذیرش می باشند .
لذا  درمدرسه که مهمترین بنیاد تربیتی است و از کودکی تا جوانی ، در تربیت یک نسل ، نقش اول را دارد ، دانش آموز اندیشیدن و مسئولیت شناسی و جسارت و ابتکار را نمی آموزد .
مدرسه به دانش آموز ،سیاست را که معنایی عام  دارد ،  در دایره تنگ تصمیم و اجرای قدرت حاکم خلاصه می باوراند .و تمرین مشارکت در زندگی سیاسی را ، که شامل تمامی شئون زندگی انسان میباشد ، و لزوما تنها به حکومت محدود نمیگردد را در سطوح محلی و ملی ، برای دانش آموزان و دانشجویان میسر نمیگرداند. بر عکس محیط تمرین ، تسلیم و اطاعت ، انقیاد و ترس و از دست دادن شور و شوق زندگی و کمال جویی می شود .

در دیدگاه دوم :
1.    فضای آموزش آزاد و بر اساس مشارکت است .
2.    ارتباط  معلم و استاد با دانش آموز و دانشجو و بالعکس از طریق مشارکت و همکاری در آموزش و پرورش سامان می یابد .
3.    رفتار و ارتباط مابین دانش آموزان و دانشجویان ، بر اساس همکاری متقابل و کار دسته جمعی تنظیم میگردد.
4.    تغییرات کیفی اهمیت بیشتری می یابد.
5.    معلم و یا استاد نقش تسهیل کننده یاد گیری را دارد و وظیفه آنها ، بر انگیختن میل به ابتکار و پاسخ دادن به پرسشهای  دانش آموز و دانشجو ، در جریان آموزش است .
6.    دانش آموز و دانشجو در فرآیند یاد گیری فعال میشوند .
7.    تجربه در فرآیند یاد گیری نقش اول را دارا میباشد .لذا بر آزادی  و استعداد خلاقه یاد گیرنده تکیه  می گردد. فعالیتهای یاد گیری مبتنی بر تحقیق و پژوهش می باشد. در ضمن تجربه های خاص هر دانش آموز در محیط زندگی ، نیز در فر آیند یاد گیری نقش می یابند و محیط مدرسه و دانشگاه و محیط بیرون از آن بند از بند گسسته و غیر مرتبط با یکدیگر نمی شوند.
8.    بر اساس این سیستم ، در سر کلاس درس ، بعلت آنکه بنا بر بحث و گفت و شنود است ، دانش آموز و دانشجو ، فرا می گیرد که بجای به حافظه سپردن مطالب ،بهتر استدلال کند  و معلم و یا  استاد به رفتار و شیوه بیان و محتوای مطالب ارائه شده از طرف یکایک دانش آموزان و دانشجویان ، توجه نشان می دهد. و یاد گیرنده را برای مشارکت در یاد گیری و حتی تدریس به بقیه ، تشویق میکند.
9.    بر اساس این دیدگاه ، تکیه آموزش بر مساله ای است که باید شناخته و حل شود . یعنی یاد گیرنده با مساله ای مواجه می شود و به یاد گیری میپردازد تا آن را حل کند. لذا ، بگاه ورود به کار و در مسئولیتهای شغلی ، با سهولت بیشتری  از عهده حل مسائلی که پیش می آیند، بر می آید.
10.    در این دیدگاه ، تکیه دانش آموز و دانشجو از معلم و استاد بر داشته می شود. یاد گیرنده بطور روز افزون ، خود جهت یاد گیری را تعیین میکند . یعنی با اعتماد به ارزشمند بودن تجربه و اعتماد به توانایی خود، فرا می گیرد که در جهت رشد خود قدم بردارد و متکی به خود باشد .
11.    برنامه های تحصیلی و آموزشی، در این دیدگاه ، انعطاف پذیرند و با توجه به نیاز های افراد به یاد گیری ، انتخاب و در باره آن مابین معلم و استاد و دانش آموز و دانشجو بر اساس شور ، بحث و گفتگو صورت می گیرد.
12.    تشخیص مواد و تنظیم برنامه آموزش و پرورش ، با دو طرف است . یاد گیرنده و تسهیل کننده یاد گیری ، هر دو ، نظر میدهند.
