صفحه نخست
ارتباط با ما
درباره ما
سامانه SMS
تبليغات
ایمیل
شماره حساب
نقشه سایت
توييتر
فيس بوك
English
جمعه 2 آبان 1393
کلمه کاربری رمز عبور
مایلم هم اکنون عضو شوم رمز عبور را فراموش کرده ام
تعداد نمایش:10956
امتیاز: 1 2 3 4 5 6

احمد آرام
ويزاي آنلاين تاجيكستان
خواص گياهان

بروزرسانی : پنج شنبه 21 تير 1386
زندگینامه محمد باقر قالیباف
در سال 1340 در طرقبه به دنیا آمدم. روز اول شهریور. طرقبه شهر کوچکی است و ییلاق مشهد محسوب می‌شود. پول‌دار نبودیم. زندگی‌مان معمولی بود و چرخ آن بی هل‌دادن نمی‌چرخید. من بچه بودم. درآمدی نداشتم. اما هر وقت می‌توانستم کار کوچکی کنم و درآمد اندکی به دست بیاورم که کمک پدر و خانواده باشد این کار را می‌کردم.


در سال 1340 در طرقبه به دنیا آمدم. روز اول شهریور. طرقبه شهر کوچکی است و ییلاق مشهد محسوب می‌شود. پول‌دار نبودیم. زندگی‌مان معمولی بود و چرخ آن بی هل‌دادن نمی‌چرخید. من بچه بودم. درآمدی نداشتم. اما هر وقت می‌توانستم کار کوچکی کنم و درآمد اندکی به دست بیاورم که کمک پدر و خانواده باشد این کار را می‌کردم.
روابط ما در خانواده‌مان روابط گرمی بود. همدیگر را دوست داشتیم و دوست داریم. چیز عجیبی هم نیست. مردم ایران معمولا همین‌طوراند. پدرم محور خانواده است. انسجام و پیوستگی خانه با او بود. در کنار او محبت میان باقی اعضای خانواده معنا پیدا می‌کرد. 
 شانزده ساله که بودم، سال 1356، اوج بی‌قراریم بود. پر از انرژی بودم. عجیب بود. کشور هم انگار تازه شانزده سالش شده باشد، همین حال را داشت. پر از انرژی شده بود و از وضع موجود ناراضی بود. آرمان‌های امام این امکان را فراهم می‌کرد. امام می‌خواست مردم اسلام را بشناسند و عمل کنند. می‌خواست مردم آقای خودشان و بنده‌ی خدا باشند.
  ما با امام نفس می‌کشیدیم و هر چه دستمان می‌رسید، هر چه که به انقلاب مربوط بود، می‌خواندیم. از یک سو تشنه‌ی خواندن و دانستن بودیم و از سوی دیگر، تشنه‌ی حرکت و عمل. کتاب می‌خواندیم، اعلامیه می‌خواندیم، پای سخن‌رانی و منبر می‌رفتیم؛ مسجد کرامت، امام حسن مجتبی و موسی‌الرضا. منبر شهید هاشمی نژاد، شهید کامیاب، شهید دیالمه، آیت‌الله خامنه‌ای، حاج آقا قادری و شیخ علی تهرانی شده بود پاتوق‌مان. همان‌قدر هم کار می‌کردیم و دنبال کار بودیم. دوست نداشتیم کنار بنشینیم و فقط حرف بزنیم. امروز دیگر همه‌ی این مجالس قابل تأیید نیستند اما آن روزها همه‌ی این‌ها مجلس مذهبی به حساب می‌آمدند. مثلاً پایگاه اصلی حجتیه هم مشهد بود. مردم وقتی فاصله‌شان با انقلاب روشن شد، ازشان جدا شدند.

