صفحه نخست
ارتباط با ما
درباره ما
سامانه SMS
تبليغات
ایمیل
شماره حساب
نقشه سایت
توييتر
فيس بوك
English
جمعه 28 آذر 1393
کلمه کاربری رمز عبور
مایلم هم اکنون عضو شوم رمز عبور را فراموش کرده ام
تعداد نمایش:1004
امتیاز: 1 2 3 4 5 6

اخذ پذيرش از دانشگاههاي تاجيكستان
خواص گياهان

بروزرسانی : پنج شنبه 3 دي 1388
نويسنده : محمود کریمی    منبع : راسخون
یمن، صعده و الحوثی ها (3) جنبش الحوثی
این جنبش، توسط « حسین الحوثی » آغاز شد و اکنون توسط « عبدالملک الحوثی » (برادر او) رهبری می‌شود. آن دو از فرزندان « بدرالدین الحوثی » اند که عالم نامور زیدی در یمن است. بدر الدین الحوثی، در سال 1345 ه.ق در شهر «ضحیان» به دنیا آمد و در صعده پرورش یافت. او از خاندان علمی و مولفان پرکار معاصر زیدی است که هم اکنون با کهولت سن زیاد در حال حیات است و از قیام فرزندان خود حمایت کرده و رهبری دومین جنگ علیه دولت یمن (پس از کشته شدن فرزندش حسین) را بر عهده داشت. او دارای آثار متعددی چونان: اسانید الزیدیه، الایجاز فی الرد علی فتاوی الحجاز، تفسیر القرآن الکریم، التحذیر من الفرقه و... . او در سال‌های جنگ داخلی یمن، مدتی به ایران پناه آورد و چندی در شهر قم زیست.


در میان فرزندان او، 3 نام مشهورترند: حسین (رهبر مقتول جنبش)، عبدالملک (رهبر فعلی جنبش)، و یحیی (که نماینده پیشین پارلمان یمن بود و اکنون درآلمان به سر می‌برد و از جنبش حمایت می‌کند).
«حسین الحوثی» در 1956 م. (6 سال قبل از سقوط سلسله هزار ساله امامان زیدی در یمن) در استان صعده به دنیا آمد. تحصیلات خود را نزد پدر دانشمندش و علمای زیدی فرا گرفت. همچنین در مدارس سنی‌های سلفی تحصیل کرد و در دانشکده شریعت صنعا مدرک لیسانس خود را در رشته فقه وحقوق گرفت. در فعالیت‌های اجتماعی، سیاسی و فکری از دوره جوانی حضور فعال داشت. در تشکیلات شباب المومن و «حزب الحق» نقش موثری داشت. در 1993 م. در انتخابات پارلمان یمن، به نمایندگی مجلس انتخاب شد و تا سال 1997 م. نماینده پارلمان یمن بود. پس از آن با تاسیس مراکز علمی و ادامه فعالیت‌های اجتماعی، نقش چشمگیری در تربیت و پرورش نیروهای زیدی و غیر زیدی داشت. هم‌چنین در مقاومت علیه گسترش نفوذ وهابیت و حرکت‌های رو به گسترش القاعده در یمن نقش موثری ایفا کرد.

فراز و نشیب‌هایی که جنبش «الحوثی» گذراند

در سال 1986 م. تشکیلاتی با عنوان «اتحاد شباب» (جوانان) برای آموزش‌های جوانان شیعه زیدی تشکیل شد که تحت نظارت عالمان دینی بنام زیدی از جمله بدرالدین الحوثی بود. با اتحاد دو یمن (شمالی و جنوبی) در 1990 م. این تشکیلات در حزب «الحق» که یک تشکیلات سیاسی زیدی بود، جذب شد.
تشکیلات حزب الحق، از سال 2002، وجهه ضد آمریکایی غلیظ یافت و شعارهای ا...اکبر، مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل، لعنت بر یهود و اسلام پیروز است را در مساجد و مراسم و پس از هر نماز جماعت مطرح و علنی ساخت.
جریان فوق، تا سال 2004، روند سیاسی علنی داشت و در انتخابات پارلمانی و فعالیت‌های سیاسی علنی حضور می‌یافت. به عنوان نمونه «حسین الحوثی» (اولین رهبر جنبش الحوثی) نماینده پارلمانی یمن در دوره انتخاباتی 1993 بود.

