صفحه نخست
ارتباط با ما
درباره ما
سامانه SMS
تبليغات
ایمیل
شماره حساب
نقشه سایت
توييتر
فيس بوك
English
پنج شنبه 4 ارديبهشت 1393
کلمه کاربری رمز عبور
مایلم هم اکنون عضو شوم رمز عبور را فراموش کرده ام
تعداد نمایش:32520
امتیاز: 1 2 3 4 5 6

خواص گياهان

بروزرسانی : چهار شنبه 19 دي 1386
متن کامل ترکیب بند محتشم کاشانی
در میان شاعران شیعه و مدیحه سرای خاندان امامان شیعه، محتشم کاشانی به عنوان نام آورترین شاعر عاشورایی به شمار می‌رود.

بی‌شک محرم با نام محتشم کاشانی در هم آمیخته است، کتیبه‌های منقش به ترکیب بند معروف این شاعر بلند آوازه در هیبت بیرقهای سرخ و سیاه، حال و هوای تکیه‌ها و حسینیه‌ها را عاشورایی می‌کند.

مطلع باز این چه شورش است ... که از محتشم کاشانی است در میان هواداران شیعه جایگاه ویژه‌ای دارد

او فنون شاعری را از صدقی استرآبادی ( ساکن کاشان) فرا گرفت و خود شاگردانی مانند تقی‌الدین محمد حسینی صاحب خلاصه‌الشعار، صرفی ساوجی، وحشتی جوشقانی و حسرتی کاشانی را پرورش داد.

وی با سرودن دوازده بند در مرثیه کشتگان کربلا که بند اول ترکیب بند وی با بیت باز این چه شورش است که در خلق عالم است؟ / باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است ؟ آغاز می‌شود، مقام والایی در مرثیه سرایی کسب کرد.

وی‌ در جوانی‌ به‌ دربار شاه‌ طهماسب‌ صفوی‌ راه‌ یافت‌ و به‌ مناسبت‌ قصیده‌ و غزلهای‌ زیبایش‌ مورد لطف‌ شاه‌ قرار گرفت‌; محتشم‌ پس‌ از مدتی‌ در زمره‌ شعرای‌ معروف‌ عصرخود جای‌ گرفت‌ ولی‌ نظر به‌ معتقدات‌ دینی‌ خود و احساسات‌ شیعی‌ دربار شاهان‌ صفوی‌ که‌ در صدد تقویت‌ این‌ مذهب‌ (در مقابل‌ مذاهب‌ اهل‌ سنت‌) بودند به‌ سرایش‌ اشعارمذهبی‌ و مصائب‌ اهل‌ بیت‌ که‌ در نوع‌ خود تازه‌ و بی‌ بدیل‌ بود پرداخت‌. محتشم‌ پس‌ از چندی‌ به‌ یکی‌ از بزرگ‌ترین‌ شعرای‌ ایران‌ در سبک‌ اشعار مذهبی‌ و مصائب‌ ائمه‌ اطهارشیعه‌ بدل‌ گشت‌ و اشعارش‌ در سرتاسر ایران‌ معروفیت‌ خاصی‌ یافت‌، بطوری‌ که‌ می‌ توان‌ وی‌ را معروف‌ترین‌ شاعر مرثیه‌ گوی‌ ایران‌ دانست‌ که‌ برای‌ اولین‌ بار سبک‌ جدیدی‌ درسرودن‌ اشعار مذهبی‌ به‌ وجود آورد. اولین‌ اشعار مذهبی‌ محتشم‌ در سوگ‌ غم‌ مرگ‌ برادرش‌ بود که‌ ابیات‌ زیبائی‌ در غم‌ هجر او سرود و پس‌ از آن‌ به‌ سرایش‌ مرثیه‌هایی‌ در واقعه‌ جانسوز کربلا، عاشورای‌ حسینی‌ و مصیبت‌ نامه‌ های‌ مختلف‌ پرداخت‌.

