صفحه نخست
ارتباط با ما
درباره ما
سامانه SMS
تبليغات
ایمیل
شماره حساب
نقشه سایت
توييتر
فيس بوك
English
يکشنبه 2 آذر 1393
کلمه کاربری رمز عبور
مایلم هم اکنون عضو شوم رمز عبور را فراموش کرده ام
تعداد نمایش:1772
امتیاز: 1 2 3 4 5 6


بروزرسانی : شنبه 26 ارديبهشت 1388
نويسنده : سیدمحمود طاهری    منبع : سایت حوزه
سعدی و خدمت به خلق
انسان‏های بزرگ همواره در اندیشه دیگرانند و دل در گرو خدمت به مردم می‏نهند.سعدی شیرازی، از جمله این بزرگان است که هم خویش را به این صفت آراست و هم دیگران را به این خیر بزرگ فراخوانده است.

وی که سال‏ها جهت کسب حکمت و تجربه، تلخی سفر را تحمل کرد و به تعبیر خودش، «تا دورترین نقاط جهان نیز به پیش رفت»، نخستین مسئله‏ای که پس از آن سفر پرمایه، ذهنش را به خود مشغول ساخت، خدمت به مردم بوده است تا بر ایشان تحفه‏هایی از علم و معنویت به ارمغان آرد و کام آنان را با سخنانی شیرین‏تر از قند حلاوت بخشد، چنان که خود، این گونه سروده است:
دریغ آمدم ز آن همه بوستان
تهی‏دست رفتن سوی دوستان
به دل گفتم از مصر، قند آورم
برِ دوستان ارمغانی برم
مرا گر تهی بود از آن قند، دست
سخن‏های شیرین‏تر از قند هست
نه قندی که مردم به صورت خورند
که ارباب معنی به کاغذ برند
اهتمام و عنایت سعدی به مردم، تا آن‏جاست که حاضر می‏شود، «چون عود، در آتش اندیشه بسوزد»، تا در نتیجه، عطر دلاویز خدمت را در میان آدمیان بپراکند و روحشان را بدین وسیله بنوازد:
سعیم این است که در آتش اندیشه چو عود
خویشتنِ سوخته‏ام تا به جهان بو برود

سعدی و آدمیان بی‏بهره از خدمت

به عقیده سعدی، بنی‏آدم اعضای یکدیگر و از یک گوهرند، ازاین‏رو دردمندی بر غم و اندوه دیگران امری طبیعی‏است، زیرا آن گاه که عضوی از پیکر آدمی به درد می‏آید، برای عضوهای دیگر قراری نخواهد ماند.
و به تعبیر یکی از شاعران معاصر:
گیرم نشاط و شادی دنیا را
یک سر به دامن دل من ریزند
آیا در آن زمان که بخندم شاد
لرزان لبی ز ناله نخواهد سوخت؟
طفلی درون کلبه تنگی سرد
با مادری گرسنه نمی‏لرزد؟
آخر کنار حسرت و رنج ای دوست
فارغ کجا توان شد و خوش خندید؟
آن اشک را چگونه نباید دید؟
وان ناله را چگونه توان نشنید؟
سعدی، آنانی را که در وجودشان روحیه سودمندی به حال دیگران به چشم نمی‏خورد، با سنگ خارا برابر می‏داند و به اعتقاد وی، در آهن و سنگ منافعی است که در برخی از آدمیان خبری از آن نیست:
اگر نفع کس در نهاد تو نیست
چنین گوهر و سنگ خارا یکی‏است
غلط گفتم ای یار شایسته خوی
که نفعست در آهن و سنگ و روی
چنین آدمی مرده به ننگ را
که بر وی فضیلت بود سنگ را

پیام متن:

1. خدمت به مردم، سیره بزرگان دین و دانش؛
2. خدمت به همنوع و برادران دینی، از دستورات دین مبین اسلام.