13.    ارزش گزاری کار نیز با دو طرف ایست . یعنی یاد گیرنده نیز در ارزش گیری به کار خویش شرکت میکند و به نوبه خود حق دارد به ارزیابی معلم و استاد خویش بپردازد.
14.    بعلت رشد حس اعتماد به نفس در نزد دانش آموز و  دانشجو و از آنجا که در کلاس درس ، همه مغز ها فعالند و محیط ، محیط گفت و شنود است ، دانش آموز و دانشجو ، مهارتهای لازم را برای فعالیتها و نقشهای آتی در اجتماع ، فرا میگرند.
15.    و از آنجا که در این سیستم کلیه سازمان دهی ها و مدیریتها در سطح مدرسه و دانشگاه بر اساس مشارکت و تولید تنظیم می شود ، دانش آموز و دانشجو فرهنگ مشارکت را در خارج از حوزه مدرسه و دانشگاه ، یعنی در خانه، در محیط کار ، در فعالیت حین فراغت، تا مسائل اجتماعی و سیاسی، تعمیم می دهد و دانش آموز و  دانشجو پس از اتمام دوران تحصیل ، شخصی مسئول ، توانا ، مباحثه گر ، منتقد ، سازنده ، خود انگیخته، پر شور و ... خواهد شد که در ساختن کیفیت و کمیت حال و آینده خود، نقش اول را بازی میکند.
   
   اکنون در ایران، هر ساله میلیونها کودک سرشار از حس کنجکاوی و خود انگیختگی که آما ده اند از نقطه نظر جسمی و فکری از راه کشف حقیقت با جهان شگفت آشنا گردند، به مدارس وارد می شوند و در طول 12 سال، به زعم نگارنده، اغلب  به شیوه غلط  آموزش می بینند و قوه تفکر و توان خود انگیختگی، ابتکار و خلاقیت ، بمرور در آنها می خشکد .تنها راه و روشی که در دسترس میابند ، دست یابی به علم از طریق انباشت هر چه بیشتر ذهن با محفوظات است . آنهم اطلاعاتی پراکنده و اغلب نا مربوط با واقعیات و نیاز های زندگیشان ! جوانی عاجز از فعالیت خود جوش و ترسان از تجربه که قادر به بیان افکار و احساسات خود نمی باشد ، پای به محیط آموزش دیگری بنام دانشگاه و یا به تعبیر دیگر "دبیرستان بزرگ "می نهد. در دانشگاه از نظر کیفیت آموزش، تفاوت چندانی، با دبیرستان نمی یابد (در شماره های آینده مستندات این نظر خود را ارائه خواهم داد ) اینجا نیز، کارش افزودن بر حجم محفوظا ت است . فارغ التحصیلان این " دبیرستانهای بزرگ " خود به یکی از معضلات بزرگ کشور تبدیل می شوند. مدرک در دست، با سطح توقع بالا، وارد" بازار کار "می گردند. اما بازار کار بعلت ضربه ای سهمگینی که رژیم بر اقتصاد کشور وارد آورده است، توانایی جذب آنان را ندارد. اینگونه است که  سالی 180 هزارتحصیل کرده های دانشگاههای کشور ، ایران را ترک می کنند!
 
بررسی وضعیت معلمان و مراکز تربیت معلم:
در شماره قبل این نوشتار نگارنده  بر این امر تاکید داشت  که اصولا بر اساس دو نوع نگرش به انسان دو نوع هدف و رفتار در سیستمهای آموزش و پرورش بوجود می آیند :
در نگرش نخست، آزادی درونی انسان تلقی نمی گردد . لذا انسان ( در اینجا یاد گیرنده ) به مثابه موجودی غیر فعال محسوب می شود که عمده فعالیتهای وی به رهبری عاملی خارج از او انجام می پذیرد . لذا کار آموزش و پرورش انتقال فرهنگ، از طریق پر کردن مغز آدمی و شکل دادن به رفتار وی بر اساس الگوهای تعیین شده است.