 

باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله در هم است
گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است
گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است

در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
جن و ملک بر آدمیان نوحه میکنند
گویا عزای اشرف اولاد آدم است
خورشید آسمان و زمین نور مشرقین
پروردهی کنار رسول خدا حسین
* * *
کشتی شکست خوردهی طوفان کربلا
در خاک و خون طپیده میدان کربلا
گر چشم روزگار به رو زار میگریست
خون میگذشت از سر ایوان کربلا
نگرفت دست دهر گلابی به غیر اشک
زآن گل که شد شکفته به بستان کربلا
از آب هم مضایقه کردند کوفیان
خوش داشتند حرمت مهمان کربلا
بودند دیو و دد همه سیراب و میمکند
خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا
زان تشنگان هنوز به عیوق میرسد
فریاد العطش ز بیابان کربلا
آه از دمی که لشگر اعدا نکرد شرم
کردند رو به خیمهی سلطان کربلا
آن دم فلک بر آتش غیرت سپند شد
کز خوف خصم در حرم افغان بلند شد
* * *
کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی
وین خرگه بلند ستون بیستون شدی
کاش آن زمان درآمدی از کوه تا به کوه
سیل سیه که روی زمین قیرگون شدی
کاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل بیت
یک شعلهی برق خرمن گردون دون شدی
کاش آن زمان که این حرکت کرد آسمان
سیمابوار گوی زمین بیسکون شدی
کاش آن زمان که پیکر او شد درون خاک
جان جهانیان همه از تن برون شدی
کاش آن زمان که کشتی آل نبی شکست
عالم تمام غرقه دریای خون شدی
آن انتقام گر نفتادی بروز حشر
با این عمل معاملهی دهر چون شد
آل نبی چو دست تظلم برآورند
ارکان عرش را به تلاطم درآورند
* * *
برخوان غم چو عالمیان را صلا زدند
اول صلا به سلسلهی انبیا زد
نوبت به اولیا چو رسید آسمان طپید
زان ضربتی که بر سر شیر خدا زدند
آن در که جبرئیل امین بود خادمش
اهل ستم به پهلوی خیرالنسا زدند
بس آتشی ز اخگر الماس ریزهها
افروختند و در حسن مجتبی زدند
وانگه سرادقی که ملک مجرمش نبود
کندند از مدینه و در کربلا زدند
وز تیشهی ستیزه در آن دشت کوفیان
بس نخلها ز گلشن آل عبا زدند
پس ضربتی کزان جگر مصطفی درید
بر حلق تشنهی خلف مرتضی زدند
اهل حرم دریده گریبان گشوده مو
فریاد بر در حرم کبریا زدند
روحالامین نهاده به زانو سر حجاب
تاریک شد ز دیدن آن چشم آفتاب
* * *
چون خون ز حلق تشنهی او بر زمین رسید
جوش از زمین بذروه عرش برین رسید
نزدیک شد که خانهی ایمان شود خراب
از بس شکستها که به ارکان دین رسید
نخل بلند او چو خسان بر زمین زدند
طوفان به آسمان ز غبار زمین رسید
باد آن غبار چون به مزار نبی رساند
گرد از مدینه بر فلک هفتمین رسید
یکباره جامه در خم گردون به نیل زد
چون این خبر به عیسی گردون نشین رسید
پر شد فلک ز غلغله چون نوبت خروش
از انبیا به حضرت روحالامین رسید
کرد این خیال وهم غلط که ارکان غبار
تا دامن جلال جهان آفرین رسید
هست از ملال گرچه بری ذات ذوالجلال
او در دلست و هیچ دلی نیست بیملال
* * *
ترسم جزای قاتل او چون رقم زنند
یک باره بر جریدهی رحمت قلم زنند
ترسم کزین گناه شفیعان روز حشر
دارند شرم کز گنه خلق دم زنند
دست عتاب حق به در آید ز آستین
چون اهل بیت دست در اهل ستم زنند
آه از دمی که با کفن خونچکان ز خاک
آل علی چو شعلهی آتش علم زنند
فریاد از آن زمان که جوانان اهل بیت
گلگون کفن به عرصهی محشر قدم زنند
جمعی که زد بهم صفشان شور کربلا
در حشر صف زنان صف محشر بهم زنند
از صاحب حرم چه توقع کنند باز
آن ناکسان که تیغ به صید حرم زنند
پس بر سنان کنند سری را که جبرئیل
شوید غبار گیسویش از آب سلسبیل
* * *
روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار
خورشید سر برهنه برآمد ز کوهسار
موجی به جنبش آمد و برخاست کوه
ابری به بارش آمد و بگریست زار زار
گفتی تمام زلزله شد خاک مطمن
گفتی فتاد از حرکت چرخ بی‌قرار
عرش آن زمان به لرزه درآمد که چرخ پیر
افتاد در گمان که قیامت شد آشکار
آن خیمه‌ای که گیسوی حورش طناب بود
شد سرنگون ز باد مخالف حباب وار
جمعی که پاس محملشان داشت جبرئیل
گشتند بی‌عماری محمل شتر سوار
با آن که سر زد آن عمل از امت نبی
روح‌الامین ز روح نبی گشت شرمسار
وانگه ز کوفه خیل الم رو به شام کرد
نوعی که عقل گفت قیامت قیام کرد
* * *
بر حربگاه چون ره آن کاروان فتاد
شور و نشور واهمه را در گمان فتاد
هم بانگ نوحه غلغله در شش جهت فکند
هم گریه بر ملایک هفت آسمان فتاد
هرجا که بود آهوئی از دشت پا کشید
هرجا که بود طایری از آشیان فتاد
شد وحشتی که شور قیامت بباد رفت
چون چشم اهل بیت بر آن کشتگان فتاد
هرچند بر تن شهدا چشم کار کرد
بر زخمهای کاری تیغ و سنان فتاد
ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان
بر پیکر شریف امام زمان فتاد
بیاختیار نعرهی هذا حسین زود
سر زد چنانکه آتش ازو در جهان فتاد
پس با زبان پر گله آن بضعةالرسول
رو در مدینه کرد که یا ایهاالرسول
* * *
این کشتهی فتاده به هامون حسین توست
وین صید دست و پا زده در خون حسین توست
این نخل تر کز آتش جان سوز تشنگی
دود از زمین رسانده به گردون حسین توست
این ماهی فتاده به دریای خون که هست
زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست
این غرقه محیط شهادت که روی دشت
از موج خون او شده گلگون حسین توست
این خشک لب فتاده دور از لب فرات
کز خون او زمین شده جیحون حسین توست
این شاه کم سپاه که با خیل اشگ و آه
خرگاه زین جهان زده بیرون حسین توست
این قالب طپان که چنین مانده بر زمین
شاه شهید ناشده مدفون حسین توست
چون روی در بقیع به زهرا خطاب کرد
وحش زمین و مرغ هوا را کباب کرد
* * *
کای مونس شکسته دلان حال ما ببین
ما را غریب و بیکس و بیآشنا ببین
اولاد خویش را که شفیعان محشرند
در ورطهی عقوبت اهل جفا ببین
در خلد بر حجاب دو کون آستین فشان
واندر جهان مصیبت ما بر ملا ببین
نی ورا چو ابر خروشان به کربلا
طغیان سیل فتنه و موج بلا ببین
تنهای کشتگان همه در خاک و خون نگر
سرهای سروران همه بر نیزهها ببین
آن سر که بود بر سر دوش نبی مدام
یک نیزهاش ز دوش مخالف جدا ببین
آن تن که بود پرورشش در کنار تو
غلطان به خاک معرکهی کربلا ببین
یا بضعةالرسول ز ابن زیاد داد
کو خاک اهل بیت رسالت به باد داد
* * *
خاموش محتشم که دل سنگ آب شد
بنیاد صبر و خانهی طاقت خراب شد
خاموش محتشم که ازین حرف سوزناک
مرغ هوا و ماهی دریا کباب شد
خاموش محتشم که ازین شعر خونچکان
در دیدهی اشگ مستمعان خون ناب شد
خاموش محتشم که ازین نظم گریهخیز
روی زمین به اشگ جگرگون کباب شد
خاموش محتشم که فلک بس که خون گریست
دریا هزار مرتبه گلگون حباب شد
خاموش محتشم که بسوز تو آفتاب
از آه سرد ماتمیان ماهتاب شد
خاموش محتشم که ز ذکر غم حسین
جبریل را ز روی پیامبر حجاب شد
تا چرخ سفله بود خطائی چنین نکرد
بر هیچ آفریده جفائی چنین نکرد
* * *
ای چرخ غافلی که چه بیداد کردهای
وز کین چها درین ستم آباد کردهای
بر طعنت این بس است که با عترت رسول
بیداد کرده خصم و تو امداد کردهای
ای زاده زیاد نکرداست هیچ گه
نمرود این عمل که تو شداد کردهای
کام یزید دادهای از کشتن حسین
بنگر که را به قتل که دلشاد کردهای
بهر خسی که بار درخت شقاوتست
در باغ دین چه با گل و شمشاد کردهای
با دشمنان دین نتوان کرد آن چه تو
با مصطفی و حیدر و اولاد کردهای
حلقی که سوده لعل لب خود نبی بر آن
آزردهاش به خنجر بیداد کردهای
ترسم تو را دمی که به محشر برآورند
از آتش تو دود به محشر درآورند