رمز برتری عالم بر عابد از نگاه سعدی

از منظر سعدی، تفاوت عالم و عابد در آن است که عابد، سر در سودای خویش دارد و عالِم دل در هوای دیگران؛ عابد بر آن اندیشه است که تنها، «گلیم خویش از موج به در برد»، ولی عالِم می‏کوشد که «بگیرد غریق را»:
صاحبدلی به مدرسه آمد ز خانقاه
بشکست عهد صحبت اهل طریق را
گفتم میان عابد و عالِم چه فرق بود؟
تا اختیار نمودی از آن، این فریق را
گفت آن گلیم خویش بدر می‏برد ز موج
وین سعی می‏کند که بگیرد غریق را
و از نبی اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در این باره روایت است:
آن گاه که عالِم و عابد در روز رستاخیز محشور می‏شوند، به عابد گفته می‏شود: به بهشت درآی و به برکت عبادت خود، از نعمت‏های بهشت بهره‏مند شو! ولی به عالِم می‏گویند: اینجا بایست و هر کس را که می‏خواهی شفاعت کن! و هیچ‏کس را شفاعت نخواهی کرد، مگر آنکه شفاعت تو پذیرفته می‏شود و بدین ترتیب، عالِم در جایگاه پیمبران می‏ایستد.

حکایت

از مرحوم آیت‏الله بروجردی نقل است که فرمود: «در ایام اقامتم در بروجرد، شبی در خواب دیدم به خانه‏ای وارد شدم، گفتند: رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله آنجا تشریف دارد، وارد شدم و سلام کردم و در آخر مجلس که جا بود، نشستم. دیدم حضرت رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در صدر مجلس جلوس فرموده است و بزرگانی از علما و زُهّاد در کنار ایشان نشسته‏اند و مقدّم بر همه و نزدیک‏تر از سایرین به رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، سید جواد طباطبایی ـ برادر کوچک‏تر علامه سید مهدی بحرالعلوم ـ نشسته است».
به فکر فرورفتم که در میان این جمع، کسانی هستند که هم عالِم‏تر از سید جوادند و هم زاهدتر از او، چرا این امتیاز، نصیب سید جواد شده است. در همین اندیشه بودم که نبی اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: «سیدجواد به کار مردم و اهل حاجت، از همه کوشاتر بوده است».
اَلا گر طلبکار اهل دلی
ز خدمت مکن یک زمان غافلی
به حال دل خستگان درنگر
که روزی تو دلخسته باشی مگر
درون فروماندگان شاد کن
ز روز فروماندگی یاد کن

نکته‏ای قرآنی

عنایت قرآن کریم بر توجه به دیگران، به حدی است که انفاق و گره‏گشایی از کار دیگران را از شرایط مهم بهره‏جستن از روح هدایت‏گری قرآن می‏داند. چنان که خداوند در آیه‏های 2 و 3 سوره بقره می‏فرماید:
آن کتاب [قرآن]که تردیدی در آن راه ندارد، مایه هدایت پرهیزکاران است.[پرهیزکاران]کسانی هستند که به غیب [یعنی آنچه از حس، پوشیده است]ایمان دارند و نماز به پا می‏دارند و از مواهبی که روزی‏شان دادیم، انفاق می‏کنند.
بنابر این آیات خداوند، آنهایی را هدایت می‏کند و کسانی را از شهد شیرین حقایق خود می‏نوشاند که در کنار ایمان به غیب و به‏پاداشتن نماز، اهل انفاق و در اندیشه احسان و خدمت به دیگران نیز باشند.
چو غنچه گرچه فروبستگی است کار جهان
تو همچو باد بهاری گِره‏گشا می‏باش
(حافظ)

پیام متن:

1. دگر خواهی و دیگردوستی در سیره عالمان؛
2. بالابودن مقام عالمان نسبت به زاهدان.

اهل بیت علیهم‏السلام و اهتمام‏شان به خدمت انسان‏ها

بی‏شک امامان معصوم علیهم‏السلام ، نمونه‏های عینی انسان‏های کاملند که توجه و مهرورزی آنها به آدمیان، بیش از دیگران بوده است. عزیزالدین نسفی می‏گوید:
چون انسان کامل، خدای را شناخت و به دیدار خدا مشرف شد و اشیا را آن‏چنان که باید و حکمت اشیا را آن‏چنان که باید، بدانست و بدید، بعد از شناخت و دیدار خداوند، هیچ کاری برابر آن ندید و هیچ طاعتی بهتر از آن ندانست که راحت به خلق رساند و هیچ را حتی بهتر از آن ندید که با مردم چیزی گوید که مردم چون آن بشنوند و به آن کار کنند، دنیا را به آسان بگذرانند و از بلاها و فتنه‏های این عالَم، ایمن باشند و در آخرت رستگار شوند و هر که چنین کند، وارث پیامبران است.

پیام متن:

مهرورزی و توجه به مردم در سیره امامان معصوم علیهم‏السلام .

