صفحه نخست
ارتباط با ما
نقشه سایت
كاربران صدرا
سامانه SMS
اينترنت صدرا
تعرفه تبليغات
درباره ما
ایمیل
English
سه شنبه 16 شهريور 1389
ويژه اعضای سایت
کلمه کاربری:
رمز عبور:
مایلم هم اکنون عضو شوم
رمز عبور را فراموش کرده ام
تعداد نمایش:120
امتیاز: 1 2 3 4 5 6

دوستی و دوستیابی

بروزرسانی : سه شنبه 10 فروردين 1389
جهان گردی از نگاه روایات اسلامی
در برخی از روایات، مشقت بار بودن سفر و سختی های آن گوشزد شده است، از باب نمونه در روایتی می خوانیم:
السفر قطعه من العذاب و إذا قضی أحدکم سفره، فلیسرع الإیاب إلی اهله؛ (1)
سفر، قطعه ای از عذاب است، هرگاه کسی از شما، مسافرت خود را تمام کرد، در برگشتن به سوی اهل خود، شتاب ورزد.
با این حال، در روایاتی دیگر، مسافرت مورد تشویق قرار گرفته و فواید معنوی و مادی آن یادآوری شده است. از جمله در حدیث نبوی آمده است:


سافروا تصحوا، سافروا تغنموا؛ (2)
مسافرت کنید تا سلامتی و عافیت یابید. مسافرت کنید تا بهره مند شوید.
در حدیثی دیگر از پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است:
سافروا تصحوا و ترزقوا؛ (3)
مسافرت کنید تا سلامتی و روزی پیدا کنید.
البته روشن است که نباید « مسافرت» را معادل « جهان گردی » دانست؛ زیرا جهان گردی، بیشتر، بلکه شاید همیشه، در مسافرت های برون مرزی و دیدار از دیگر کشورها، به کار برده می شود و حال آن که مسافرت، به رفت و برگشت های کوتاه مدت و کم مسافت، مانند رفتن از شهری به شهر دیگر، نیز اطلاق می گردد، از این روی، نسبت میان این دو عنوان، عموم و خصوص مطلق است.
به هر حال، می توان این گونه روایات را در فهم مطلوب بودن سفر جهان گردی، دست کم به عنوان تأیید کننده، مورد توجه قرار داد و به آنها انس گرفت.
ممکن است گفته شود بسیاری از جهان گردی ها، تنها برای تفریح و تنزه انجام می شود و مطلوب دانستن چنین سیاحت هایی از دید شریعت، مشکل به نظر می رسد. روایاتی در باب نماز مسافر، که نماز شخص مسافرت کننده به منظور صید را تمام اعلام می کند و نیز می تواند تأیید کننده ی این سخن باشد.
ولی باید در رد این سخن گفت گردش تفریحی و تنزه، از جمله امور عقلایی است که نمی توان منکر فایده های روحی و روانی آن شد و می توان دو حدیث نبوی یاد شده را نیز ناظر به همین فایده ها دانست.
افزون بر این نکته، روایتی از امام صادق علیه السلام نیز که سندی صحیح دارد به خوبی بر اباحه، بلکه شایستگی سفر به منظور تنزه و هواخوری، دلالت دارد. سند و متن این روایت چنین است:
محمدبن یعقوب عن علی بن إبراهیم، عن أبیه و عن أبی علی الأشعری، عن محمد بن عبد الجبار جمعیاً عن صفوان بن یحیی عن عمرو بن حریث، قال: دخلت علی أبی عبدالله علیه السلام و هو فی منزل أخیه عبدالله بن محمد، فقلت: ما حولک إلی هذا المنزل ؟ فقال: طلب النزهه؛
عمر بن حریث می گوید: بر امام صادق علیه السلام که در منزل برادرش عبدالله بن محمد به سر می برد وارد شدم، به او عرض کردم: چه انگیزه ای شما را به این منزل آورده ؟ حضرت فرموده: طلب تنزه و تفریح.
برقی نیز این روایت را درکتاب محاسن، نقل نموده است. (4)
در صحیحه ی ابراهیم و ابن ابی محمود، نیز آمده است:
عن الرضا علیه السلام، قال: لقد خرجت إلی نزهه لنا ونسی الغلمان الملح فذبحوا لنا شاه؛ ( 5 )