 

 

 

 




نظر خوانندگان در مورد اين مطلب ارسال نظر شما
من این شعر را کپی کردم تو وبلاگم راضی باشید- امین
سلام
خیلی ممنون.عالی بود- رضا
خیلی عالیه من کتاب محتشم رو نتونستم پیدا کنم- علی
سلام
لطفا شعر رو درست بنويسيد
در بعضي از ابيات لغات اشتباه و معادل لغت اصلي شعر به كار رفته است- مهدي
با سلام - در مورد این شعر باید گفت که داستان واقعی آن از این قرار است که محتشم فرزند خود را از دست می دهد و بسیار بسیار ناراحت می شود در یکی از شب ها پیامبر را در خواب می بیند که به او میگوید اینقدر بی تابی نکند و برای فرزند پیامبر ، امام حسین شعری بگوید و بداند که مصیبت او در مقابل مصیبت کربلا ناچیز است . پس از آن در شب دیگر دوباره پیامبر را به خواب می بیند که به او میگوید چرا شعر نگفتی که پاسخ می دهد نمی دانم چه بگویم این حادثه سه شب تکرار می شود تا اینکه در شب سوم پیامبر به او می فرمایند که این گونه شروع کند : باز این چه شورش است که در خلق عالم است که محتشم پس از بیدار شدن از خواب شعر خودش را با مصرع پیامبر آغاز میکند که همان ترکیب بند معروف می باشد و تا مصرع : هست از ملال گرچه بری ذات ذوالجلال ؛ ادامه می دهد و دست از کا می کشد چون نمی داند که در ادامه چه بیتی را بیاورد که در شان بارگاه الهی و خداوند باشد زیرا که ناراحتی و درد و رنج برای خدا بی معنا است که در خواب هاتفی به او این گونه الهام می کند که بگوید :او در دلست و هیچ دلی نیست بیملال . یا حق- پارتیزان
روایت است که حضرت صاحب الزمان (عج) صبح وشام در عزای امام حسین گریه میکند بنظرم شیعیان ان حضرت هم اگر میخواهند مثل ایشان صبح و شام بر امام حسین گریه کنند می توانند با خواندن این شعر برای خودشان هر صبح و هر شام بر امام حسین گریه سیری بکننند- گدای امام حسین
اشكم آمد.
دمتان گرم و سرتان خوش باد.- احمد
با سلام و تشکر از دست اندار کاران این اشعار جانسوز.... من در کتابی خواندم که نوشته بود شبی محتشم حضرت زهرا (ع‏)‏ را در خواب میبیند وان حضرت به محتشم میفرماید جرا در مصیبت فرزند من خاموش مانده ای و محتشم هم این اشعار را میخواند ضمنا‏‏ به محتشم پدر مرثیه سرایی هم میگویند.- alireza
با سلام
هر بار که این شعر آسمونی رو می خونم بند بند وجودم به لرزه می افته و ناخودآگاه اشک از چشمام سرازیر میشه...ممنون که متن کامل شعر رو چاپ کردین.راضی باشید چون ذخیره اش کردم.خدا قوت- فاطمه
سلام خدا خيرتون بده اجرتون با امام حسين
من اين شعرو كپي كردم ميخوام تو وبلاگم بزارم راضي باشيد البته بت ذكر نام منبع
- ali
سلام عالیه آقاعالی- اسلام
با سلام و سپاس از زحمات شما.