همان سال در اوج خفقان با چند تا از هم‌مدرسه‌ای‌هام انجمن اسلامی دانش‌آموزان را راه انداختیم. این انجمن هسته‌ی اولیه‌ی انجمن اسلامی دانش‌آموزان خراسان و بعد کشور شد. یادشان به خیر، فاضل‌الحسینی و جامی که آن روزها از فعالان بودند شهید شدند. انقلاب تازه پیروز شده بود، ضد انقلاب از چپ و راست و کمونیست و سلطنت‌طلب در مخالفت با انقلاب به یک نقطه‌ى توافق رسیده بودند؛ می‌خواستند مردم را از کارشان پشیمان کنند، شروع کرده بودند به ترور و خراب‌کاری. مثلا مى‌رفتند در همین خیابان امام رضاى مشهد در عطارى یک پیرمرد ساده‌ى شهرستانى نارنجک مى‌انداختند چون پسرش در سپاه بود. مردم هم همه شدند یک صدا. احساس وظیفه مى‌کردند که بروند اسلحه دست گرفتن را یاد بگیرند تا از خودشان و انقلاب و کسانشان دفاع کنند. اصلا کمیته‌ها و سپاه همین طور به وجود آمد. اسم سپاه را اگر دقت کنید نشان مى‌دهد در چه وضعى بوده است؛ سپاه پاسداران انقلاب اسلامى. یعنى انقلاب اسلامى نیاز داشته تا کسانى ازش پاسدارى کنند. حتى روزى در یک دیدار با امام – گمان کنم دیدار با روزنامه‌نگاران بود – پارچه‌اى نوشته بودند که «واى به روزى که قلم‌ها را زمین بگذاریم و مسلسل دست بگیریم.» که امام صحبتى کرد به این مضمون که خدا کند روزى مسلسل‌ها را هم زمین بگذاریم و آن‌ها هم که به ضرورت تفنگ دست گرفته‌اند قلم به دست بگیرند. محمود کاوه و ولى‌الله چراغ‌چى و برونسى این‌طورى شد که رفتند پاسدار شدند. همت معلم بود. اگر هم جنگ و ضدانقلاب، هستى انقلاب را به خطر نینداخته بودند همان درسش را مى‌داد. عشق تفنگ که نداشت. باکری هم شهردار بود. شهردار ارومیه. غلام‌حسین افشردى هم که بعدها شد حسن باقرى، خبرنگار بود. خبرنگار روزنامه‌ى جمهورى اسلامى. کسى که از بزرگ‌ترین طراحان جنگ در قرن بیستم محسوب مى‌شود.

من هم هجده سالگیم در سال پنجاه و هشت بود. مى‌شد راحت بروم خدمت سربازیم را کنم و بروم دنبال درس و زندگیم یا در مغازه‌ى پدرم بایستم و یک لقمه نان حلال گیر بیاورم و بخورم. خواستم دینم را به انقلاب ادا کنم. رفتم جبهه. این سال‌ها گاهى کسانى طورى برخورد مى‌کنند که انگار بگویند «یا تو یک دیکتاتور نظامى هستى یا باید از دوره‌اى که نظامى بوده‌اى ابراز ندامت کنى.» نه. ندامتى در من نیست. خوش‌حالم که از کشورم و انقلاب مردمم دفاع کردم. خوش‌حالم که با دیوانه‌ى متجاوزى مثل صدام جنگیدم. خوش‌حالم که با شهدایى که اسم بردم نشستم و برخاستم. ایران که آمریکاى بعد از جنگ ویتنام نیست. ما که متجاوز نبوده‌ایم. ما مردمى هستیم سرافراز. مردمى که تنها در حد دفاع از خودمان و حتى کم‌تر از آن از سلاح و امکان نظامیمان استفاده کرده‌ایم. من هنوز هم به پاسداریم افتخار می‌کنم. 
 سال شصت و یک من را کردند فرمان‌ده تیپ امام رضا و یک سال بعد فرمان‌ده لشکر پنج نصر خراسان. برادرم حسن هم غواص همان لشکر بود. من همان سال ازدواج هم کردم. بیست و دو سالم بود. آن‌ها که به من اعتماد کردند و وظیفه‌ى فرمان‌دهى را به گردن من گذاشتند چه شجاعتى داشتند و من که پذیرفتم هم چه شجاعتى داشتم و ببین که حالا بعضى از ما چه فراموش‌کار شده‌ایم که به مرد سى ساله و چهل ساله اعتماد نمى‌کنیم و کار نمى‌سپریم و مى‌گوییم هنوز جوان است. 