به سوی تفرج گاهی که برای ما بود، خارج شدم، در حالی که خدمتگزاران، نمک را فراموش کرده بودند و در آن جا گوسفندی برای ما کشتند.
حتی تعبیر « نزهه لنا » می رساند آن حضرت تفرج گاهی ویژه، جهت تنزه داشته اند. روایت زیر را نیز مرحوم مجلسی از کتا ب محاسن نقل نموده است:
عن عمرو بن أبی المقدام، عن أبی عبدالله علیه السلام: قال: فی حکمه آل دواد علیه السلام إن علی العاقل أن لا یکون ظاعنا و إلا فی تزود لمعاد، أو مرمه لمعاش، او طلب لذه فی غیر محرم؛ ( 6)
امام صادق علیه السلام فرمود: در حکمت آل دواد علیه السلام آمده که بر شخص عاقل است که کوچ نکند و بار سفر نبندد، مگر برای اندوختن توشه ی آخرت، یا ترمیم نمودن وضع معاش، یا لذت جویی در غیر حرام.
روایات باب نماز مسافر نیز ناظر به مسافرهایی است که به منظور لهو و لعب، به صید می روند. چنانچه روایت زیر از زراره به خوبی گویایی این نکته است:
عن أبی جعفر علیه السلام قال: سألته عمن یخرج من أهله بالصقوره و البزاه و الکلاب یتنزه اللیلتین و الثلاثه، هل یقصر من صلاته أم لایقصر ؟ قال إنما خرج فی لهو لا یقصر؛ (7)
از حضرت در مورد حکم قصر و تمام نماز شخصی سؤال شد که به منظور دو سه شب تنزه و تفریح همراه با باز و سگ شکاری، مسافرت می کند.
حضرت در پاسخ فرمود: « این شخص برای لهو بیرون رفته، از این روی، نباید نماز را شکسته بخواند».
پاره ای دیگر از روایات به شرح و بسط جهان گردی ذوالقرنین می پردازند که از آنها به گونه ی تلویحی، مطلوب بودن این کار دانسته می شود. از باب نمونه، ضمن روایت مفصلی که اصبغ بن نباته،؛ از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل می کند، آمده است:
...أوحی الله إلیه أن سر فی ناحیه غرب الأرض و شرقها و قدطویت لک البلاد، و ذلک لک العباد، و أرهبتهم منک...؛ (8)
... خدا به ذوالقرنین وحی کرد و به او دستور داد: در غرب و شرق زمین به سیاحت بپردازد [ و خداوند به او وحی کرد ] سرزمین ها را به تصرف تو درآوردم و بندگان را مقهور و مرهوب تو ساختم.
برحسب برخی دیگر از روایات، امام عصر علیه السلام نیز همانند ذوالقرنین به سیاحت و جهان گردی می پردازد و شرق و غرب زمین را در می نوردد.
جابر بن عبدالله انصاری از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، نقل می کند:
إن الله عزوجل مکن له فی الأرض، و أتاه من کل شی ء سبباً، و بلغ المشرق و المغرب، وان الله تبارک و تعالی سیجری بسنته فی القائم من ولدی، و یبلغه شرق الأرض و غربها حتی لایبقی سهل، و لا موضع من سهل، و لا جبل وطئه ذوالقرنین إلا وطئه، و یظهر الله له کنوز الارض و معادنها، و ینصره بالرعب، و یملأ الارض به عدلاً و قسطا کما ملئت جوراً و ظلماً؛ (9)
خداوند عزوجل در زمین به ذوالقرنین، قدرت و حکومت داد و اسباب هر چیزی را در اختیارش نهاد، او به مشرق و مغرب زمین رسید و خدواند تبارک و تعالی به زودی قائم را، که از فرزندان من است. بر سنت او، جاری خواهد کرد. او را به خاور و باختر زمین می رساند. بدان سان که هر دشت و کوهی را که ذو القرنین زیر پا گذاشته، او نیز زیرپا خواهد گذاشت و خداوند، گنج ها، و معدن های زمین را برای او نمایان خواهد ساخت. و او را با انداختن رعب در دل دشمنان، یاری خواهد کرد و به دست او زمین را پس از این که از ظلم و ستم پر شده است. پر از عدل و قسط خواهد کرد.