لطفا به اولین مقتل منظوم ادب فارسی (مقتل منطوم فدایی مازندرانی ) سری بزنید.- ف الف شلدره
اجرکم عندالله- علیرضا
خنده كنان مي رود روز جزا در بهشت
هر كه به دنيا كند گريه براي حسين (ع)

دعا كنيد باز هم توفيق بشه برم كربلا با شماهاي دوست- رضا
باتشكر- amir
بسيار عالي بود من هم در هنگام خواندن شعر احساس كردم به محتشم الهام شده است
- علي
خیلی قشنگ بود دمتون گرم- مژگان
با سلام ممنون از این شعر زیباو آسمانی
بااجازتون این شعرو سیو کردم راضی باشین.
خداوند به شما توفیق دهد.- زندیه
خيلي عالي بود- محمد
با سلام در پاسخ به دوستانی که این شعر را آسمانی می دانند باید این واقعیت است نه تصور شما . زیرا روایت است محتشم در ایام محرم در خواب حضرت زهرا را میبیند که به او می گوید چرا خوابیده ای برخیز ودر سوگ پسر من شعری بگو و محتشم از خواب برمی خیزد و در همان نیمه های شب این شعر را می سراید .- دوستدار اهل بیت
حسین خیرالانام علیک منی سلام.باید توخه داشته باشیم کهشعری که با توصیه صضرات معصومین باشد چنین حلاوتی را انتضار میرود.اجرتون با ولی عصر ارواحنا فدا- محمدعلی هنری
سلام خدمت دوستان عزیز!
برای اولین بار در زندگی ام اتفاق می افتد که خواندن یک شعر اینقدر مرا تحت تأثیر قرار داد که حتی اشک ریختم.
خداوند محتشم را با جدش محشور گرداند.
هنریار از کابل افغانستان- سید طالب حسین هنریار
اجرتون با امام حسین من شعرو با اجازتون تو وبم گذاشتم- معصومه
با سلام اینقدر شعر زیباست که گمان نمیکنم برای شعرای ایینی جایی گذاشته باشد خداوند محتشم را با اربابش امام حسین محشور گرداند- مجید عضیمی
محشر بود- .....
احسنت برشما وخاندان شما ودرود برمحتشم كاشاني رحمت الله اليه- رضا
بنظرمن این شعربه جناب محتشم الهام شده است واسمانیست نه زمینی- باران
با سلام ممنون از سلیقه خوبتون با اجازه شما ترکیب بند محتشم رو سیو کردم اگر ازشعرهای مولوی استفاده کنید خیلی خوب میشه- علی اصغر
با سلام واحترامی خالصانه به دوستان عزیز
اگر لطف کنید وترکیب بند فدایی مازندرانی را که هم او
جزءترکیب بند سرایان عاشورایی است را در این قسمت بگنجانید ممنون می شوم .

با تشکر از زحمات بیدریغتان- صدف
کمال تشکرازشمااستادگرامی.موفق باشید
- ali rajab
با سلام

آدرس وبلاگ وحید رضا بور بور

ترکیب بند محتشم با خط شکسته



vahidbf.parsiblog.com


چشمان ما منتظر قدمهای شما عزیزان- شهاب وشهریار

با سلام
آدرس وبلاگ متن خوشنویسی ترکیب بند محتشم

وحید رضا بور بور


vahidbf.parsiblog.com- شهاب وشهریار
با سلام

خیلی خوشحال شدم از مطالب خوب شما

به عرض می رسانم من در سال گذشته تمام ترکیب بند محتشم عزیز را با خط شکسته خوشنویسی کردم . ودر آدرس ذیل قرار دادم.