 برادرم حسن در کربلای چهار شهید شد. جنگ چنین چیزى بود. ما در جنگ داغ دیدیم و رنج کشیدیم و بزرگ شدیم. اگر کسى خیال مى‌کند این که گفته‌اند جنگ برکت بود یعنى ایام به کام بود و همه چیز جفت و جور، در اشتباه است. ما در جنگ برادران تنی‌مان و برادران ایمانی‌مان را از دست دادیم. براى من از دست دادن حسن قالیباف شاید همان قدر سخت بود که از دست دادن ولی‌الله چراغ‌چی.
ولی‌الله چراغ‌چی هم براى من مثل برادر بود. ولی به راهى پا گذاشته بود که همه مى‌دانستیم آخرش فراق این دنیا و سعادت آن دنیا است. او به کام خودش رسید و ما هم باید شکیبایى کنیم تا ببینیم خدا برای‌مان چه خواسته است. 
 این را که در این هشت سال و بعد از این هشت سال کجا بودم و چه کردم نه مى‌توانم بگویم و نه مى‌توانم بگذرم. گفتنش به خودستایى‌هاى اغراق‌آمیز و سرگیجه‌آور شبیه است و نگفتنش از سویى شبیه گریز و ندامت از گذشته است و از سویى شبیه کفران نعمت. نعمت بودن در شرایطى و در کنار و زیر دست کسانى که این تجربه‌ها را میسر کردند و گذاشتند تا باقر قالیباف جوان بشود آدمى که الان هست. 
 کوتاه مى‌گویم. بعد از جنگ هم باز مى‌توانستم بروم دنبال همان یک لقمه نان حلال بى‌دغدغه. اما نرفتم. هنوز غرب کشور کاملا امن نبود مدتی ماندم تا امنیت غرب کامل شود. نگذاشته بودیم ایران به چنگ مهاجم وحشى بیفتد اما در همین کش‌مکش او کم ویرانى پدید نیاورده بود. هر کس خرمشهر را پس از جنگ دیده باشد مى‌داند که از چه ویرانى‌اى صحبت مى‌کنم. باز هم ساختن وظیفه بود. در سال 1373 من را فرمان‌ده قرارگاه سازندگى خاتم‌الانبیا کردند. در این سمت در پروژه‌هایی شرکت داشتم. مثلا راه‌آهن مشهد سرخس، گازرسانی به پنج استان مرکزی و غربی، ساخت سازه‌های عظیم دریایی خلیج‌فارس و نیز سد بزرگ کرخه که یکی از افتخارات مهندسی کشور است. 
 در همین سال‌ها برایم مسجل بود که بى‌دانستن و بى آموختن نمى‌شود کارها را درست انجام داد. دانشگاه هم دیگر یک وظیفه بود. کار مى‌کردم و درس مى‌خواندم. رفته بودم دانشگاه تهران و کارشناسى ارشد جغرافیاى سیاسى مى‌خواندم. مى‌شد بروم در یک دانشگاه نظامى درس بخوانم. اما ترجیح دادم بروم دانشگاه تهران.
در سال 1376 مقام معظم رهبرى فرمان‌دهى نیروى هوایى سپاه را به عهده‌ام گذاشتند. بدون تخصص که نمی‌شود کاری را پذیرفت. پس از ماه‌ها کار فشرده به فرانسه رفتم و امتحان خلبانى ایرباس را دادم تا مطمئن شوم که این مدرک را هم با تلاش گرفته‌ام نه مثلا با اسم قالیباف یا فرمان‌ده نیرو. هنوز هم خلبان ایران ایر هستم و پرواز می‌کنم. 
 در نیروى هوایى سپاه سعى کردم خدمت کنم. پیش از من کارهاى بسیارى کرده بودند و لازم بود کارهاى دیگرى هم در ادامه انجام شود. سعى کردم اتفاق‌هاى خوبى در نیرو رخ بدهد. در زمینه‌های ترابری هوایی به دست‌آوردهای خوبی رسیدیم. هم‌زمان در کنکور دکترى هم شرکت کردم و در دانشگاه تربیت مدرس پذیرفته شدم. عنوان تز دکتریم «بررسی سیر تکوین نهادهای محلی ایران در دوره‌ی معاصر» بود. 