از سال 2004 م. دولت یمن با این جریان در منازعات جدی قرار گرفت و تا کنون 6 مرحله جنگ بین آن دو، در جریان بوده است:
جنگ اول: در 2004 م.، اتفاق افتاد. در این جنگ، «حسین الحوثی» (اولین رهبر جنبش و نماینده پارلمان) کشته شد.
سید حسین الحوثى عالمی دینى و بسیار تأثیرگذار بود، ایشان برخوردار از منظومه‏اى فکرى قرآنى بود و در سخنرانی های او مفاهیم قرآنى موج مى‏زند. حسین الحوثی با سخنان پرجاذبه، انقلابی و آتشین و در عین حال روشنفکرانه و مصلحانه خود تلاش داشت جامعه خمود و رخوت زده زیدیه را با بازگشت به روح و مفاهیم قرآن احیا کند.او به کار با نوجوان و جوانان پرداخت و سعی نمود یک روحیه آگاهی بخشی و بیداری در آنها براساس مؤلفه های زیر ایجاد کند:
1. شیعی بودن و حضور پررنگ مبانی شیعه در آن.
2. نقد وضعیت موجود.
3. ترویج افکار امام خمینی و انقلاب اسلامی ایران در زمینه‌هایی همچون مبارزه با استکبار و آمریکا و اسرئیل.
او در بیشتر سخنرانی های خود که در جمع جوانان ایراد کرده، از امام و انقلاب ایران نام می برد و می بینیم که علاقه و گرایش شدیدی به جریانهای شیعی مثل حزب الله لبنان و شخص سید حسن نصرالله دارد و پرچمهای حزب الله در سراسر منطقه صعده برافراشته می شود.
مهمترین اعتراضات حسین الحوثى در سال 2003 و پس از نفوذ آمریکا در یمن به بهانه فعال شدن نیروهای القاعده در این منطقه مطرح شد. مهمترین اعتراض او این بود که چرا حکومت یمن اجازه داده است نیروهاى نظامى آمریکا در یمن مستقر شوند و استقلال و حاکمیت سیاسى آنها را زیر سوال ببرند. بعد استکبارستیزى، به ویژه مبارزه با صهیونیزم در این جنبش بسیار چشمگیر است.او معتقد بود نمازى که بعد از آن مرگ بر اسرائیل گفته نشود و برائت از صهیونیزم نباشد، مورد رضایت و قبول خداوند نیست. همیشه بعد از نماز، فریادشان به این شعارها بلند بود:"الله اکبر، الموت لامریکا، الموت لاسرائیل، اللعنة على‏الیهود،النصر للاسلام" . هم اکنون نیز در جنگها و حرکتهای نظامی پرچم سفیدی به دست دارند که این شعارها روى آن نوشته شده است.
تحمل چنین جنبش شجاع و صریحی، براى حکومت مرکزى یمن که رابطه محکمی با آمریکا داشت و این حوثی ها را خطری برای حکومت خود می دید بسیار سنگین بود. حکومت یمن فعالیت‏هاى متنوعى را مانند تطمیع ، تحریک اهل سنت و حتی بدبین کردن زیدی ها نسبت به الحوثی انجام داد ، ولى نتوانست حوتی ها را سرکوب کند و به ناچار وارد فاز نظامى شد. نهایتا دولت یمن 18 شاخه نظامى را براى دستگیرى الحوثى مى‏فرستد و حسین الحوثی و یارانش را محاصره مى‏کند، ولى آنها در کوهستانها 90 روز مقاومت جانانه مى‏کنند و دست آخر کشته می شوند. البته شعله اندیشه های انقلابی الحوثی با شهادتش خاموش نشد، بلکه این شعله مقدس فروزانتر و آشکارتر گردید.
از آن زمان تاکنون رژیم دیکتاتور یمن جنایات غیر انسانی وسیعی را در مورد شیعیان و صعده وزنان و کودکان بی گناه انجام داده اما گویا روح حسین در برادران و همرزمانش دمیده شده و در عین نابرابری تسلیحاتی و بایکوت رسانه ای دلیرانه مقاومت کرده اند.برای شناخت پاره ای از این جنایات بجاست که بخشهایی از نامه شیخ بدرالدین به آیت ... سیستانی را در اینجا بیاوریم. دقت کنید که این نامه متعلق به چهار سال پیش است و چه جنایات بزرگتری که تاکنون درمورد آنها انجام شده است. و حقیقتا مظلومیت عاشورایی این شیعیان امام علی(ع) و پیروان مکتب خمینی کبیر ، که در این سکوت رسانه ای 5 ساله مضاعف شده است دل هر مسلمان مؤمنی را به درد می آورد:
در این نامه خطاب به آیت‌الله العظمی سیستانی آمده است: « از حضرت عالی به خاطر بیانیه‌ای که در آن مظلومیت ما را برای جهانیان آشکار کردید، تشکر و قدردانی می‌کنیم.»
این نامه می‌افزاید: «بی‌شک، اعلام جنگ وحشیانه و ظالمانة نظام نژادپرست یمن بر ضد مستضعفان شیعه تاکنون به گوش شما رسیده است؛ جنگی که در آن، برای کشتار برادران‌تان از همة سلاح‌های ممنوعه بین‌المللی استفاده می‌شود، و دودمان شیعیان را برباد می‌دهد.»
نویسندگان این نامه تصریح کرده‌اند: «اجساد سوخته و پیکرهای متلاشی شده‌ای که نظام یمن به کشیدن آنها در خیابان‌ها افتخار می‌کند، چیزی جز اثبات وحشی‌گری‌های پیروان مذهب زیدیه علیه علما، دانشجویان، روزنامه‌نگاران، معلمان و شیعیان مظلوم نیست.تعداد بازداشت شدگان در سلول‌های زندان‌های رژیم از مرز هزاران تن گذشته و زشت‌ترین شیوه‌های شکنجة روحی و جسمی علیه آنان اعمال می‌شود. آنها پس از تحمل این شکنجه‌ها، مجبور می‌شوند برای عدم تدریس در مساجد و مدارس، ترک خطبه خواندن و وعظ دینی و امر به معروف و نهی از منکر تعهد کتبی بدهند.»
این نامه می‌افزاید: «این رژیم علاوه بر انهدام خانه‌ها، مدارس و آواره کردن هزاران خانواده، با هدف قرار دادن اندیشة اهل بیت(ع) و ریشه‌کنی میراث آنان، به سوزاندن برخی کتابخانه‌های خصوصی که دارای دست‌نوشته‌های منحصر به فردی از فرهنگ اسلامی است، پرداخته است.این جنایت به آنجا رسیده که تمامی نسخه‌های دو کتاب ارجمند نهج‌البلاغه و صحیفة سجادیه کاملاً از بین رفته است.»
جنگ دوم: در 2005 م. به رهبری «بدرالدین الحوثی» (پدر حسین الحوثی و از عالمان بنام زیدی یمن) با نیروی دولتی یمن رخ داد.
جنگ سوم: به رهبری «عبدالملک الحوثی» (برادر حسین و رهبر فعلی جنبش الحوثی) با دولتی‌های یمن انجام شد.