در نگرش دوم، آزادی درونی انسانی تلقی می گردد، و انسان ( یاد گیرنده ) بعنوان موجودی زنده و فعال محسوب می شود . آموزش و پرورش وظیفه خود را آزاد کردن و بدان فعال کردن استعدادهای فرا گیرندگان و در اختیار گذاشتن اطلاعات و معلومات برای هر چه فعال تر شدن دانش آموز قرار می دهد.
و به مقایسه ویژه گیهای این دو دیدگاه از نقطه نظر تفاوت نقش معلم و استاد ، دانش آموز و دانشجو و روابط آنها با یکدیگر  و نیز تفاوت فرآیند یاد گیری پرداختم. با توجه به ویژه گیهای کمی و کیفی آموزش و پرورش کنونی ایران، محرز است که به جز موارد استثنایی، دیدگاه دوم بر بخش اعظم آموزش و پرورش ایران حاکم است.
   نظام های آموزشی و فعالیت های حاکم بر آن، با توجه به پیشرفت جوامع ، همواره دستخوش تغییر و تحول است و تحول آموزشی خود معلول تحول اجتماعی و تحول علوم و تکنولوژی است. پیچیدگی و افزوده شدن بر کیفیت فنون و علوم انعکاس خود را در نیاز های فردی و اجتماعی خواهد داشت. لذا هم کسب علوم و فنون جدید و هم آماده کردن دانش آموزان برای مواجه با نیازهای پیچیده خود، دیگر با روشهای سنتی تدریس ممکن نیست ؛ بلکه در سایه روش های آموزش پیشرفته امکان پذیر است. جامعه  قرن بیست و یکمی، در حال گذار از جامعه  مبتنی بر اطلاعات،  به سمت جامعه مبتنی بر دانایی می باشد که در آن علم و دانش، تخصص، نو آوری و خلاقیت، محرک اصلی توسعه است.
 دانش آموزان برای روبه رو شدن با تحولات شگفت انگیز قرن بیست و یکم، باستی به طور فزاینده ای مهارت های تفکر انتقالی و خلاق را برای تصمیم گیری مناسب و حل مسایل پیچیده ی جامعه فراگیرند، تا قادر باشند با تفکر منطقی و نقاد خود نه تنها در سطح جامعه ملی ، بلکه در سطح جامعه جهانی مسائل را بررسی و ارزیابی کنند و برای شکل دهی و برنامه ریزی درجهت رشد آن ، آماده و دارای برنامه  باشند . برنامه ریزی برای شاختن جهانی متناسب با نیاز های واقعی و رشد افراد بر پایه آزادی و عدالت ،نیاز مند آن است که دانش آموزان در حین فراگیری علوم ، بصورت انسانهایی با ارزشهای والای انسانی ،واقف به حقوق خود و دیگران و حافظ این حقوق ، انسانهای درستکار و بشر دوست و دارای  درک سیاسی، اجتماعی و اقتصادی عمیق نیز پرورش یابند. لذا آموزش مهارت های تفکر و یادگیری از طریق روش های یاد دهی- یادگیری فعال با مشارکت مدام آنها، ضروری به نظر می رسد.لذا بایستی بدون فوت وقت برای آن برنامه ریزی شود.
 راه اساسی برای تحقق این مهم، تغییر بنیادی در روشهای آموزش و پرورش ویادگیری خصوصا در مدارس است. لذا روشهای تدریسی که بتوانند فعالیت دانش آموزان را تقویت کنند و یادگیری را به یک جریان دو سویه وفعال تبدیل کنند، از اهمیت ویژه ای برخوردار اند. در این فر آیند البته هم دانش آموزان و هم معلمان بایستی زمینه ها و امکانات متناسب با این نوع نگرش را در دسترس داشته باشند. اما متاسفانه  درآموزش و پرورش ایران و دو عنصر اصلی آن معلم و دانش آموز درایران ، علاوه برکمبودهای کمی، مواجه اند با فقدان برنامه و رویکردی  نو که در آن روح تحقیق، نقد، پرسشگری و گشایش افق های نوین و خلاقیت نظری متناسب با ساخت چنین جامعه ای را  در دانش آموزان ایجاد کند. کیفیت پایین آموخته‌های علمی دانش‌آموزان و ماحصلی چون تداوم و جا افتادن فرهنگ مدرک‌محوری و تلاش در گذراندن واحدهای درسی به عنوان هدف غایی معلم و شاگرد در کلاس‌ها، نتیجه محتوم  این کمبودها و نگرش دوم است.