 در سال 1379، مقام معظم رهبرى فرمان‌دهى نیروى انتظامى را به عهده‌ام گذاشتند. نحوه‌ى حضورم در آن‌جا و نیز تغییراتى که در نیروى انتظامى در آن دوره ایجاد شد نیز نیاز به گفتن ندارد. مردم خود شاهد بوده‌اند و دیده‌اند. من هم وقتی می‌دیدم پلیس با مردم دوست شده و منزلتی پیدا کرده و مردم اسمم را گذاشته‌اند پلیس مهربان، خوش‌حال می‌شدم. راه‌اندازی پلیس 110 هم در این دوستی بی‌تأثیر نبود. حالا پلیس مجهز و منظم، شایسته‌ی اعتماد مردم بود. در سال 1380 در همان زمان فرمان‌دهى نیروى انتظامى از تز دکتریم دفاع کردم و دکتریم را گرفتم، بعد از آن کار تدریس در دانشگاه هم به کارهاى دیگرم اضافه شد. این هم غنیمت بزرگى بود. هم در فضاى آکادمیک حضور داشتم و هم با نسل جوان دانش‌جو مستقیم سر و کاری داشتم. 
 سال 83 آقای خاتمی مرا نماینده‌ی خودش و رییس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز کرد. می‌شد مثل خیلی‌ها فقط هفته‌ای یک بار جلسه بروم و تمام. دلم نمی‌آمد ولی. دست به کار شدم. در فاصله‌ی اشتغالم در این سمت تا استعفا که زیاد طول نکشید، قاچاق سیگار را تقریبا از بین بردیم. دادگاه ویژه‌ی جرایم قاچاق کالا و ارز را راه‌اندازی کردیم. پرونده‌های مهمی را در این دادگاه بررسی کردیم؛ فرودگاه پیام، قاچاق خودرو. عاملان چند قاچاق بزرگ را هم که به جاهای مقتدری وابسته بودند کشاندیم به همین دادگاه. 
 باید راه جدیدى براى بودن در خدمت مردم پیدا مى‌کردم. راستش همیشه معتقد بوده‌ام که مردم خدمت‌گذار تنبل و پرمدعا لازم ندارند و نمى‌خواهند. اگر بخواهى خدمت‌گذارشان باشى باید دائم در تلاش باشى و جایى را پیدا کنى که نوک حمله و محل نیاز است و توان بودن در آن‌جا را در خودت فراهم کنى. دیدم مردان بزرگ و خوبى در کارهاى نظامى و انتظامى هستند و دیگر نیازى به حضور من در این عرصه نیست. انتخابات ریاست جمهورى نیز نزدیک بود. رفتم و از کارهاى نظامى و انتظامى کناره گرفتم. مردم در نهایت خدمت‌گذار دیگرى را پذیرفتند و این براى من هم پیامى بود. گفتم که، باید دائم در تلاش باشى و جایى را پیدا کنى که نوک حمله و محل نیاز است و توان بودن در آن‌جا را در خودت فراهم کنى. 
 فعلا در خدمت مردم شهر تهران هستم. اگر از من راضى باشند خدمت‌شان براى من افتخار است و اگر ناراضى باشند باز قالیباف است که باید برود و خودش را درست کند تا لایق خدمت به مردم باشد. مردمى که در طى ربع قرن گذشته بارها نشان داده‌اند که بهترین‌اند.
نظر خوانندگان در مورد اين مطلب ارسال نظر شما

.سلام بر شهداي انقلاب اسلامي ورهروان آنان.روزشنبه نماينده مردمي وفهيم مجلس جناب آقاي سيد مهدي هاشمي با مردم اين منطقه ديدار كرد و به داد مردم رسيد لطفا به آقاي قاليباف بگوييد لطفا سري به طرح روددره اوين دركه بزنيد ببينيد شهرداري به برخي دوستان ثروتمند در كنار آتي سازكناررودخانه مجوز ساخت داده تاكه دارند كاخ ميسازند ووبقيه مردم فقير را متري 2200 بزور تخليه و آواره ميكند.مردمي كه بطور خودجوش دومسجد در آنجا بنا نموده اندو.... تهديد شهرداري به ضرر نظام است ولي شهردار منطقه دو نميخواهد قبول كند .مردم محله فوق قرار است باآقاي مسجدجامعي ملاقات كنند درغير اينصورت اتوبان چمران را مسدود نمايند .چرا شهرداري تهران دنبال تضييع حقوق مردم است .براي طرح اتوبان امام علي ع متري هفت ميليون تومان سال 91 خريداري نموده اما اين محله در منطقه دو واقع شده را حاضر نيست به قيمت واقعي بخرد و بحرانسازي ميكند .مسئولين محترم شهدار منطقه دو را راهنمايي كنند و كمي هم بفكر مردم محروم باشند .زمانيكه اين محل وجودداشت سعادت آباد تپه وبيابان بود .مسئولين محترم حكومت اسلامي لطفا توجه فرماييد همين مردم شريف ضامن وحامي انقلابند .نگذاريد آنها را برنجانند تا متوسل به كارهاي غير قانوني شوند.درشهرداري نظارت كافي وجود ندارد.- داوود
خسته نباشی سردار- رضا
خدایا قالیباف را در پناه خودت نگه دار وهمچنان شهردار تهران برقوت خود باقی باشند- سهراب
سلام به فرمانده دلیر قدیمی خودمان.