حکم شرعی گونه های جهان گردی.

حکم بسیاری از کارها، در حالت طبیعی و موقعیت های عادی، اباحه و روا بودن است، ولی ممکن است همین کارها به خاطر رخداد امور عارضی و موقعیت های غیر طبیعی، حکم دیگری مانند و واجب و حرام بودن، پیدا می کنند.
بر این اساس می توان برای جهان گردی نیز به عنوان کاری که از مکلف سر می زند، احکامی چند در نظر گرفت؛ زیرا چنان چه از آیات و روایات بحث استفاده می شود، جهان گردی، در وضعیت معمولی، امری مطلوب، بلکه به سبب فایده های سرشار آن، یکی از مستحبات مورد تأکید شارع است. همین امر مستحب، در صورتی که مصلحت های مهم جامعه و نظام اسلامی ایجاب کند، می تواند در مورد بعضی از مسلمانان، واجب شود؛ مانند این که مقابله با توطئه ها و نقشه های سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی دشمنان اسلام، ایجاب کند و کارشناسانی از ممالک اسلامی، به منظور آشنایی با برنامه ها و نقشه های دشمنان به کشورها ی آنها، سفر کنند. و از نزدیک کارهای آنها را مطالعه کنند.
برای اثبات این حکم، می توان به دلیل های واجب بودن حفظ بیضه و نظام اسلامی که در جای خود بحث شده، استناد کرد.
چنانچه می توان جهان گردی و سیاحت به برخی ممالک را، برای بعضی افراد، حرام دانست؛ مانند کسانی که می دانند در صورت رفتن به کشوری معین، ناچارند برخی از تکالیف شرعی خود، مانند حجاب را ترک کنند، یا در اثر آلوده بودن محیط و تبلیغات گسترده ی ضددینی، اعتقادات و باورهای مذهبی آنها متزلزل می گردد. هم چنان که برخی نصوص گویای مکروه بودن برخی سیاست هاست. از باب مثال، پاره ای از روایات که برخی ازآنها سندی صحیح نیز برخوردارند، « سفر دریایی به منظور تجارت » را مکروه می شمارد. در روایتی صحیح از محمد بن مسلم می خوانیم:
« عن أبی جعفر و أبی عبدالله علیهما السلام، إنهما کرها رکوب البحر للتجاره؛ (10)
امام باقر و امام صادق علیهما السلام، از دریا نوردی، به منظور تجارت کراهت داشتند.
در صحیحه ی دیگری از او آمده است:
عن أبی جعفر علیه السلام، انه قال: فی رکوب البحر للتجاره یعرز ( یغرر ) الرجل بدینه؛ (11)
انسان در سفر دریانوردی به منظور تجارت به دین خود زیان می رساند.
در روایت دیگری از معلی بن خنیس می خوانیم:
قال: سألت أبا عبدالله علیه السلام، عن الرجل، یسافر فیرکب البحر ؟
فقال: إن أبی کان یقول: إنه یضر بدینک...؛ (12)
از امام صادق علیه السلام در مورد شخصی پرسیدم که به سفر دریایی می رود.
حضرت فرمود: پدرم می فرمود: این کار به دینت زیان می رساند.
در سند روایت اخیرمعلی ابی عثمان است که به احتمال نزدیک به یقین، صحیح آن معلی بن عثمان باشد، که شخصی ثقه است. بنابراین، روایت نیز صحیحه خواهد بود.