در این نوشتار قصد دارم بخشی از این کمبودها را که  باعث می گردند زمینه اصلی برای غالب شدن  نگرش  دوم بر آموزش و پرورش ایران فراهم  گردد  را بررسی کنم: یکی از معضلات فعلی آموزش و پرورش فقدان نیروی انسانی متخصص و کارآمد است. کمرنگ شدن نقش مراکز تربیت معلم برای پرورش نیروهای مورد نیاز در نظام آموزش کشور، کاهش جاذبه شغل معلمی به دلیل پائین بودن حقوق و مزایای آن و در نتیجه گریز نیروهای مستعد از این عرصه، تبدیل شدن معلمی به آخرین راه اشتغال برای نیروهای جامانده از بازارهای کار کشور، واغلب از روی ناچاری روی آوردن معلمان به  چند شغل  ،که خود نیزبه علت ربودن وقت آنان ،منجر به فقر مطالعاتی آنان می گردد، ناکارآمدی دوره های ضمن خدمت برای رشد و به روز نگه داشتن معلمان ، وجود بخشنامه های مانع و رادع برای آموزش حین خدمت و... همگی منجر به ناکارآمدی معلمان و نیرو های انسانی مشغول به آموزش فرزندان این کشور شده اند. بطوری که 53 درصد از یک میلیون معلم شاغل  فعلی در ایران، که بالغ بر 530 هزار معلم در ایران امروز می گردد، دارای  تحصیلات فوق دیپلم و دیپلم و زیر دیپلم میباشند . بی تردید از معلمانی که اینچنین خود در گیرمشکلات میبا شند و از کمبودها رنج می برند، نمیتوان توقع کامل داشت که تمام هوش و حواس و انرژی خود را صرف فرا گیری و بکار گیری بهترین روشهای تدریس نمایند.
برای اینکه از کم وکیف مشکلات آگاه گردیم به آماری که مورد استناد مسئولان آموزش و پرورش است و نیز نتایج طرحهای پزوهشی در دسترس، استناد می نمایم.  دکترعلیرضا شریفی  پژوهشگر و محقق پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش در گفتگو با خبرگزاری مهر ۱۳۸۴/۱۲/۱۵ اعلام کرد:" بالغ بر 70 درصد معلمان مرد دیپلم و فوق دیپلم مقطع تحصیلی ابتدایی مناطق شهری، شغل دوم دارند وحدود 50 درصد معلمان فوق دیپلم مقطع راهنمایی و 20 تا 25 درصد دبیران دوره متوسطه شغل دوم دارند. از نگاه علمی افرادی که به جز مدارس دولتی ، در اماکن آموزشی خصوصی و غیر انتفاعی نیز به تدریس می پردازند، از جمله افراد 2 شغله محسوب می شوند اما این نکته در این آمار و ارقام منظور نشده ، چرا که چنین معلمانی در کشور 2شغله محسوب نمی شوند."به قول شاگرد مدرسه ای که نگارنده  با وی گفتگو کرده است :" از روزی که  بطور تصادفی معلم خود را شبها با ماشین قراضه اش مشغول مسافر کشی دیدم ،وقتی سر کلاس چرت میزند زیاد در دلم از او دلگیر نمی شوم".
  در حال حاضر معلمان در ایران  از ورودی های مختلف به مدارس راه پیدا می کنند که مراکز تربیت معلم، آزمون سراسری، انتخاب از دبیرستانها و ادامه تحصیل تا کاردانی پیوسته، جذب نیروهای حق التدریس و برگزاری آزمون های ادواری از جمله آنهاست.  نظام در سال 1383 به فکر لزوم ارتقاء سطح تحصیل معلمان افتاد. به موجب مصوبه  اسفند سال 1383 دولت" حداقل مدرک تحصیلی برای ورود تدریس در مقاطع ابتدایی، کارشناسی است! که در مناطق محروم با مدرک فوق دیپلم استخدام صورت می‌گیرد اما معلمان باید در طول مدت کار، ارتقای مدرک بیابند. برای استخدام در مقاطع راهنمایی و دبیرستان نیز مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد عنوان شده است که در مناطق محروم معلمان می‌توانند با مدرک کارشناسی استخدام شوند اما در زمان کار ارتقاء مدرک بیابند."