دوستت داریم سردار- عرشیا
دکتر قالیباف مرد کاردان و لایقی و با فرهنگ و کمالات است و لیاقت ایشان زبانزد مردم کرد بوده و هست.- اقبال مرادی
قالیباف مرد عمل- حنانه
باسلام
من شخصيت آقاي قاليباف خيلي خوشم مياد بنظر انسان منطقي و با فرهنگي است..- fariba
آقای قالیباف خدمات شایانی به نظام مقدس جمهوری اسلامی نمودند وامروز با موضع اعتدال ومرد عمل بودن می توانند برای ریاست قوه ی مجریه منشا خدمات شایانی باشند .- امان ا...
باسلام هرکجاودرهرسمت هستی سرباز باش تابرای وطن سر ببازی نه دل- مجید
با سلام وخسته نباشید
فقط یک جمله عرض کنم در این موقعیت کشور ایران عزیز مدیری لایق مثل جناب قالیباف در مقام ریاست جمهوری نیاز هست که بتونه خیلی از مشکلات داخلی و خارجی رو با درایت و توان اجرائی بالا حل کنند . یا علی مدد
حسن محمدی-تاجیکستان- حسن محمدی
سلام عليك
درخط35 نوشته اند...(يابروم در مغازه پدرم بايستم ويك لقمه حلال در بياورم..)
- احتمالا اين متن را كسي براي آقاي قاليباف بازنويسي كرده است!!
چون پدر آقاي قاليباف(قالي بافي-كاميون داري با حسين علي قاسم وگاو داري داشته است، اماهيچ وقت مغازه نداشته است)
لطفا آن قسمت را تصحيح كنيد..
متشكرم- mehdy
با عرض سلام
افراد بزرگوار و با شخصیت و انقلابی اصیل که در عین حال دارای وجهه علمی باشند کم پیدا میشوند.
به نظر شخصی من که به هیچ جا وابسته نیستم ایشان(آقای دکتر قالیباف) بزرگمردی با لیاقت برای خدمت به مردم ایران اسلامی هستند.
و من الله التوفیق- ع. کرباسی
سلام و خداقوت
من وارد 31 سالگی میشوم و لیانس برنامه‌ریزی شهری دارم حدود 2 سال است در شهرداری منطقه 9 به عنوان مسئول دفتر معاونت فنی کار میکنم قبلش هم خیلی دنبال کار بودم ولی چون کسی را نداشتم نمی توانستم کاری کنم کارگری میکردم و درس میخواندم. خانواده فشار میاورند ازدواج کنم اما حقوقی که در شهرداری به من میدهند سیصد و چهل هزار تومان است در حالی که از من به اندازه چند نفر کار میکشند روزی چهار پنج ساعت اضافه کار هم انجام میدهم ولی اضافه کار نمی دهند. خیلی هم تلاش کردم و پیگیری از شهردار منطقه و معاون مافوق که قرارداد من را حداقل از شرکتی تبدیل به قرارداد با شهرداری کنند ولی کسی کمکم نمی کنند در حالی که همه هم از کار من به شدت راضی اند. از نماینده ماکور آقای سردار جعفرزاده رییس کمیسیون اجتماعی مجلس هم به دکتر قالیباف نامه آوردم. به طور حضوری با آقای ایرانمنش مشکلم را گفتم. در اربعین امسال ساعت 13.25دقیقه آقای قالیباف را در حرم عبدالعظیم دیدم(در کنار احتمالا پسر و پدر گرامیشان بودند) مشکلم را دو سه دقیقه‌ای خدمت دکتر عرض کردم فرمودند چنین حقوق کمی در شهرداری آن هم لبرای لیسلانس اماکان ندارد. دستور میدهم آقای آبادیان مشکل را برطرف کنند. باز هم اتفاقی نیفتاد. در حالی طی این مدت چندین نفر که سابقه حضورشان کمتر از من بوده تغییر وضعیت داده شدند.