در تداوم این نبردها، در سال گذشته میلادی، تحت نظارت امیر قطر، توافقنامه‌ای میان دو طرف برگزار شد که جز بند تبادل اسرا، باقی بندهای موافقت نامه اجرا نشد و در نتیجه نبردها ادامه یافتند و اکنون جنگ ششم را شاهد هستیم.
به گفته « سلطان سامعی » نماینده پارلمان یمن، این جنگ تا کنون 12 هزار کشته، 25 هزار زخمی وموجب آوارگی تعدادی فراوان و خرابی‌های بسیار شده است.

حسین بدرالدین الحوثی و پیروی از امام خمینی (ره)

حسین بدرالدین الحوثی همچون شهدای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی در ایران و شهدای حزب الله در لبنان و همه آزادگان حق طلب در سراسر جهان، به امام خمینی (ره) اقتدا کرد و با تمسک به اصل برائت از دشمنان اسلام، حرکت خود را پس از آن آغاز نمود که آمریکا به بهانه مبارزه با تروریسم القاعده، نیروهای نظامی و امنیتی خود را در خاک یمن مستقر کرده بود.
او با درک درست زمان خود، مسئولیت تاریخی اش را به خوبی انجام داد و به همراهی یارانش، شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل را به مدت یک سال در مساجد بزرگ یمن فریاد زد. تلاشهای دولت مزدور یمن در خاموش کردن این صدا بی فایده بود. حسین در مقابل حمله نظامی ارتش یمن به دفاع پرداخت و پس از سه ماه جهاد به همراه جمعی از یارانش به شهادت رسید. حسین بدرالدین نوری بود در آسمان تاریک یمن و چون قیامش خدایی بود هرگز فانی نخواهد شد. قیام حسین الگویی شد برای پیروان مکتب اهل بیت در یمن که در برابر ظلم سکوت نکنند. همه منتظران گوش به زنگ هم، صدای پای مهدی (عج) را شنیدند.
حسین بدرالدین تقریبا در تمامی سخنرانی هایش از امام خمینی (ره) نام برده و به سخنان ایشان اشاره کرده است. این اشارات کافی بود تا دولت یمن، تصور کند ایران از حسین بدرالدین حمایت مالی و نظامی کرده یا دست حزب الله را در جریان صعده ببیند و علامه بدرالدین و یارانش را اثنی عشری بداند. غافل از آنکه ارتباط حسین بدرالدین و یا شیعیان یمن با انقلاب اسلامی ایران، ارتباطی روحی، فکری، معنوی و عاطفی بوده است. آنان براساس اعتقادات و معیارهای خود، از اندیشه های امام و انقلاب اسلامی الگو گرفته اند. سخنرانی های حسین بدرالدین که در واقع تدریس معارف اسلامی توسط وی در مدارس علمیه زیدی بوده به صورت جزوه و فایل PDF درآمده است. ذیلا به برخی از این سخنرانی ها در رابطه با حضرت امام خمینی (ره) اشاره می شود:
در سخنرانی خطر دخول أمریکا الیمن (خطر ورود آمریکا به یمن) چنین می گوید: امام خمینی رحمة الله علیه، همانا آمریکا را شیطان بزرگ نامید چون در ورای هر فتنه ای قرار دارد و حاکمان اصلی آمریکا و کسانی که بر آمریکا مسلط شده اند یهودی هستند) در همین سخنرانی می گوید چون امام خمینی (ره) امامی عادل و متقی است لذا دعوتش رد کردنی نیست، سپس می افزاید: مشاهده کردیم تمام کسانی که در زمان امام خمینی، در مقابل انقلاب اسلامی ایران ایستادند، و تمام کشورهایی که در کنار عراق