محبوب‏ترین انسان‏ها نزد خداوند ـ خدمت به مردم و ایمنی از عذاب خداوند

از منظر وحی، بین خدمت به مردم و محبوبیت نزد خداوند، رابطه تنگاتنگی وجود دارد و همین‏گونه است میان توجه به مردم و ایمنی از عذاب خداوند. پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله می‏فرماید:
مردم، خانواده خدا هستند و محبوب‏ترین انسان‏ها نزد خدا، کسانی هستند که به خانواده خدا نفع‏وسود برسانند.
همچنین فرمود:
به درستی که برای خداوند، بندگانی است که آنها را برای برآوردن حوائج مردم برگزید که مردم برای رفع حوائج خویش، به آنها پناه می‏برند، این بندگان فریادرس، از عذاب خداوند در امان خواهند بود.
تیره‏روزان جهان را به چراغی دریاب
که پس از مرگ ترا شمع مزاری باشد
(صائب)

پیام متن:

خدمت به مردم، وسیله تقرب به خداوند.

سخنانی از بزرگان دیگر ادیان، درباره خدمت به خلق

دل‏سوزی به حال آدمیان و توجه به گرفتاری‏های آنان و دل در گرو خدمت‏داشتن، تنها در وجود بزرگانی چون سعدی شیرازی محدود نشده است، بلکه در سرزمین‏های دیگر نیز بزرگانی این‏گونه بوده‏اند و دیگران را نیز بدان سفارش کرده‏اند؛ از جمله آنان، هیلر بلاک گوید:
از آغازی که در آرامش سرمدی، هستی می‏پذیرد تا پایانی که به جاودانگی می‏پیوندند، هیچ ندیدم که تلخی زندگی را در کامم شیرین کند، مگر عشق‏ورزی به انسان‏ها و دیدن خنده و شادی آنها.
خرّم آن کس که در این محنت‏گاه
خاطری را سبب تسکین است
(پروین اعتصامی)
همچنین جَبران خلیل جَبران می‏گوید:
خوشی زنبور، در گردآوردن نوش گل‏هاست و خوشی گل در سپردن نوش خود به زنبور. برای زنبور، گل، چشمه‏ای از زندگی است و گل، زنبور را به دیده پیام‏آور عشق می‏نگرد و داد و ستد شادکامی برای زنبور و گل، هر دو یک نیاز و نشئه است. ای مردم! در خوشی‏های خویش، چون گل‏ها و زنبوران باشید.
برتراند راسل نیز گوید:
فریادهای دردآلود آدمیان در قلبم به اهتزاز است. کودکان قحطی‏زده، قربانیان شکنجه‏گران ستمگر، پیران بی‏پناه که خود را بار منفوری بر دوش فرزندان احساس می‏کنند و تمامی دنیای تنهایی و فقر و درد و رنج، طنز تلخی است که آرمان‏های بلند انسانی را ریشخند می‏کند. آرزومندم که از رنج و شرّ بکاهم، ولی نمی‏توانم و از این، بسیار در رنجم.
سحر دیدم درخت ارغوانی
کشیده سر به بام خسته جانی
به گوش ارغوان، آهسته گفتم
بهارت خوش که فکر دیگرانی
(فریدون مشیری)

پیام متن:

عشق و شور خدمت به مردم، در اندیشه و عمل بزرگان ملل و نِحَل.

مقامی فراتر از نمازهای مستحب

گرچه انجام نافله‏ها و نمازهای مستحب، جایگاهی والا در میان امور عبادی دارند، و نقشی مؤثر در صفای جان و نورانیت دل برجای می‏گذارند. ولی از دیدگاه سعدی که از مکتب اسلام وام گرفته است، ارزش آنها هرگز به بهای احسان و خدمت به دیگران نمی‏رسد و به تعبیر خود او:
«به احسانی دلی را آسوده‏نمودن، برتر از هزار رکعت نماز ـ نافله ـ خواهد بود.» وی در این باره سروده است:
شنیدم که پیری به راه حِجاز
به هر خُطوه کردی دو رکعت نماز
چنان گرم رو در طریق خدای
که خار مغیلان نکندی ز پای
یکی هاتف از غیبش آواز داد
که ‏ای نیک‏بخت مبارک نهاد
به احسانی آسوده کردن دلی
بِه از اَلْف رکعت به هر منزلی

حکایت

صفوان در محضر امام صادق علیه‏السلام نشسته بود، ناگهان مردی از اهل مکه وارد مجلس شد و گرفتاریی که برایش پیش آمده بود، شرح داد. امام صادق علیه‏السلام به صفوان دستور داد:
«فورا حرکت کن و برادر ایمانی خود را در کارش یاری کن»، صفوان حرکت کرد و رفت و پس از توفیق در اصلاح کار، به نزد امام صادق علیه‏السلام بازگشت. چون امام علیه‏السلام او را دید، فرمود: بدان که همین کار به ظاهر کوچک که حاجتی از کسی برآوردی و وقت کمی از تو گرفت، از هفت بار طواف دور کعبه، محبوب‏تر و برتر است.