به هر حال، چنانچه دو روایت اخیر صراحت دارد. وجه کراهت این قسم دریانوردی، زیانی است که از این رهگذر متوجه جنبه ی دینی و انجام تکالیف عبادی شخص می شود. مثل این که به سبب تشخیص ندادن قبله یا طوفانی شدن دریا، در نمازش، خللی پیدا شود. چنانچه اگر زمانی به علت پیش رفت تجهیزات و تسهیلات دریانوردی، انجام اعمال عبادی در دریا به راحتی و بدون دغدغه ممکن شد، به گونه ای که در این جهت تفاوتی میان خشکی و دریا نباشد وجهی برای کراهت یاد شده، دیده نمی شود.
همان گونه که با توجه به معیار یاد شده در این دو روایت، هر گونه جهان گردی و سیاحتی که انسان نتواند در آن اعمال عبادی و وظایف دینی خود را آسوده خاطر انجام دهد، بلکه در انجام آنها دچار مشکل شود، باید مکروه دانست، گرچه سیاحت در خشکی و به هدفی غیر از تجارب باشد.
موثقه زیر از حسین بن ابی العلاء نیز به خوبی به این تعمیم، اشاره دارد:
« عن أبی عبدالله علیه السلام إن رجل أتی أبا جعفر علیه السلام، - أصلحک الله - إنا نتجر الی هذه الجبال فنأتی منها علی أمکنه لانقدر أن نصلی إلا علی الثلج؟ فقال: أفلا ترضی أن تکون مثل فلان ؟ یرضی بالدون، ثم قال: لاتطلب التجاره فی أرض لاتستطیع أن تصلی إلا علی الثلج؛ (13)
امام صادق علیه السلام فرمود: مردی به خدمات امام باقر علیه السلام رسیدو گفت: خدواند تو را اصلاح کناد! [ دعایی که در آن زمان مرسوم بوده است] ما به سوی این کوه ها، به قصد تجارت می رویم، آن جا به مکان هایی وارد می شویم که در آنها، نماز گزاردن جز بر روی برف امکان پذیر نیست.
حضرت فرمود: آیا راضی نمی شوی؟ مثل فلان شخص باشی؟ آن شخص به کار کم ارزش، راضی می شود.
سپس فرمود: خواهان تجارب در زمینی که در آن نمی توانی جز بر روی برف نماز بخوانی، مباش.
در این روایت، سؤال راوی، سفر تجاری به برخی مناطق معین است، ولی سخن حضرت در پایان روایت فراگیر است.

پی نوشت :

1- بحارالانوار، ج 76، ص 222
2- همان، ص 221
3- کنزالعمال، ح 17469
4- وسائل الشیعه، ج 11، ص 460
5- همان
6- بحارالانوار، ج 76، ص 222
7-همان، ح 3.
8- تفسیر برهان، ج 3، ص 483 در روایت دیگری ( همان، ص 481 ) ازسماک بن حرب آمده است:
عن رجل من بنی اسد قال: سئل رجل علیا علیه السلام: أرایت ذالقرنین کیف استطاع أن یبلغ المشرق و المغرب ؟ قال: سخر الله له السحاب، و مد له فی الأسباب، و بسط له النور، و کان اللیل و النهار علیه سواء.
9- همان، ص481.
10-وسائل الشیعه، ج 12، ص 177، ابواب مایکتسب به باب 68 ، ح 1
11- همان، ح 2
12-همان، ح 3
13- همان، 179، باب 68، ح 1

منبع:کتاب جهان گردی در فقه و تمدن اسلامی

نظر خوانندگان در مورد اين مطلب ارسال نظر شما