راستش اصلا فکر نمی‌کردم آقای قالیباف را خودم شخصا و حضوری ببینم و مشکلم را طرح کنم. اما لطف خدا بود. خیلی هم از آن موقع امیدوار شدم. اما میدانم که دکتر هم به اندازه چند وزیر کار دارد و یادش نمانده. کاش یادش می‌ماند.
من کاری نمانده که بکنم. کاش میشد این پیامم را دکتر میخواند.
من با این وضعیت حقوق(که ماهی صدهزار تومانش را فقط به یک تخت در یک پانسیون دانشجویی بسیار کثیف اجاره میدهم) و تورم نمیدانم میتوانم ازدواج کنم یا نه؟ شما قضاوت کنید.
البته باید به خدا توکل کرد.
من در مورد دکتر خوس بین بوده و هستم. او واقعا یک مدیر بسیجی است و حتما اگر امکان داشت و مقدور بود کمکم می کرد.
امیدوارم موفق باشید.
آقاپور 09365760540
- سجاد آقاپور
به نظرمن عملکردآقای قالیباف درفتنه 88وسکوت معنادارایشان چیزی نیست که بتوان ازآن به راحتی گذشت ومردم فهیم منطقه وکشوراین مهم رابه خوبی درک می کنند.اگرعملکردنامطلوب جناب حاج باقررادرترازوی مقایسه بگذاریم وخدمات مرحو سردارخطیب به مردم فهیم طرقبه ومنطقه وحتی کشوررابااندک همراهی ایشان بامردم محک بزنیم ، می بینیم که به قول معروف : ازاین آدم آبی برای مردم طرقبه گرم نمی شه.البته درحرکت اخیرایشان وحمایت ازدکتردهقان نیزرموزی نهفته است که زوایای آن رادرفرصتی دیگرمی گم.یاعلی.جهان زاده طرقبه- هادی جهان زاده
دکتر از غرب ایران تولدت را در شرق باور دارم و بودنت را جشن خواهیم کرفت ایران هیچ وقت فرزندان نامدارش را فراموش نخواهد کرد- بهروز .ق
سلام دكتر
خسته نباشيداسداللهي هستم كه درحرم ÷ضرت معصومه(س)شمارازيارت نمودم واز ازحاميان وياران پروپاقرص شمادراستان لرستان آرزوي موفقيت برايتان دارم انشااله پيروز وسرافراز باشيد وقدر عزتي كه خداوندسبحان به شما عنايت فرمود رابدانيدكه حتما ميدانيد نگاهي به انتخابات مجلس داشته باشيدوبه فكر راه اندازي دفاتر جمعيت درشهرستانها بصورت رسمي باشيد من براي انتخابات آينده رياست جمهوري براي شمابرنامه خاصي دارم اگرمايل باشيد حضوري خدمتتان خواهم رسيدالبته با آقاي شيران وآقاي مهرورز درارتباطم وآنچه راكه به به نفع باشد انتقال ميدهم
خدايا چنان كن سرانجام كار
كه توخشنودباشي ودكترعزيزمامارستگار- لطيف اسداللهي
اول سلام خدمت شما
من به عنوان يك جوان از اينكه افرادي مثل دكتر قاليباف در كار مديريت كشور هستند بسيار خوشحالم واميدوارم قاليباف ها بيشتر وبيشتر بشوند.با تشكر از نوشته هاي قشنگتون- حامد
با سلام وعرض خداقوتی:
احسن برشما که با این سخنان زیبا وبازگوئی مشکلات دل مردم را شاد کردید.- هادی ابوی طرقبه
باسلام وخداقوتی
مردم منتظرمعرفی وارائه لیست کاندیداهای مجلس از سوی شما هستند.