   اما آمار زیر تکان دهنده است و نشان میدهد که اغلب مصوبات دولت و مجلس تنها بر روی کاغذ و نه در عمل معتبرند اند. مدیر دفتر برنامه ریزی و توسعه مدیریت وزارت آموزش و پرورش در گفتگو با خبرگزاری مهردر تاریخ ۱۳۸۴/۰۹/۰۲ اعلام کرد: در حال حاضر بیش از یک میلیون معلم در سراسر کشور مشغول به کار هستند که 47 درصد آنان دارای مدرک  لیسانس و بالای آن ، 30 درصد فوق دیپلم و حدود 23 درصد زیر دیپلم هستند ( یعنی حدود 530هزار معلم! آیا معلومات معلمان دیپلمه و  زیر دیپلم چگونه با این توقع ونیاز امروز ازمعلم که باید خود را از حالت صرف انتقال دانش و معلومات خارج کند و به خود به مثابه نگرش اول ، به عنوان صرفا فرد راهنما و هدایت کننده جریان یادگیری نظاره نماید و روش های فعال تدریس را ابتدا خود بیاموزد تا بتواند آنها در کلاس درس  بکار گیرد، میتواند سازگاری داشته باشد؟! همچنین  در  2 شهریور 85 مدیرکل دفتر ارتقاء مهارت های حرفه ای و تربیت معلم وزارت آموزش و پرورش( خبرگزاری مهر ) اظهار داشت: در حال حاضر300 هزار معلم دارای مدرک معادل در آموزش و پرورش وجود دارد . در29 اردبیهشت 85 وی گفت: با توجه به مصوبات قانونی، تمامی  معلمان کشور باید طی 6 سال یک سطح تحصیلی ارتقاء پیدا کنند. و در ماموریت جدید مراکز تربیت معلم با بیش از یک میلیون معلم روبرو است که باید ارتقاء سطح تحصیلی بیابند.
پس ازکنکور سال 85 طبق گفته ابراهیم کارخانه ای عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات "مجلس  هفتم : 60 تا 65 هزار نفر در دوره های آموزش عالی زیر نظر آموزش و پرورش ثبت نام کرده اند و تعداد دانشجویان مراکز تربیت معلم از 5 هزار و 160 نفر، به 10 هزار نفر ارتقاء  یافته اند. همچنین شاخص آموزش های کوتاه مدت کارکنان آموزش و پرورش از 40 ساعت در سال به 73 ساعت در سال ارتقاء یافته است. با این حساب در 6 سال دیگر یعنی  درسال 1390 مراکز تربیت معلم کشور تنها 10 هزار نیروی دارای مدرک لیسانس و فوق لیسانس، به آموزش و پرورش تحویل خواهد داد. با این حساب و به این ترتیب مدت 53 سال طول خواهد کشید که تعداد 530 هزار معلم فوق دیپلمه ودیپلمه و زیر دیپلم ( حتی بدون در نظر گرفتن آن بخش از کادر آموزشی که بازنشسته میشوند ونیروهای جدید جایگزین آنها می گردند) ارتقاء سطح تحصیلی نمایند و با مصوبه دولت در سال 1383 مطابقت کیفی بیایند.بنابراین با توجه به اینکه هر 3 سال سطح علمی جهان دوبرابر می شود ، با در نظر گرفتن ظرفیتهای ناقص مراکز تربیت معلم در کشور، این امر غیر عقلانی به نظر می رسد و راه حلهای دیگری می طلبد.