حکایت

مردی برای رفع گرفتاری خویش به حضور امام حسن علیه‏السلام آمد و از آن حضرت یاری طلبید، امام حسن علیه‏السلام بلافاصله کفش‏هایش را پوشید و راه افتاد. در بین راه به حسین بن علی علیه‏السلام رسیدند، در حالی که مشغول نماز بود. امام حسن علیه‏السلام به آن مرد گفت: «تو چطور از حسین علیه‏السلام غفلت کردی و پیش او نرفتی؟» گفت: من اول خواستم پیش او بروم و از او در کارم کمک بخواهم، ولی چون به من گفتند ایشان اعتکاف کرده و معذور است، خدمت آن حضرت نرفتم. امام حسن علیه‏السلام فرمود: اگر توفیق برآوردن حاجت تو برایش دست داده بود، از یک ماه اعتکاف برایش بهتر بود.

پیام متن:

افزایش درجات انسان‏ها، در سایه تلاش برای برآوردن حوائج مردم.
خدمت به دیگران، خدمت به خود است
احسان در حق دیگران، پیش از هر چیز، موجب آبیاری مزرعه دل صاحب احسان می‏شود و عطش درونی او را فرو می‏نشاند و او را کامیاب هر دو جهان می‏سازد. قرآن کریم می‏فرماید: «اگر احسان کردید، [در واقع]، در حق خود خوبی کرده‏اید». (اسراء: 7)
سعدی در این باره، حکایتی این چنین نقل می‏کند که:
شخصی خاری از پای یتیمی درآورد. در شب آن روز، کسی به نام «صَدْرِ خُجَند» وی را به خواب می‏بیند که در روح و ریحان بهشتی غرق در سرور و شادی است و با خویش می‏گوید: «با درآوردن خاری از پای یتیمی، چه گل‏ها بر من دمید!».
یکی خار پای یتیمی بِکَند
به خواب اندرش دید صدر خُجَند
همی گفت و در روضه‏ها می‏چمید
کز آن خار بر من چه گل‏ها دمید
شکسپیر نیز می‏گوید:
رحم‏آوردن به دیگران، چون باران رحمت است که از آسمان بر زمین می‏بارد و دو چندان باعث خیر و برکت است؛ زیرا هم شخص دارای رحمت را سعادت می‏بخشد و هم گیرنده رحمت را به خیر و برکت می‏رساند.

خدمت به خلق، راهی به سوی شادمانی و نشاط

گرچه رشد روزافزون صنعت و تکنولوژی، آسایش مادی و جسمی بسیاری به همراه داشته است، آفت‏های مهمی نیز پدید آورده است که از آن جمله، به فراموشی‏سپردن «حس خدمت به خلق» است.
در حقیقت، در آدمی حس و عاطفه‏ای ستودنی نسبت به احسان در حق انسان‏ها وجود دارد که مانند دیگر عواطف، نیازمند ارضاست و بی‏گمان، در صورت ناکامی آدمی در این امر، ناخواسته و پنهانی، افسردگی و اندوه دامن وجودش را فرا خواهد گرفت.
حاصل سخن آنکه، از ریشه‏های افسردگی بشر قرن حاضر، اندیشیدن به منفعت‏های شخصی و وانهادن خدمت به هم‏نوعان است و برای آنان که جهت ایجاد شادمانی و نشاط حقیقی در میان انسان‏ها نظریه‏هایی ارائه می‏کنند، به‏یقین از بهترین آنها، نظریه «خدمت به خلق» خواهد بود:
شود جهان لب پر خنده‏ای اگر مردم
کنند دست یکی در گره‏گشایی هم
(صائب)

پیام متن:

1. گذشتن از مصلحت‏ها و منفعت‏های فردی در راه دیگران؛
2. افزایش خیر و برکت و گشایش، در پرتو خدمت به دیگران.

نظر خوانندگان در مورد اين مطلب ارسال نظر شما