کانون عالی انجمنهای صنفی کارگران ایران-هادی ابوی طرقبه09151111310- رئیس کانون پرسنل داروخانه های ایران- هادی ابوی طرقبه019151111310
میخوامت عاشق رنگ چشماتم آقای قالیباف- masuod
جناب آقای دکتر قالیباف
باسلام وعر خدا قوت
لطفأ به استانها بیشتر سفر کنید ، با دردهای مردم آشنا ودرپی درمان آن باشید انشاا.. .
کشورایران غنی از اندیشه،فکر ومعادن است وفضا برای کار بیشتر دارد .
همت وتلاش کنیدوبا استفاده ازخرد جمعی شعار ما میتوانیم را با رعایت عدالت وانصاف واستفاده از تمام ظرفیتها تحقق ببخشید.
ملت خادمین خودراخوب میشناسندوپشتیبان آنها خواهند بود.
والسلام-ابوی09151111310- هادی ابوی طرقبه
شما شخصی مدیر وبادرایت هستید وقطعا از سال 84 تابه امروز در سیاست بسیار پخته تر شده ایدامید است شمارا در رده های بالاتری از مدیریت کشوری چه بسا ریاست جمهوری نظاره گر باشیم. ان شاالله- محمد رضا
مديريت اين سرباز رشيداسلام بركسي پوشيده نيست انشاا.. حق ايشان كه منتخب امت حزب ا.. بسمت رياست جمهوري دردوره بعدخواهدبود ادا وملت از خدمات مفيد وارزنده اين عزيز بزرگوار بهره مند گردند.
رئيس كانون سراسري پرسنل داروخانه هاي كشوروعضوكانون عالي انجمنهاي صنفي كارگران كشور-ابوي طرقبه- هادي ابوي طرقبه
دکتر کارت درستت.- صادقی
آرزومندم جناب آقای قالیباف را در جایگاه ریاست جمهوری ببینم تا بیش از این مایه افتخار طرقبه شوند- باغبانباشی
جسارت و شجاعت -درایت و مدیریت آقای قالیباف بی نظیر و قابل تحسین وعملکرد ایشان موجب رضای الهی و مایه فخر ما اهالی شهرستان طرقبه شاندیز است
ایشان از افتخارات نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران وپیرو واقعی ولایت می باشند
سالروز حماسه سوم خرداد را تبریک عرض نموده و یاد وخاطره تمامی شهدای انقلاب اسلامی را گرامی می داریم .

- میرسیدی عنبران
با سلام و احترام
خوشحالم از اینکه با بخشی از زندگی و عملکرد و رفتار انسانی شفاف.سالم و پر انرژی چون محمد باقر قالیباف در قالب بیانات صادقانهء درونی مواجه شدم خدا را شاکرم از اینکه انسانهائی چون او هستند تاثیرگذار که چون خود هزاران قالیباف تربیت میکنند و این از انچه که تا کنون کرده اند گرانقدرتر است.
به امید روزی که قالیباف ها نه تهران و نه خرمشهر بلکه ایران عزیز را با کار و تلاش خود بسازند نه با حرف و سخن.........................- مهـــــــــــــــرزاد نصیــــــــــــــری
باسلام . خدا خیرشان دهد ای کاش همه مسئولین انقدر مسئولیت پذیر بودند خیلی دوست داشتم سعادت خدمت کردن به ایشان را داشته باشم .- افشین قربانی کیا
خوب بود امیدوارم تمام مردم جهان با هم دوست باشند- مصطفی هاشمی رهبریان
jaleb bod- narges
jaleb bod- narges
جالب بود ولی کاش کمی هم ازسختی ها ومشکلاتش میگفت .- سیده حدیث بابایی محمدی
براستي كشور عزيز اسلاميمان امروز بيش ازهر زمان ديگر نياز به حضور افرادي چون اقاي قاليباف دارد چرا كه بي جهت نيست كه گفته اند: مستمع صاحب سخن را بر سر حرف اورد و ياانجا كه مولا نا مي فرمايد:طا لب حق را حقيقت لا زم است عاشقي را قابلييت را لازم است .
- علي قاسميان
جالب بود- جواد عابد خراساني