   لذا افزایش دانشگاهای تربیت معلم و بالا بردن کیفیت آنها  از ضروریات مهم آموزش و پرورش ایران است. حتی بایستی با ترتیب دادن آموزش های ضمن خدمت فرهنگیان به دروس کلیات و روشهای تدریس و تولید و کاربرد مواد آموزشی بهای بیشتری داده شود و در تدریس این دروس تنها به قسمت نظری و عناوین اکتفا نشود . آماده کردن معلمان کنونی نظام آموزشی برای استفاده از روش های فعال تدریس در فرآیند یاددهی و یادگیری به صورت دوره های بلند مدت و کوتاه مدت ضرورت دارد .اما یکی از موانع بر سر راه ارتقاء سطح تحصیل معلمان بخشنامه ها و مصوبات  وزارت آموزش وپرورش است  به نحوی که حق آزادی  تحصیل را از فارع التحصیلان مراکز تربیت معلم نیزمی گیرد. بر اساس قوانین و ضوابط وزارت آموزش و پرورش دانشجوی فارغ التحصیل از مرکز تربیت معلم، بایستی حداقل یکسال در محل خدمت خود که توسط اداره آموزش و پرورش تعیین می گردد، خدمت نماید و بعد در صورت صلاحدید اداره ! می تواند ادامه تحصیل دهد!
 طبق گفته  دکتر حسین نقوی در میزگرد معاونت برنامه ریزی و توسعه مدیریت در اجلاس روسای مناطق آموزش و پرورش:  از  مجموع 720 هزار نیروی استخدام شده در وزارت آموزش و پرورش ، پس از انقلاب تنها 330 هزار نفر از مراکز تربیت معلم استخدام شده اند .لذا هنوز آماری در دسترس نیست که چه میزان از 47 درصد معلمان  داری مدرک لیسانس و بالای آن ،امروز از مراکز تعلیم و تربیت معلم کشور فارع التحصیل شده اند؟ اما در مورد کیفیت آموزشی فارع التحصیلان لیسانس و بالای آن جالب است حاصل یک طرح پژوهشی  در سال 72 را در معرض قضاوت  خوانندگان قرار دهم.  البته سال انجام این پژوهش تاثیر چندانی در نتیجه حاصله ندارد. گذشته از اینکه متاسفانه پژوهش تازه تری در دسترس نیست)  نگارنده این پژوهش را از پایگاه علمی و پژوهشکده اطلاعات و مدارک علمی ایران برگفته است). هدف پژوهش بررسی و مقایسه سطح کارآیی معلمان فارغ‌التحصیل از مراکز و دانشسراهای تربیت معلم در مقایسه با سایر معلمان بوده است . روش تحقیق توصیفی  و ابزار آن شامل آزمون -1 پیشرفت تحصیلی دروس تربیتی و اختصاصی -2 نگرش‌سنج دانش‌آموزان -3 پرسشنامه مدیران مدرسه -4 لیست نمرات ثلث سوم دانش‌آموزان بوده است . جامعه آماری تحقیق شامل 1) معلمانی است که در سال تحصیلی 1367-1368 از مراکز و دانشسراها فارغ‌التحصیل شده‌اند. 2) معلمان دروس علوم تجربی و ریاضی دوره راهنمایی که در سال تحصیلی 1367-1368 از مراکز تربیت معلم فارغ‌التحصیل شده‌اند 3) معلمان آموزشی ابتدایی غیرفارغ‌التحصیل از دانشسراها و مراکز. 4)معلمان دروس علوم تجربی و ریاضی غیرفارغ‌التحصیل از مراکز تربیت معلم است . یافته‌ها نشان می‌دهد که اطلاعات فارغ‌التحصیلان مراکز و دانشسراهای تربیت معلم در دروس کلیات ، روشها و فنون تدریس ، کاربرد آموزشی، راهنمایی و مشاوره، دروس تربیتی و دروس اختصاصی از اطلاعات معلمان غیرفارغ‌التحصیل بیشتر است .