امید وارم مورد رضایت حضرت ابا عبدالله واقع شود .
من از آقا حاجتم را گرفتم . انشا ء الله شماهم مورد لطف حضرت واقع شوید- وحید رضا بوربور
یا علی مدد- عباس
کس نیاید در جهان چون محتشم...- بهزاد
عالیه فقط غلط زیاد داره
- علی
اللهم عجل لولیک الفرج_واقعا ممنون برای این شعر- سحر
چه گفتی مومن- سید جمال حبیب اله پور
برحديث من وحست تونفزايدكس
حدهمين بود سخنداني و زيبايي را
تا دنيا دنيااست هيچكس چنين نوحه اي را نمي تواندبسرايد. روحش شاد- omid
بااینکه روز عاشورا مهر به دل شیعه ها میزنن تادق نکنن از این غم...
الان که ساعتی ازظهر عاشورا میگذره باخوندن این شعر نفسم بالا نمیاد
دارم خفه میشم یا اباعبدا...
من21سالمه ومبتلا بهMSشدم
توروخدادعاکنیدارباب شفاموازخدابگیره بحق این روزعظیم...- من
خداوند رحمت کند محتشم کاشانی را با این اشعار زیبایش- محمد رستمی
بنام خدا
روح این شاعر قرین رحمت الهی باد
وقتی این کلمات زیبا در مدح سید الشهدا خوانده میشود واقعه کربلا در جلو چشمان انسان جلوه گر میشود .
روحش شاد- حمید کثیری
عالی بود اتفاقا خیلی دنبال این ترکیب بند بودم . متشکرم- سمانه
در شب ششم محرم كه از روضه حسيني جا مانده بودم با اشعار محتشم اشك ريختم. كربلا رفتم و مدينه وشام و با زينب كبري گريستم. اجرتان با حسين شهيد- سيد صادق
اين تركيب بند زميني نيست بلكه قدسي و ملكوتيست به يقين محتشم اتصالي به عالم بالا پيدا كرده و پرده ها از جلوي چشمانش كنار رفته و اين اشعار را سروده است { به اميد روزي كه ما هم ملكوتي شويم } محمد 121- محمد
کسانی که واقعه عاشورارادرک کرده انداین اشعاررامیخوانند- ناصرطبسی
از همه ی شما که این اشعار پرمحتوی محتشم را میخوانید التماس دعا دارم شما را بخدادعابرای فرج ارباب غریبمان را فراموش نکنید.- m
بسیار متشکرم من خیلی دوست داشتم این شعرو ببینم.اجرتان با امام حسین(ع)- مهدیه محمدفر
خیلی وقت بود دنبال این شعر می گشتم خدا خیرتون بده به حق امام حسین- کوثر
شعر ناب محتشم عصاره ارادت وعشق به قافله سارلار کربلا و بیانگر روح لطیف وپاک ایرانی و شیعی است- ناصر رجب خوانساری
شب عاشورا نزديكه.منتظر عنايت اباعبدلله باشيد.- اميررضا.پ
بهشت نصیبتون - هادی هدایت پور
اجرتان با سالار شهيدان

- حميد رضا از كاشان
اجرتان با خدای شهیدان- مسیحا
بسم الله الرحمن ارحيم
لطفا براي شادي روح بزرگوار جناب محتشم كاشاني فاتحه اي بخوانيد و صلوات بفرستيد .- الهام صراف فرد
ضمن عرض تسليت به مناسبت ايام سوگواري سالار شهيدان حسين ابن علي بنده مدتي بود دنبال اين شعر معروف بودم خير ببينيد
- حسن
خدا خيرتان دهد مدتها بود دنبال متن كامل تركيب بند محتشم مي گشتم.
- حسن پور
ALIII EJRETOOOON BA KHODESH- ELIAS
راستی جاهایی از شعر را اشتباه تایپ کرده ای .ازجمله انکه وانگه سرادقی که ملک محرمش نبود (را مجرمش نبود )نوشته ای - مهدی 313
این شعر به نظرم در زبان فارسی بی نظیر است .انچنان شوری مرا می گیرد با خواندنش که نگو .عالی بود - مهدی 313
عالی بود - مرتضی
ای ول کارخوبی کردید.- حسین