ضد جمهوری اسلامی جنگیدند یکی پس از دیگری به سزای اعمال خود رسیدند. جمهوری اسلامی تا به امروز هم دشمن اصلی آمریکا و اسرائیل است، امام خمینی رحمة الله علیه نسبت به آزادی اعراب و مسلمین از سلطه آمریکا به شدت علاقمند بود و برای نابودی اسرائیل تلاش می کرد ولی همه کشورها در مقابلش صف آرایی کردند و دیدیم کشورهایی که مقابل امام قرار گرفتند چگونه از سوی آنها که به کمکشان رفته بودند ضربه خوردند. کویت و همچنین عربستان سعودی از سوی عراق مورد تجاوز قرار گرفتند. کشور یمن هم تعداد زیادی نیروی نظامی برای جنگ با انقلاب اسلامی در ایران، به عراق فرستاده بود، پیش بینی می شود که رئیس و ارتش یمن، کیفر اعمال خود را ببینند. (تکبیر حاضران)
در سخنرانی دیگری ضمن نقل حوادث جنگ صفین و فتنه ای که در صفوف سپاه امام علی (ع) ایجاد شد، کلامی از امام خمینی (ره) را در این خصوص ذکر می کند. سپس با ذکر تبعات هیمنه آمریکا بر کشورهای منطقه و خطرات ورود آمریکا به یمن، چنین می گوید: بر یمنی ها واجب است که به سلطه آمریکا بر کشورشان با هر بهانه ای که بوده، راضی نشوند و آنان را اخراج کنند. در یکی دیگر از سخنرانی هایش به نام الإرهاب والسلام (تروریسم و صلح) درباره معنای دو اصطلاح ارهاب و جهاد در فرهنگ اسلامی و تفاوت معنای آن در فرهنگ آمریکایی مطالبی را مطرح می کند. سپس درباره حزب الله می گوید: آیا حزب الله در لبنان سکوت پیشه کرد؟ یا اینکه آنان گروه های مؤمن سیراب شده از روح قرآنی هستند که تماما عمل و جهاد است، سراسر وحدت، برادری، انفاق و بخشش است؟ و آن حزب سربلند زندگی می کند. گروه های مؤمنی هستند که سرافرازند و بر ضد اسرائیل هرچه بخواهند می گویند...)
سپس با انتقاد از ورود آمریکا به یمن، سؤال می کند آیا برای مبارزه با سه ارهابی نیازی به آمدن آمریکایی ها جهت آموزش ارتش یمن بود؟ آمدن آمریکایی ها به یمن ابتدای شر است. آمده اند که پایگاه های نظامی راه بیاندازند. پس از آن آمریکا بر یمن مسلط خواهد شد و همه امور ما را فاسد خواهند کرد.
در سخنرانی دیگری با عنوان لا عذر للجمیع أمام الله (در پیشگاه خدا هیچ عذری پذیرفته نیست) می گوید: امام خمینی کسی که حج را به معنای قرآنی و کامل آن معرفی کرد و طریقه ادای حج را روشن ساخت، به ایرانیان آموخت شعار برائت از آمریکا، برائت از مشرکان، برائت از اسرائیل را سردهند
منابع سسله مقالات یمن، صعده و الحوثی ها:
خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)
خبرگزاری - ایکنا
خبرگزاری فارس
روزنامه کیهان
شبکه ایران
پنجره
سایت ساجد
ویکی پدیا
خبرگزاری قدس
شبکه العالم
القدس‎العربی
bashgah.net
alyamani.blogfa.com
mouood.org
ebtekarnews.com
sedayeshia.com
saharnews.ir
gharibreza.com
7eqlim.ir
edalatkhahi.ir
Khabaronline.ir
Islamtimes.org
rajanews.com
porsojoo.com
منبع:ماهنامه موعود سال ششم _ شماره 35

نظر خوانندگان در مورد اين مطلب ارسال نظر شما

مغز و اعصاب
كليه