   حال که موضوع بحث ، کیفیت آموزشی مراکز تربیت معلم است، نتایج  طرح پژوهشی دیگری نیز قابل تامل است.هدف این طرح پژوهشی محتوای کتب درسی مراکز تربیت معلم و بررسی میزان تاثیر دروس تربیت معلم بر کارایی فارغ‌التحصیلان از دیدگاه فارغ‌التحصیلان و دانشجویان علوم تجربی است . روش تحقیق توصیفی و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه بوده است . جامعه آماری شامل دو گروه بوده است ، گروه اول فارغ‌التحصیلان مراکز تربیت معلم در رشته علوم تجربی و گروه دوم دربرگیرنده دانشجویان این رشته در استان مرکزی است . که از میان آنها 130 نفر جهت بررسی برگزیده شده است . براساس یافته‌های پژوهش 1) 76 درصد از افراد پاسخ‌دهنده معتقدند که دروس تخصصی مراکز تربیت معلم بر کارایی آنها بیشترین تاثیر را دارد. 2) 73 درصد از افراد فارغ‌التحصیل ابراز داشته‌اند که از دروس تخصصی در امر تدریس کاملا و یا تا حدی استفاده می‌کنند. 3) 70 درصد از دانشجویان معتقدند که محتوای کتب درسی مراکز تربیت معلم ، قدرت حل مساله را در دانشجویان تقویت نمی‌کند.
همچنین بگزارش ایسنا یک دانشجوی کارشناسی ارشد در پایان‌نامه‌ای، دیدگاه مدرسان و دانشجو معلمان مرکز تربیت معلم تهران را نسبت به برنامه‌های درسی، فرآیند یاددهی، یادگیری، مدیریت آموزشی و تاثیر آنها در ایجاد توان خود راهبری و خود ارزشیابی دانشجو معلم بررسی کرده است. نتایج این پایان نامه که با راهنمایی دکتر غلامحسین شکوهی و مشاور دکتر زهره سرمد و دکتر نادر قورچیان که توسط نادر سلسبیلی دانشجوی کارشناسی ارشد برنامه‌ریزی آموزشی دانشکده علوم تربیتی دانشگاه تهران انجام شده، نشان می‌دهد: تصوری که صاحبنظران جهانی تعلیم و تربیت از تربیت معلم دارند با تصور ما در مراکز تربیت معلم تهران فاصله‌ بسیاری دارد. در حالی که صاحبنظران جهانی تعلیم و تربیت برای ایجاد تحول ‌در تربیت معلم، به تجربه‌های جدیدی دست یافته‌اند و رویکردهای مختلفی را با توجه به آینده‌نگری و به قصد ایجاد تحول مطلوب را مورد امتحان و پژوهش قرار می‌دهند و به دنبال تربیت معلمانی خلاق، جستجوگر، پویا، خود راهبر و خود ارزشیاب هستند، ما به دنبال تربیت معلمان مقلد، یکنواخت و مسلط در اداره کلاس هستیم. همچنین در حالی که این صاحب نظران به دنبال ایجاد فضایی نشاط ‌آور در موسسه آموزشی، یکپارچه با یادگیری‌های خارج از موسسه و جامعه، تشویق دانشجو به نوآوری به خصوص در زمینه تدریس،‌ روبرویی دانشجو با مسایل جدید و گسترده در کار آموزش هستند و اینکه دانشجو معلم به عنوان معلمی در نقش راهنما و تسهیل کننده یادگیری‌های دانش آموزان ظاهر شود ، در مراکز تربیت معلم ایران، فضایی کم نشاط و بدون ارتباط با جامعه بیرون و بدون یکپارچکی و فزایندگی در این یادگیری‌ها هستند. تاکید بر کتاب درسی و حفظ کردن متون و امتحان از مطالب آن در مراکز تربیت معلم ما اعمال می‌شود و کمتر به دانشجو فرصت پژوهش در زمینه‌های مورد علاقه داده می‌شود..

jalehwafa@yahoo.de
نظر خوانندگان در مورد اين مطلب ارسال نظر شما
واقعا مشکلات این وزارتخانه حاد هست/ما در مناطق روستایی چطور باید هفت ساعته تدریس کنیم!بعد70 الی 80 کیلومتر هم جمعا بیش از 150 کیلوتر تو جاده ها باشیم!
مردم متوجه باشن یک روز تعطیلی با این کیفیت افتضاح دامن بر اتش زدنه- neda
خییییلللللللیییییییییییی خوووووووببببببب- دیاکو